۱۵ پاسخ

چته تو زن داری الکی زندگیتو ب گوه میکشی چرا اینقد شکاکی بابا یه مدت ول کن این شکاک بودن رو بخدا اگ شوهرت کاریم نکنه با این کارایی ک تو میکنه بنده خدا حقشه اگ بره دنبال یکی دیگه ول کن خواهرِ من اون بنده خدا از ترس اینکه بری چیزی بگی ابروتون بره برگشته خونه ک فکری نکنی والا من همه پیامای قبلتم خوندم بنظرم برو پیش مشاور عزیزم بیچاره دخترت طفلی این وسط داغون میشه با این کارای شما

هر موقع گفت شب میرم پیش دوستم برو مغازه ببین زنه هست اگ بود شکت بی مورده

عزیزم!خیلی کنترل میکنی
خیلی زیاد!
بنظر من ادما دو دسته ان
یا میخان زندگی کنن یا نه
اگه میخای زندگی کنی کنترل نکن چون چیزی ک باید بفهمی ی روزی میفهمی
اگرم نمیخای زندگی کن ک با همین فرمون ادامه بده

اصلا نباید بهش میگفتی ک میری پیش زنه اینا
باید یه مدت زیر نظرش میگرفتی
کار گندی کردی وقتی مدرک نداری نمیتونی بیخود تهمت بزنی
بعدشم هر مرد متاهلی غلط میکنه شب بره خونه دوستش صبح بیاد

اصلا نباید میگفتی .میخواست بره بهونه میکردی توهم باهاش میرفتی
اینجوری الان پنهون کاری نمیکرد .ترس برا ی دقه فایده نداره که
واینکه تا چیزی ندیدی نمیتونیم حرفی بزنی .خرید کردن نشکل نداره مگراینکه قبلا ازجای دیگه و باهم خرید میرفتید ولی الان دوست داره هی تتها بره
یا اصلا میزاشتی بره خرید از زنه توهم پشتش میرفتی میگفتی الکی بچهبهونه گرفت منم امدم چیزی بود میفهمیدی

فک کن شوهرت خیانت کرد فهمیدی چیکاری میکنی؟

درخاست میدی داشته باشمت عزیزم

وای چ بد
ادم‌چ میدونه‌چ کنه
زنه جوونه مگه

نفهمیدم چجور فهمیده و برگشته چی گفتی مگ بهش

تو هم هر بار شوهرت خواست بره باهاش برو یا بگو دیگه اونجا نره برا خرید

چه پیامی دادی بهش؟

بحثی چیزی نکرد بگه یعنی چی الکی بری پیش زنه که چی؟؟؟

حالا شوهر من بود کولی بازی درمیاورد دست پیش میگرفت

چرا همسرت باید شب بره پیش دوستش بمونه؟؟

این مردا چشون شده

سوال های مرتبط

مامان نقطه خانوم مامان نقطه خانوم ۱۶ ماهگی
امروز بچموو بردم پارک برای تاب بازی بچه من خیلی بد غذاست داشتم رو تاب بهش غذا میدادم یه زن اومد با شوهرو بچش و شروع کرد به من حرف بد زدن گفت وای چقد بعضیا بی فرهنگن چرا رو تاب غذا میدن به بچه منم توجه نکردم بعد با صدای بلند گفت خانوم تا غذاشو تموم میکنه میخوای غذا بدی به این بچه منم گفتم سه دقیقه س رو تابه بعد بچمو فوری از رو تاب برداشتم اون زن بچشو سوار کرد بیس دقیقه بچشو تاب داد رفتم بهش گفتم خانوم بیس دقیقه س بچه ت رو تابه برش دار یهو زنه بهم فش داد منم گفتم الان زنگ میزنم پلیس بیاد جمت کنه وای تصور کن بچه یه ساله تو بغلم بو یه دستمم کاسه غذا بعد زنه شروع کرد به کشیدن موهام و یه دسته زیاد از موهای سرمو کشید بعدش هم من چون بچه بغلم بود و کاسه غذا دستم نمیتونستم هیچ دفاعی منم رفتم عقب و ازش دور شدم اما زنه ول کن نبود اومد و بازدم منو بزنه بهم چنگ زد و کل گزدنم جای چنگ هاشه و باعث شد گردنبند طلام گم بشه شایدم دزدیش به پلیس زنگ زدم گفتم بیاد برای صورت جلسه
مامان یزدان مامان یزدان ۲ سالگی
سلام. من خیلی وقت بودمیخواستم یه کالسکه بخرم آخه پسرم یه کم سنگینه وقتایی بیرون میرم میخوادبغل شه کالسکه باشه راحتترم درسته هرجامیرم باماشین میرم ولی خب توفروشگاه پارک یابازارپیاده روی ایناهم هس خلاصه تودیوارگشتم پیداهم کردم کالسکه دلیجان2200تومان ولی شوهرم نذاشت گف دوسه ماه استفاده میکنی بعدمیندازی گوشه انباری البته همنطورم هس🤭بعدهم گفتم ازدوست یافامیل یه دونه امانت بگیرم به چندنفری گفتم یانداشتن یاخراب شده بودیاخودشون لازم داشتن. 14سال پیش من بایه دوست رفاقت داشتم رفت وآمدخانوادگی داشتیم خیلی هم صمیمی بودبخاطریه موضوعی بینمون شکراب شدقهرنکردیم ولی رابطمون کمرنگ شدخلاصه یهوساعت5صبح یاداواومدم وتووات بهش پیام دادم که کالسکه امانتی نداری بهم بدی گف بزارازآبجیم بپرسم بعدساعت9صبح بهم پیام دادکجابیارم بهت بدمش منم آدرس دادم آوردش خودم توخونه نبودم شوهرم گرفته بودش گفته بوداین هدیه من به پسرگلت وقتی اومدم خونه سورپرایزشدم دیدم یه کالسکه پلمپ ازمارک دلیجان برای پسرم آورده زنگش زدم گف من بایدبرای زایمانت می اومدم که نتونستم این هدیه ی من به گل پسرت.. میخوام اینوبگم یه رفاقت 14ساله باوجوداینکه کمرنگ هم بودولی دمش گرف خیلی دخترگلیه ایشالله برای تولدپسرش جبران کنم بچه هاشمانمیدونیدقیمتش چنده؟
مامان سید محمد هادی😊 مامان سید محمد هادی😊 ۲ سالگی
سلام به همگی 💓
خوبین ؟ چه خبرا..
میخواستم یه قضیه ای رو‌ براتون تعریف کنم ، حال خودمو خیلی خوب میکنه ، گفتم اینجا هم بگم..

