سلام دوستان میخوام تجربه سزارین رو براتون بگم روز شنبه ۱۰ مردادبود ساعت ۸ صبح سونو داپلر داشتم جوابش رو گرفتم و رفتم پیش دکترم ،تا دکترم جواب سونو رو رو دید گفت همین الان میری بیمارستان بستری میشی ۴ساعت دیگه میام بیمارستان سزارینت کنم گفتم چی من که ۳۵ هفته ام هست چرا گفت خون رسانی به جنین متوقف شده و جنین رشدی نداره وزنش هم ۱۹۰۰ هست امکان داره چندروزی تودیتگاه باشع سریع رفتم بیمارستان و بستری شدم چند پرستار دورم جمع شدن و سوال وجواب ،خلاصه گذشت و ساعت۴شدو دوپرستار اومدن ساندرو وصل کردن خوب بود ولی یه خورده درد داشت ولی قابل تحمل بودبعدنیم ساعت رفتم داخل اتاق عمل از نگرانی و استرس پاهام میلرزید پرستارانی که دراتاق عمل بودن متوجه استرس و لرزش پاهام شدن و بهم دلداری میدادن و میگفتن نگران نباشم بعدش یه آمپول ازکمرم زدن برای بی حسی که درد نداشت خدارو شکر بعد بی حس شدم و دکترم شروع کرد ظرف چند دقیقه بچه ام به دنیااومد۳تا جیغ زدو آروم شد ولی درحین عمل دکترم متعجب شد ادامه پارت بعد

۱ پاسخ

خوب بقیش

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۵ ماهگی
سلام خانوما میخوام تجربه زایمان سزارینمو بهتون بگم
من منشی دکترم جمعه شب بهم زنگ زد که برای شنبه ناشتا باشم
ساعت پنج گفت برم بیمارستان انصاری
رفتم بیمارستان بستری شدم ساعت پنج که تا ساعت هشت دکترم بیاد کارای قبل عمل انجام بشه
من خیلی از سوند گذاشتن میترسیدم ولی واقعا اصلا درد نداشت اصلا
خیالتون راحت باشه
اگه بازم ترسیدید به دکترتون بگید نامه بده از قبل که تو اتاق عمل بزارن
خلاصه همه کارا انجام شد قلبم از استرس داشت از جاش کنده میشد
هم ذوق داشتم هم استرس
نوبتم شد رفتم تو اتاق عمل امپول بی حسی برام زدن که اصلا درد نداشت بازم خیالتون راحت باشه من آستانه دردم زیر صفر خیلی لوسم ولی واقعا درد نداشت
یه حس خوبی بود بی حسی
جلومو پوشوندن دکترم شروع کرد من حالت تهوع گرفتم ولی سریع زدن بهم اروم شدن
فک کنم دو دقیقه یا سه دقیقه بعد صدای نینی شنیدم اوردن دیدمش و بردنش
پمپ درد حتما بگیرید
خیلی لازم میشه
چند ساعت بعد عمل اومدن برای راه بردن تنها سختی سزارین اولین راه رفتنه که فقط یک یا دو دقیقه اوله بعدش اصلا درد ندارید عادی میشه فقط یه حس کشیدگی سادس
فقط حتما خیلی راه برید هر چی راه برید راحت ترید
گفتم بیام بگم خیالتون راحت باشه من لوس ترین بودم و خدا بهم آسون گرفت خیلی از خدا بخواید کمکتون کنه خیلی به من کمک کرد ♥️
مامان 🎀𝒴𝒶𝓈𝓃𝒶 🎀 مامان 🎀𝒴𝒶𝓈𝓃𝒶 🎀 ۷ ماهگی
سلام 👋 بعد از دوماه اومدم تجربه زایمانم رو بگم
پارت یک
من هفته ۳۶ رفتم مطب دکترم که نامه سزارین بده و دکترم به ۳۸ هفته ۵روز نامه داد و یه سنو نوشت که یک روز قبل عمل برم و درمورد بیمارستان از دکترم مشورت کردم دکتر گفت بیمارستان حصوصی بهتر رسیدگی میکنن و من قرار شد برم حصوصی و یک روز قبل عمل من رفتم سنو بچه بریچ بود و شبی که من میخواستم برم عمل من یه سردرد شدید گرفتم تا ۳ صبح دکترم گفته بود بعد اذان صبح بیا من قبل اذان بلند شدم آماده بشم کیسه آبم پاره شد و به دکترم زنگ زدم گفت زود خودتو برسون بیمارستان منم میام من رفتم و زود بستری شدم و خرکات بچه رو چک کردم کم بیشتر می‌شد که منو ساعت ۷ بردن اتاق عمل خیلی میترسیدم که دکترم و کادر درمان باهام صحبت می کردن و استرسسم کم میشد و آمپول بی حسی زدن و یه پرده کشید جلوم من دیگه نفهمیدم تا این که گریه دخترم اومد اصلا باور نمی کردم که پرستار آورد بهم نشون داد و منو بردن بخش اصر بی حسی که داشت می رفت من خوابم میومد پرستار دخترم رو آورد و گذاشت روی سینم و کمکم کرد که شیر بدم و من شیر نداشتم برد اون طرف بهش شیر داد آورد و باز گذاشت روی سینم و من اتاق خصوصی
گرفته بودم منو بردن اتاق و با شوهرم کمک کردن گذاشتن روی تخت و دکترم اومد همه چیز برام گفت چه کار کنم و بعد بی حسی چی بخورم رفت بعد دخترم رو آوردم کنارم
بقیه پارت بعدی
مامان ابوالفضلم💙 مامان ابوالفضلم💙 روزهای ابتدایی تولد
خب خب سلام مامانی گل بلاخره بعد از دوازده روز قسمت شدکه بیام تجربه زایمانم رو براتون تعریف کنم
#پارت ۱
ساعت ۷ صبح رفتم بیمارستان برای بستری قرار بود که ساعت دو بعد از ظهر عمل شم چون سزارین شکم اول ممنوع بود باید یه چند ساعتی بستری میشدم که الکی برام بنویسن عدم پیشرفت برای زایمان طبیعی تا دکترم بیادو عملم کنه رفتم سه نفرم با من اونجا بستری بود هرسه تا سزارین و هرسه تا پسر بچموون🥺😍انژوکت هامونو زدن یه سرمم بهمون زدم اون دوتا سریع رفتن برا عمل چون دکتر اونا جدا بود من یه چند ساعتی اونجا بودم بعد نوبت من شد سوندم رو وصل کردم اصلاااا درد نداشت فقط من از همههه چی میترسیدم خودمو سفت میکردم فقط یه حس گرم شدن داخل واژن داشتم یکم خیلی ام سوزن که اونم بلافاصله سوار ویلچرم کردن که ببرنم برای عمل که سوزش اونم یادم رفت ولی خداییش درد نداشت من خیلی سختش کرده بود هیچ حس هم نکردم ولی قبلش گفتم که بی حسی شو زیاد بزنن چون میترسم
ادامه پارت بعد