بله سر بارداری اولم مخم پر از حرفای عجیب بود و پر از سوال ترسیده بودم
اما الان فقط سجده میکنم میگم خدایا شکرت برای وجودش در اون زمان به موقع بودچقدر الان میفهمم
وقتی تست مثبت شد دستام از خوشحالی میلرزید دو شبانه روز نخوابیدم از ذوق و فقط خدا رو شکر کردم .بچه بزرگترین نعمت الهی هست
از شوق و خوشحالی و ذوق رو پا بند نبودم😍به خواستنش بیشتر فکر میکنم تا نخاستنش چون هدیه خداست تو نا امیدی خدا نگاه به زندگیمون کرد🙏🏻
خیلی طبیعیه
من هم با اینکه بعد چند سال باردارشدم بارها به نخواستن فکر کردم
کارمم از دست دادم
اما مطمئنم خیری هست
صلاحم رو خدا بهتر میدونسته
خب من هم اولی رو میخواستم هم الان دومی رو، به نخواستن و نبودنشون فکر نکردم هیچ وقت، دوست داشتم همیشه خانواده ی خودمو داشته باشم، چون دوتا سقط داشتم الان فقط نگرانم که بارداریم به سلامت بگذره و بغلش کنم، بچه ها شیرین میکنند زندگی رو، مسئولیت بزرگی دارن باید براش آماده بود، ولی طبیعیه تو بارداری آدم حس های مختلفی رو تجربه میکنه که گذراست
هیچ حسی نداشتم فقط هر وقت دکتر میرفتم برا سونو حس خوبی داشتم تا زمانی که تکون هاشو حس میکردم
عزیزم طبیعیه گریه واینا توبارداری من خودمم یه چندروز بودالکی گریه میکردم وبعضی وقتام استرس میگرفتم که تواین دنیا به دنیا میارمش اذیت نشه ولی سعی میکنم به این چیزا فکرنکنم
من فقط حس میکردم هنوز امادگی ندارم با اینکه میخواستمش و به خواست خودمون تو اقدام بودیم
فقط استرس گرفتم که میتونم مادر خوبی باشم و آینده قراره چی پیش بیاد
من بچه ی اولم اونجوری بود همش گریه میکردم میگفتم برم بندازم ولی الان خدارو شکر میکنم و به دخترم که 7 سالشه میگم تو هدیه ی خدایی
بنظرم خیلی طبیعیع
و تو طول بارداری ممکنه خیلی این چیزا بیاد توی فکرت
از شدت ذوق استرس گرفتم ولی هیچوقت به نخواستنش فکر نکردم
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.