چند روز پیش رفته بودم بیرون برا پسرم چندتا چیز بخرم..
اسنپ گرفتم رفتم ، بعد رسیدیم به مقصد پیاده شدیم رفتیم برا خودمون با پسرم خرید ؛ که یهو راننده اسنپه زنگ زد گفت خانم یه سری کلید تو ماشین افتاده ، مال شماست؟ منم دیدم ای دل غافل کلیدام نیست
گفتم اره مال منه
گفت پس صبر کنید من برگردم براتون بیارم.. کُلی هم از مقصدی ک من پیاده شده بودم دور شده بود ؛ اما برگشت کلیدارو بهم داد هرچی هم اصرار کردم پولشو نگرفت

بعدش رفتم برا خودم و پسرم خاک شیر گرفتم گفتم هوا گرمه براش خوبه..
تا اومد بخوره یدونه با دستش محکم زد ریختش..
بعد صاحب مغازه اومد گفت اشکال نداره یدونه دیگه براش بریز ، مهمون من.. گفتم نه و نمیخواد و فلان.. اخرسر خودش اومد یدونه دیگه ریخت داد ؛ باز هرچی اصرار کردم اونم پولشو نگرفت

بعدشم ک رفتیم خرید و اینا یکی دوبار که کالسکه رو میخواستم از جوب و اینا رد کنم مردم سریع میومدن ردش میکردن..

کلا خیلی اوقات پیش میاد با بچه که میرم بیرون مردم خیلی لطف دارن..
چندبارم پیش اومده موقع گذاشتن برداشتن کالسکه تو ماشین ، خود راننده اسنپ اومده کمک ، برامون گذاشته و برداشته

خواستم بگم یه همچین مردم خوب و مهربونی داریم ❤️

شما چی براتون پیش اومده با بچه برید بیرون و مردم اینطور رفتارای خوب داشته باشن؟
مامان مانلی مامان مانلی ۱۶ ماهگی
روزی که رفته بودم برای مشاوره بیهوشی ام ار ای مانلی یه خانمیکنار دست ما نشسته بود بچه ی ۴ساله تقریبا داشت کنارش نشسته بود گوشیش رو هم داده بود دست بچش و داشت بازی میکرد اون وقت ام ار ای داشت من مشاوره بچش ناشتا بود بعد از اونجایی که مانلی صبحا بیدار میشه اولش صبحانه نمیخوره من براش تنقلات تو کیفم گذاشتم گفتم تا ناهار بچم ضعف نکنه ...یعنی بگم مطب قلقله بود ها جا برای نشستن یا مثلا صندلی اضافه اینا نبود ،طبق معمول بعد یه ربع اول انتظار مانلی شروع کرد به بهانه گیری منم یدونه از خوراکی هایی که خودم براش درست کرده بودم در اوردم از کیفم بدم بهش بعد این خانومه یدفع برگشت گفت میشه اینجا ندی بهش من بچم ناشتاعه دلش میخاد پشتم کردم بهش دیدم بعد چند ثانیه دوباره گف یه جای دیگه بدین بهش عزیزم انقدر خسته و عصبی و ناراحت بودم خودم کنترل کردم گفتم ولش کن اونم یه مادره بخاطر بچش بلند شدم رفتم یه جای دیگه حالا جای نشستن منو گرفتن من سرپا داشتم به مانلی رسیدگی میکردم یعنی تا اخر تایم فقط سرپا وایستادم بخاطر بیشعوری و خودخواهی این خانم من بعد سزارین کمرم قفل میکنه بخام مثلا زیاد کار کنم یا سرپا وایستم یا بشینم تو ماشین شبش کمرم قفل کرده بود وحشتناک با خودم گفتم من اگه جای اون دور از جون زنه احمق بودم من از اونجا میرفتم و خب این مشکل منه نه دیگران که بچم ناشتاعه یا چی باعث بشی یه زن و یه بچه کوچیک انقدر اذیت بشن ...
پوشک بچه شیر خشک زایمان