۷ پاسخ

من میرفتم داحل مینشستم دخترمم کنارم.
هی میدید میرن و میان میرفت چند قدم،نگا میکرد میومد ،بعد در حدی ک یسر میرفت کلاس میومد،و کم کم ببشتر شد،و من مثلا دور تر،تو حیاط نشستم،بعد تو دفتر،بعدم ک رفتم و موند اونجا،هی عکسو فیلم میفرستادن ک نگا اوکیه

دخترم مهد نموند
ولی یک ماهی که مهد بردم معیارم مربی خوب هست
شنیدم مربی خصوصی هم میشه گرفت
مهد خلوت خوبه
اینکه مهد برند باشه و معرف صرفا خوب نیست
مهدی که پر از آموزش باشه
دوربین داشته باشه
درب حیاط فقط بسته نشه ، یک توری با قفل بالا داشته باشه تا بچه ها بیرون نرن
فضای حیاط خوبی داشته باشه
دو مدل مربی داریم
بعضی ها در کلاس قفل میکنند بچه ها توی کلاس بمونن و توی کلاس هر کاری دوست دارن بکنن
مهدی که در کلاس هم باز میگذارن بچه هر کاری دوست داشت بکنه
مهدی که روانشناس کودک داشته باشه
مهدی که از بچه کلی استقبال کنند به جمع بپیونده...
مهدی که بهداشت رو چک کنن و مشکلات بهداشت و شپش سر نداشته باشه
مهدی که مربی ها لباس شاد بپوشن
من موهای مربی ها و بچه های همکلاس دخترم نا محسوس شپش چک کردم
مهدی که فضای نشستن والدین نزدیک کلاس بچه باشه، نگن برین حیاط
ترجیحا مهدی که کلاس مادر و کودک هم داشته باشه چند جلسه باهم برین با مربی ها آشنا بشه..
مهدی که به تعداد کافی میز و صندلی داشته باشه
مهدی که ظرفیت پذیرش محدود باشه و فقط مهد باشه دیگه کودکستان یا پیش دبستانی نباشه
مهدی که خونواده های درست حسابی باهاشون بزارن
مهدی که برنامه آموزش یک روزه متنوع باشه
مهدی که پولکی هم نباشه و غذای بچه رو واقعا بدن، وسیله های بچه رو واقعا خود بچه استفاده کنند، حریم خصوصی بدن و وسایل بچه هر کسی مشخص و همینطور غرور بچه همه حفظ بشه...
اینها به ذهنم فعلا رسید...
مهدی که خودشون صبحانه بدن هم خیلی خوبه، یا حداقل برنامه غذایی یکسان و ساده

اینا تجربیات دوستان و خودم هست و خیلی مهمه
مهدی که کاردستی های منظم و تر و تمیز به دیوارها زده
برای سرویس بردن کودک یه مادیار مشخص تعیین نشده
بچه ها منظم و بی حرکت مثل سرباز نشستن
مهدی که در دوران جذب بچه رو سرگرم میکنن و به مادر میگن غیب شو
واقعیت من اینا رو ببینم فرار میکنم 🤣ولی خیلی به دوربین و منوی غذا و اینکه چه وسایل جذابی برای بچه داشته باشه توحه نمی کنم

عزیزم میرسی خونه خسته نیستی ؟ حوصله انجام کارهای خونه و بچه داری ،داری؟

من اگه بزارم برام مهمه که بتونم از دوربین های مهد هر احظه ببینم دخترمو

دختر من یسال و یه چارماهه میره.تنها معیارم این بود ک بجه بهش خوش بگدره.
اصلن اموزش مهم نبود چون کوچولو بود هنوز

ابدا ب هیجکی اعتماد نمیکردم.
تااااا دختر داییم گفت که دوستش مهد داره و خاطرجمعه همه جوره.
البته دختر خالمم گفته بودا،اما حسم اوکی نبود ب اون.کلا نرفتم ببینم
جای اولی ک گفتمو رفتم و دیدم باز نبردم
یماهی گذشت دخترداییمو دیدم و اصرار و ایما ک خوبه و نترس.
بردم و چند روزی خودمم رفتم.
رفتارشون اینا انقدر خوب بود ک اوکی شدم

اومدم جواب‌ها رو بخونم 🙂.

سوال های مرتبط