یجوری درباره دونه های انار میگن : بانظم وترتیب یکجا نشستن?!!
انگار دونه های ذرت شلوارک پوشیدن تو کوچه ولن...خوب اون بیچاره ها هم با نظم و ترتیب یکجا نشستن دیگه...
اختلاف طبقاتی تا کجا؟؟😞🤣
ی بار دیگه هم چند روز قبل عروسی رفته بودیم پارکینگ ی پارک خلوت تو ماشین تو تاریکی بغل و بوس و اینچیزها دیگه جوگیر شده بودیم روزای آخر بود و ما رابطه نداشتیم دوران عقد شدید دلمون میخواست دیگه داشت به مرحله دهانی میرسید که یهو دیدیم یکی نور انداخته تو ماشین و میزنه رو شیشه
گشت پلیس بود😅😅😅
خوبه برای وام ازدواج اقدام کرده بودیم مدرک عقد داشتیم همراهمون کلی نصیحت و صحبت کرد بعد گفت همین الان برید 😂😂😂
زمستون بود برف امده بود قبل عقد فقط نامزد بودیم با کلی ذوق و شوق رفتیم برف بازی من همونجا پریود شدم
از درد داشتم میموردم
خوبه اول خونریزی نداشتم میترسیدم خونریزی شروع بشه کثیف کاری بشه
روم نمیشد بهش بگم
هی میگفتم بریم هی اون میگفت ن تازه امدیم
آخر دیگه افتادم به گریه که درد دارم حالم خوب نیست
خلاصه سریع منو رسوند خونه با کلی ترس و وحشت تحویل مامانم داد فکر کرد بلایی سرم آورده یا مریضی خاصی دارم
آنقدر ترسیده بود که نمیتونست حرف بزنه 😂😂
خیلی رفتار ضایعی بود 😂😂
بزار منم ی چالش بزارم🤣🤣
عقد همسرم اصرار کرد که خونه اشون بخوابم دیگه موندم تو رودربایستی قبول کردم خوابیدم
دم صبح داداشش کیف مدرسشو تو اتاق همسرم جا گذاشته بود بدون در زدن خوابالو اومد برش داره🫠😅و رفت
شانسی که بود من تا زیر گلو پتو روم بود
باهم رفته بودیم بیرون به بابام گفتم میریم بولوار نماز ولی رفتیم جنگل اونجا هم همون موقع ها بود که سیل اومده بود
منم به شدت از دستش عصبانی بودم
فقط رفته بودم بهش بگم دیگه تا عروسی باهم حرف نزنیم چون وحشتناک اذیتم میکرد
بعدش داشتیم میرفتیم یهو موتورش گیر کرد تو گلا وای وحشتناک بود من پیاده شده آنقدر هم خوشگل شده بودم آرایش کرده بودم عطر خفن زده بودم
دیدم گفت موتور هل بدت حرکت نمیکنه خودش سوار شد منم هل میدادم هیچکس هم نبود اون اطراف که کمک کنه یعد نزدیک ده دقیقه طول کشید تا لز اونجا در اومدیم و من وقتی از اونجا اومدم بیرون شلوار سفید پام بود شلوارم شده بود سیاه صورتم پر گل اصلا وحشتناکترین خاطره من این بود
ی شب پیش شوهرم خوابیدم راب.طه از پشت داشتیم صبحش پریود شده بودم فک میکردم بر اثر فشار پردم پاره شده
دیگ ب شوهرم خون رو شلوارم نشون دادم ی وقت نگه با.ک.ره نبوده🤣🤣
بعدش فهمیدم پریود شدم
شب عروسیمم خونریزی نداشتم اخرم نفهمیدم ارتجاعی بودم یا ن
آخ آخ عقد بودیم شب رفتم اتاق بخوابیم 😂😂شوهرم خودشو چشبوند به من دیگه کار به جاهای باریک کشید بوس فلان نمیدونم چرا لباسامو در آورد هی من گفتم نکن پتو بنداز فلان حالا رابطه نداشتیم 😂😂😂یهو دختر خواهر شوهرم درو باز کرد اومد تو من فقط داشتم میلرزیدم چشمامو بستممم
حسش نیست 😅
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.