۳ پاسخ

ایوااای من
ایشالا زودی خوب بشی
خداااروشکر مام خانوادگی مریزضین اخه ولی اسهال استفراغ نیستیم و سرماخوردگیه کل خانواده رو بستم به مایعات و دارو و میوه و سوپ 😂😂

امین عزیزم انشالله شما وپسرتون زود خوب بشید

سلام بچم میخاد دندون بالا بیاره نمیتونه پستونک بگیره چند ساعت شیر نخورده چکار کمم با قطره چکان هم زورکی پستونک دوطرف دهانش چرخ میده اما نمیتونه بگیره تا کی ایطوریه نمینونن

سوال های مرتبط

مامان آرسام و رُهام🫀 مامان آرسام و رُهام🫀 ۱ سالگی
مامان آریا مامان آریا ۱۷ ماهگی
سلام مامانا اومدم از تجربیاتم بگم من بچم تب داشت و اسهال همه گفتن از دندانه و بد 3روز بردم پیش یه دکتر بی سواد درمانگاه دارو داد ژل برای دندان گفت از دندانه دیدم بد چند روز بی قرار تر و آبش بیشتر دوباره کنه احمق بردم پیش همون باز گفت از دندانه استامینفون و ازیترو مایسین داد گفت یه کوچولو سرما خورده اشکال ندارد تو ایام اربعین بود متخصص ها نبودن دوباره بردم بیمارستان گفتن بچه مشکلی ندارم اینقدر که دکتر بی سواد تو بیمارستان بود شب دیگه بچم خیلی بی قرار شد به حدی جیغ میزد که صداش گرفته بود و ته گلوش زخم شده بود دیگه خودمون رو رسوندیم بیمارستان یه شهر دیگه هم دکتر بچه رو تو اورژانس دید گفت از من گرفتن سرم و آمپول تو سرم بدش خون گرفتن و بردنش ای سیو من که داشت نفسم بند میومد نفهمیدم چی به چی شد که دیدم دکتره داره با داداشم دعوا می‌کنه چرا بچه رو زودتر از اینها می‌آوردین دکتر کلی دعوا که داداشم جریان رو برای دکتر توضیح داد به دندان این علائم ربطی نداره بچه ویروس گرفته یک هفته ای سیو به خاطر نادونی بقیه و خودم بدش دوروزه هم بخش بدش مرخص شد الان هنوز اون استرس و ترس تو وجودمه تورو خدا مواظب باشین بچه ها خیلی گناه دارن منکه آب شدم به معنای واقعی همیشه دعام اینه خدایا هیچ بچه ای رو بی مادر هیچ مادری رو بی بچه هیچ پدری رو شرمنده زن و بچه نکن
مامان آقا پسر🩵 مامان آقا پسر🩵 ۱۷ ماهگی
یهو یاد ی سم افتادمم!!

دو هفته پیش خیلی حالم بد بود آنفولانزا گرفته بودم
کسی نبود بچه رو نگه داره خودمم مرخصی بودم، در نتیجه بچه رو گذاشتم کریر و رفتیم درمانگاه
بعد که دکتر نسخه داد، یادم رفته بود باید برم داروخونه اول
مستقیم رفتم تزریقات
اما اینقد کریر بچه سنگین بود و حال خودم بد، که به پرستاره اونجا گفتم بی زحمت بچه بمونه اینجا من برم داروهارو بگیرم و بیام
حالا از هول خودم همش میدوئیدم و عجله داشتم از ترس اینکه بچه بیدار شه آخه خواب بود ..
بعد داروهارو که گرفتم بدو بدو رفتم تزریقات
حالا فک کن کلا ۱۰ دقیقه شاید طول کشید
تا رفتم داخل خانمه بهم گفت واای کجا بودی ما فکر کردیم بچه رو گذاشتی و رفتی🫤👩🏻‍🦯
چون ماسک زده بودم چون مریض بودم اینا فک کردم خواستم قیافه ام معلوم نشه، بعد رفتم😢👩🏻‍🦯
با یه اعمال شاقه خلاصه سرم زدم
سرم تو دستم با اون یکی دستم کریر بچه رو روی زمین تکون میدادم که بیدار نشه🥲 هی میگفت مگه کسیو نداری بیاد بچه ات رو نگه داره با بچه چرا آخه اومدی درمانگاه گناه داره و این حرفا
حالا من:👩🏻‍🦯👩🏻‍🦯