۱۳ پاسخ

بله عزیزم حتما و انشالله که بهتر میشه این حالت🥰

همینکه لازم نیست بل این حال بد صبح ۷ صبح بیدار شی و بری سر کار تا عصر برو خداروشکر کن ....من سه ماه اول اونقد حالم بد بود سرکار رئیسم بل اینکه زن بود اصلا درک نمی کرد همش میگفت شما دخترای امروزی فقط ناز نازی هستین ما قدیما بچه می‌آوردیم خودمون هم حالیمون نمیشد .... خدا لعنت اش کنه چقد زخم زبون زد بهم .... خداروشکر داره میره از دستش راحت میشم

من که کل بارداریم با استرس گذشت اون روز ها رو ندیدم

من سر این جوجه طلایی نه تهوع نه استفراغ اشتها اوفف عالی بدون اضافه وزن فقط سردرد داشتم جاریم سر پسر اولش خوب نبود منو دید گفت هر بچه مثل هم نیست طفلک باردار شد جون میداد آنقدر حالش بد شد 😂😂به ژنتیک بچه هست ولی روز زایمان آنقدر بالا اوردم از دماغم دود بیرون میزد😂😂😂😒

تصویر

منم اینطوری بودم چند همش خونه نشین بودم تازه ویارم رفته بود حالم خوب شده بود همه جا میرفتم که دکتر گفت جفتم امده پایین استراحت کن بازم باید بچسبم ب خونه 🥲

قرص ضد تهوع چی میخوری؟

منم تهوع و استفراغ شدید دارم.هماتومم دارم بخاطر همین استراحت مطلقم.همش کمردرد و دلدرد دارم.امروز انقدررر گریه کردم

بهتر میشی عزیزم تهوعت. خوب میشه غذا مییخوری بیرونم میری ولی هرهفته ی بارداری یه چالشه بنظرم فکر نکنن همچی گل و بلبل میشه یهو یه روز حوصله ندااری یه روز اشتها نداری یه روز همش گشنته بیرون میری زوود خسته میشی خونه ای افسرده میشی🤣

منم عین شمام بااین تفاوت که باحال بدم مجبورم برم سرکار واین عذابه برام

چی بگم خدا کنه ما هم روز خوش ببینیم ...
حالت تهوع و اینا هیچی نداشتم هنوزم احساسی از بارداری ندارم ولی طول سرویکسم کوتاهه استراحت مطلق خسته شدم از بس این پهلو اون پهلو شدم ..
تنها تفریحم گلاب به روتون اینه که بعد از دستشویی چند دیقه بیرون رو از پنجره نگاه کنم

دوقولو داری چقد قشنگ جنسیت چیه

منم همینجوری ام 🥲🥲🥲
خدا کمکمون کنه فقط به خیر بگذره ایشالا
واقعاااااا سخته انگار انفولانزا گرفتم از بی جونی و افت فشار و تهوع

من تهوع ندارم ولی بجاش جفتم پایینه قند بارداری دارم هرکس به یه نحوه ای از خونه هم بیرون نمیرم همش تو خونه خونمون انقد کثیف توش افسرده شدم

سوال های مرتبط

مامان سام مامان سام ۴ ماهگی
دردودل
صبحا زود گرسنم میشه ولی تهوع دارم جرئت ندارم از جام بلند شم، قبلا بیسکوئیت ترد و نخودچی سریع میخوردم ولی الان دلمو زده و نمیتونم بخورم میخورم بدتر میشم، دیگه عادت کردم میگم اشکال نداره بذار تهوع کار خودش رو بکنه، بعد اندانسترون میخورم که بتونم صبحانه بخورم، هر وعده ای که میخورم با اینکه کم میخورم سنگین میشم و ترش میکنم و حالت تهوع دارم فقط بخاطر اندانسترون بالا نمیارم، بخاطر مشکلات انعقادی انوکساپارین میزنم و دکتر گفته هر یک ساعت یه بار کمی راه برم که انقدر این مدت وزن کم کردم که جون ندارم، دوست دارم همش دراز بکشم و بخوابم، یبوست هم که تازگی اضافه شده به مشکلاتم و در روز کلی باید حواسم باشه انجیر و هلو و... بخورم تشدید نشه، شبا هم که سر ساعت ۴ صبح بیدار میشم تا حوالی ۷ صبح هم خوابم نمی‌بره، شکمم خالی باشه تهوع میاد سراغم، غذا میخوام بخورم بی اشتهام و تهوع نمیذاره، بخاطر شرایطم دکتر گفته فعلا سرکار هم نرم چندهفته، توی خونه کلافه هم میشم چون اصلا عادت نداشتم، توی ۸ هفتگی هم علائم آمبولی ریه داشتم و یه هفته بیمارستان بستری بودم، حس میکنم زندگیم مختل شده و همش میگم میگذره این روزا به سلامتی؟؟؟؟ چرا هیچ دیدی از این مشکلات نداشتم فکر میکردم دوران بارداری خیلی راحت تر باشه خورده توی ذوقم، ولی همه میگن شیرینی لحظاتی که به دنیا بیاد این سختی ها رو از بین می‌بره، ولی دروغ چرا میگم نکنه بعدشم کولیک و دل درد بچه هم اضافه بشه و .....، تنها کاری که میتونم کنم صبره و توکل به خدا