بچه های شمام اینجورین یا فقط پسر من اعجوبه در اومده
یعنی دهنمونو صاف کرده به خدا همش جیغ گریه الکی زور میگه لجبازی میکنه هیچی به کسی نمیده اجازه نمیده حتی اندازه یه سر سوزن از خوراکیاش یکی برداره به هیچ عنوان نمیده
همش میگه حرف من باشه بگه پاشید باید پاشیم حتی بی دلیل بگه بخوابید باید بخوابیم وگرنه واویلاس
بخدا انقد سر چیزای الکی جیغ میزنه گریه میکنه همسایه برگشته به شوهرم گفته توروخدا به خانمت بگو بچرو. کتک نزنه صداش میاد همسر من کباب میشه 😑منو میگی انگار چوب کردن تو ب... ا.... س... ن... م بخدا میخواستم برم اول یکی بخوابونم دم گوش اون همسایه و جرش بدم د آخه مادر کالابرگی تو از خونه کسی خبر نداری چه اتفاقی افتاده چرا جو. میدی که خانومت بچرو کتک میزنه اونم بچه دو ساله
تا الان دو بار گفته که صداشون میاد کتکش میزنه
بگذریم خلاصه که این بچه الکی الکی کُلی بازی درمیاره و به شدت عصبیمون کرده
انقد جیغ کشیده بودم بخدا دو روز بود صدام کامل گرفته بود درنمیومد امروز یکم صدام باز شده
واکسن نینی پوشک فرزندپروری شیرخشک شلوغی شیطنت

تصویر
۱۳ پاسخ

وای خدا من نمیدونم بچه های این دوره زمونه چرا اینجورین😩😩ادم از زندگی پشیمون میکنن

پسره منم همینه واح بغلیمون دوست همسرمه به همسرم گفته زنت بچتو میزنه هر دو تاشون جیغ میزنن در حالی که ما سره بچه داد میزنیم اون کگریه میکنه دیدمش راهرو گفتم به تو ربطی نداره صدای شما میاد هر روز با زنت ذعوا میکنی من چیزی میگم بعد رد شدم😑😂

از قیافه ش شیطنت میباره
دیگه مادر یه پسر بودن این چیزاهم داره

بچه های الان خیلی زور میگن الان دختر منم اینجوریه میگه پاشو با من برقص باید پاشی برقصی ول نمیکنه یا میگه فلان چیزو بده باید بدی بیخیال نمیشه

من که پسرم هیچی دخترمم از همین الان لجبازه یعنی دوبرابر پسرم شیطونه😑

ما یکبار انقدر که پسرم جیغ میکشید همسایمون میوه آورد براش نگران شده ببینه این بچه چیکاره انقد گریه میکنه 😐😐😂 ولی خدایی اصلا فضول نیست هسایمون کلا آدما موقع میبینن یه بچه گریه و بی تابی میکنه طاقت نمیارن

وای به خدا قسم دو روز پسر منم همینه یعنی دوروزه خیلی خیلی‌ بدتر شدع دیروز آنقدر داد زدم نفهمید زدمش امروزم گوشی شوهرم شکست در یخچالمون شکست شوهرم ی سیلی زد

وای دیگه روانی شدم بخدااااا🤕

🤣🤣🤣🤣🤣🤣منم از صب جیغ میرنم تا شب باز زمستون درو پنجره ها بسته بود کمی ابرومون حفظ میشد الان همه با صدای من اشنان دختر من کارای خطرناک میکنه زهلم میترکه

وای پسر بزرگ منم همینطوریه از همون اول بخدا یک داد و بیدادی میکنه همسایمون میگه تورو خدا نزنش گناه داره🤦🏻‍♀️ کوچیکه هم صد بدتر از اون سرویسم کرده

من که روانی شدم به خدا عین ارکانه آرکانم اینجوریه انقد جیغ میزنه تا خرفشو به کرسی بسونه

خخخ عجب من میگم پسرم بزرگ تر بشه خوب میشه اذیتاش اما انگار تازه اول کارم

پسر منم به شدت شلوغه
منم از صبح تا خود شب فقط باهاش درگیرم صدامونم نگم کل همسایه ها شنیدن

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
بخدا دارم با گریه اینارو می‌نویسم خستم بردیا یکی دو هفته اس خیلی بدددد جور لجباز شده صب ک بیدار میشه تا شب همش جیغ میزنه گریه می‌کنه بدجور ها با خانواده شوهرم تو یه ساختمون هستیم جوری ک رومون تو روی هم باز شده همش میگن چش شده چرا گریه می‌کنه بابا بخدا خستم همش الکی گریه می‌کنه دیگ با اعصاب خوردی و لحن بد جوابشونو میدم نمی‌کشم دیگ بچه اس دهنشو ببیندم بگم گریه نکن چیکار کنم به یه چیزایی گیر میده مثلا میخواد تلویزیون رو بندازه میگم مامان نکن دیگ گرررریه هااا میبرمش بیرون گریه می‌کنه دستمو نگیر سوار سه چرخش هم نمیشه میگه ولم کن برم تو این شلوغی ها میدوعه می‌ره میگه دنبالم نیا همش میترسم ماشینی چیزی بهش بزنه اصلا پست سرشم نگا نمیکنه ببینه کسی دنبالش هست یا ن همش بچه های بقیه رو میبینم ک دست مامانشون رو گرفتن حسرتشو میخورم یه سوپر مارکت نمیتونم برم چ برسه جای دیگ حتی خونه پدرمم نمیتونم برم از دستش میگرن دارم روز به روزم بدتر میشم بخدا در روز یه ساعتشو نیس ک سردرد نداشته باشم دست تنها کسی حتی نیس بگه بزار یه ساعت پیش من بمونه استراحت کن فقط خانواده شوهرم بلدن بگن چشه میزنیش گریه می‌کنه درک ک نمیکنن خودددش گریه می‌کنه خستم نمی‌دونم باید چیکار کنم شما یه راه‌حلی بدین بچه های شما چجورین من کم آوردم بخدا
مامان گندم مامان گندم ۲ سالگی
خیلی روانم بهم ریخته من خر گفتم امروز بریم بیرون یکم روحیم باز شه رفتیم تو پاساژی دخترم گریه میکرد که خودم از پله برقی برم من گوش نکردم بغلش کردم گفتم میفتی مادر شوهر احمقم وقتی آمدم پایین آمد بزور دست دخترم گرفت گفت بده ببرمش من هنوز آمد رو پله اول که شبیب به طبقه پایین بود پای دخترم بزاره دوتاشون افتادن خدا رحم من کرد که دخترم خودش گرفته بود پرت نشد پایین به هزار تا جیغ داد مادر شوهرم دخترم کشیدم 😔بعد از روی عصبانیت از خر بازی مادر شوهرم آروم پشت دخترم زدم که نگاه با لج بازی تو الان بدبخت میشدم یک مردی آمد انقد حرف زد به من چرا با بچه اینطور رفتار می‌کنی هر خانمی اونجا بود روشون به من کج کردن آخه نمی‌دونن من چی میکشم جراعت ندارم تنها جای برم دم در آمار میگیره صبح به صبح به بهونه الکی میاد خونمون که بچم سیخ کنه که بیا بریم خونمون بیرونم میریم همش هر چی دخترم بگه میاد مخصوص دستش میگیره انجام میده یا زود میاد برمیدارع میگه بخر اینم یک دختر لوسی شده کارش با گریه از ظهر حالم خیلی بده مغزم انگار یکی کوبیده اگه بلایی سرش میومد از طرفی حرفهای اون آقا 😔