سلام مامانا امروز پلین ۹ ماه و ۱۵ روزه هست
بعد از زایمان اولین روزی بود ک تنهاش کذاشتم رفتم استخر
زنداداشم و خیلی دوست داره گذاشتم پیش اون رفتم
خودم ک انگار از قفس ازاد شده بودم یه خس عجیبی بود هم آغوشم‌خالی از پلین بود انگار چیزی گم کرده بودم از یه طرفم حس ازادی و راحتی داشتم
ساعت ۳.۳۰ تا ۶ نبودم پیشش
برگشتم همسرم هم بود با بابام
گفتن اصلا گریه نکرده فقط نمیخوابید اتاق هارو‌نگا میکرد میرفت اشپزخونه و نگا میکرد دنبالت میگشت دیدم تازه خوابش برده یهو تلفن خونه زنگ زد بیدار شد زود بغلش کردم اولین بار بود موقع بیدار شدن گریه کرد اصلا کریه اش قطع نمیشد خودشو از بغلم پرت مرد بغل همسرم هر جقدر صداش کردم اصلا انکار من و نمیدید نگام‌نمیکرد اخرسر نگاه کرد تو‌چشمام بلند جیغ کشید هلم داد گریه کرد ثای دیدیم باهام قهر کرده همسرم با هزار مکافات آشتیش داد اصلا بعلم نمیومد دیکه 🥹😒بعد اوند بغلم تو ماشین خوابش برد
تجربه عجیبی بود بچه ۹ ماهه قهر کرده بود باهام
دیگه نباید تنهاش بزارم
شما تا حالا همچین تجربه ای داشتید بچه تونو از چه سنی گذاشتید حایی رفتید ؟

تصویر
۱۲ پاسخ

ای جاااااان دلم خانوم خانما قنا عسل قهر کرد توقع نداشتش مامی جونش تنهاش بزاره😍، مهسا چرا تاپیکات برای من نمیاد اخه🤷‍♀️ همش باید بیام تو صفحه ت 😢
این هارو دیدم اتفاقا تو فروشگاه ها ولی همش حس میکردم باران نمیزاره براش ببندم. بخرم پس ببیینم چیجوریه.

از وقتی به دنیا اومده هر از گاهی میزارم پیش خواهرم و استراحت میکنم البته خواهرم طبقه پایینمون میشه

عزیزم🥺😍دختر منم قهر میکنه میره بغل باباش همسرم هی میگه ببین مامانو دوستت داره نازش کن از این حرفا میگه اشتی میکنه وقتی قهر میکنه موهامو میکشه صورتمو چنگ میندازه هلم میده

وایی عزیزممم
من از اول زیاد شده گذاشتم پیش مامان بابام رفتم بیرون یا مهمونی، بهشون عادت داره وقتیم منو میبینه زیاد واکنشی نشون نمیده، اونجا بهش خوش میگذره

آره منو بردی به خاطرات .دخترم ۵ روزش بود اونموقع شیر خودم رو می‌خورد من بعد سزارین تا چندروز درد داشتم دخترمم یکسره بهم وصل بود شیر می‌خورد یه شب بخاطر دردهایی که داشتم به شوهرم گفتم بریم دکتر خیالم راحت شه دخترمو گذاشتم پیش مامانم دو سه ساعتی نبودم وقتی برگشتم سینم رو نمی‌گرفت روشو میکرد اونور و گریه میکرد با مصیبت فراوون دوباره با ممه آشتیش دادم😍😍

منم دخترم تنها گزاشتم پیش مامان رفتم بازار وقتی اومدم یه جوری بابغض گریه میکرد اصن عجیب خیلی دلش پر بود

دختر من برعکس بیشتر بهم میچسبه ک دیگ نرم
اضطراب جدایی شون شدید میشه متاسفانه

بچه منم قهرمیکنه منم جایی نمیزارم نهایت یه ساعت و بر میگردم.نگام نمیکنهههه😂

من دخترم چهارماهش بودمادرشوهرم بغلش کردواکسنشوزدن تاچندروزکه بغلش میکردجیغ میکشیدفقط😂😂
اصلن نمیرف پیشش

ای خودا جوجه بگو چه میدونی قهر چیه
دختر من بعد چند ساعت دوری سریع میاد پیشم مثل کسی دلش تنگ شده باشه

آره منم ماه پیش روضه دعوت بودم چند روز بود گفتم بزار یه روزشو برم دخترام گذاشتم پیش شوهرم و رفتم خیلی آروم مونده بودن و اصلا همسرم اذیت نشده بود همین ک رسیدم خونه و بغلشون کردم بی نهایت گریه کردن اصلا آروم نمیشدن اون موقع شش ماهشون بود شیر نخوردن یه روز فقط تو خواب شیر میدادم بهشون بعد دیگه آشتی کردن

😂😂❤️

سوال های مرتبط