سلام خانوما بچه هام مریض شدن بزرگه ۶ سالشه تب کرد کوجیکه هم فوق العاده نحس و گریه ای شده همش میخواد بغلم باشه دیشب شوهرم گفت امروز بریم خونه مامانش اینا گفتم اینا مریضن اونجا هم نگهداریشون خیلی سختتره چون دخترم خیلی بازی و بدو بدو میکنه مریضه بهتره استراحت کنه پسرمم از اوناست که گریه میکنه نفسش میره و تو سرماخوردگی بیشتر پیش میاد اونجاهم بیشتر میشه اینطوری چون خوابش بهم میریزه ولی خونه مامانم اینطوری نیست مامانم حریف دخترم میشه غذاشون میده پسرمم همینطور از دست مامانم غذا میخوره کمک میشن امروز صبح گفتم ببرمون دوباره خونه مامانم نزدیکه سه دیقه راهه گفت تو گفتی تو خونه استراحت کنن بچه ها
گفتم خب الان من چجوری صبحانه بزارم پسرم همش چسبیده گریه میکنه لااقل اونجا مامانم به دخترم میده نهایتش آماده میکنه منم میخورم اینجا دست تنها چیکار کنم آخرش زود دوید رفت گفت دارم میرم دیرمه که من نرسم باهاش برم
نتیجه این کارش که من بچه شیر ده تا الان صبحانه نخوردم دخترمم همین الان بزور گریه و جیغ بچم یکم براش سوپ گرم کردم خورد
الان زنگش زدم کلی غر زدم بهش که یعنی چی خب اونجا سختم بود میگی اینجا هم نرم میگه میخوای زنگ بزنم از بیرون غذا سفارش بدم به بچه های مریض بجای غذای خونه غذای بیرون بدم
چرا مردا اینطورین

۵ پاسخ

خوبه وضع ننه شونم میبیننا
باز میگن اینجا نرفتی اونجام نرو

نمیشه مامانت اسنپ می‌گرفتی میومد پیش تو؟ من اصلا خونه مامانم نمیزم فقط اون میاد

اون یعنی گفته خونه مامانم نیومدی اونجا هم نباید بری

همشون همینن عزیزم، یه مشت بچه ننه که فقط قدشون بلند شده😕

شیر و زردچوبه بده برای سرما خوردگی

سوال های مرتبط