۱۳ پاسخ

همه ی اینا ریشه در کودکی ما داره.منم اعتماد به نفسم پایینه.ولی اگر بری مشاوره بهت راهکار میده برا بهتر شدنش.حضور تو محیط های اجتماعی هم تاثیر داره.

باید بری مشاوره عزیزم تا روی اعتماد به نفست کار کنه .

خودت به خودت ارزش بده مثلا چیزای خوب و در شان خودت بدون اون تیکه خوب غذا رو واسه خودتم بردار بخودت ارزش بده بخودت برس هرجوری خودت خودتو ببینی بقیه همون حس و ازت میگیرن

وای کاملا منو توصیف کردی همیشه بخاطر خجالتی بودنم واینکه نمیتونم اصلا جواب کسی رو بدم در عذابم درد خودم کم بود حالا متاسفانه پسرمم اضاف شده ده سالشه بیش از حد خجالتیه خیلی غصشو دارم شده مثله خودم

منم همینجوری هستم اینقدر ریختم تو خودم الان مشکل اعصاب پیدا کردم

من همینجوریم دقیقا اما چند سال اخیر یه سری اتفاقات افتاد فهمیدم اگه از حقم دفاع نکنم اگه همش دهنمو بستم خورده میشم غرق میشم ونمیدونم خیلی الان اخلاقم عوض شد اینقدر عوض شده که فقط منتظرم کسی بهم بگه بالای چشت ابرو بخدا برشمیگردونم شکم مامانش 🤣🤣🤣اما از وقتی شیر زن شدم هیچکس کار به کارم نداره جرااخه میخام خودمو امتحان کنم ولی نمیشه .ولی خدایشش شوهرم مثل شماست همون دیشب سر این موضوع باهاش دعوا میکردم که چرا حرف نمیزنی ازحقت دفاع نمیکی هی میگه وقتش نیس بزار برا بعد حتما بهش میگم اینقدر بعدها گذشت وسال ها گذشت وحرف نزد که اگه یه روزی بخاد حرف بزنه خیلی بی ربط وبی مزه میشه هرچیزی به وقتش بهتره

عزیزم بخاطر تروماهای کودکی اینجوری هستین و خیلی افراد همینن.بخای تغییر کنی باید بری تراپی وگرنه براحتی قابل تغییر نیست

😔😔خیلی سخته درکت میکنم عزیزم ...
من الان حالم انقد بده که دارم میمیرم ...شوهرم اذیتم میکنه خودم اعتماد ب نفس ندارم هرچی میگه کوتاه میام هرجور دلش میخواد رفتار میکنه ...دارم خفه میشم فردا هم میخواد بره یه سفرکاری تا یه هفته شایدم بیشتر نمیاد خونه ،نمیدونم چرا حتی دوری از همچین آدمی هم منو انقد ناراحت میکنه و از الان غصم گرفته😔😔😔

منم دقیقا اینجوری ام نمیدونم چیکار کنم که خوب باشم حس میکنم اعتماد بنفس ندارم

وقتی یه کار مفید یا یه هنر یاد بگیری احساس ارزشمند بودن می‌کنی ، مشغول به کاری بشی مخصوصاً وقتی درآمد داشته باشی ، هنر خیاطی آشپزی شیرینی پزی ‌و‌.... مخصوصاً وقتی بتونی ازش درآمد کسب کنی
حس بهترنصبت به خودت پیدا می‌کنی و اعتماد به نفس بیشتری داری

منم اینجور ام من تازه وقتی بخوام دست هم بدم دستم میلرزه

منم نمیتونم جواب کسی رو بوم یعنی نه که نتونم رعایت میکنم‌میگم کسی رو ناراحت نکنم واسه همین همیشه خود خوری میکنم

چند سالت هست؟

سوال های مرتبط

مامان عسل نازم مامان عسل نازم ۵ سالگی
سلام مامانا
می‌خوام یه درد دل بکنم
از روزی که بچم به دنیا اومد همه فکر و ذکر شد دخترم. کارم رو به خاطر دخترم گذاشتم کنار و به خاطر کار شوهرم که بیرون شهر بود شهر زندگیم هم عوض کردم و الان غربت نشین شدم. حالا هم به یه زن افسرده و زودرنج تبدیل شدم که هیچ چیزی خوشحالش نمیکنه. هم خودمو نابود کردم و هم دخترم داره مثل خودم افسرده میشه. تصمیم گرفتم برگردم به شهر خودم هر چند که از همسرم دور میشم و دیگه کمتر همدیگه رو میبینیم ولی باز می‌دونم تو شهر خودم چی به کجاست و همه جاهاش رو میشناسم و ممکنه روحیه‌م رو دوباره به دست بیارم. من به خاطر اینکه دخترم شبها بابا بالای سرش باشه حاضر شدم بیام تو شهر غریب ولی خودم دارم دیوونه میشم چون اینجا هم که هستیم خیلی امکاناتش کمه واسه همین گفتم به خاطر خودم و دخترم که شده باید دوری رو تحمل کنم ولی هر چی فکرشو میکنم میگم چرا زندگی من باید اینقدر دچار چالش باشه چرا نباید مثل دیگران زندگی کنم چرا باید یه موقعیت رو فدای یه موقعیت دیگه بکنم و هزارتا چرای دیگه و تنهایی و غم و اشک😔