۸ پاسخ

این حس هیچوقت هز بین نمیره عزیزم کم کم باهاش کنار میایی

بنظرم یکمدحش کمالگزایی دارین ولی در کل این تایم همینه بزرگتر بشه بچه جونت خیلی اوضاع بهتر میشه

چون هنوز بچتون کوچیکه اینجوریه، منم همینجوری بودم ، چقدر سخت بود سالی که گذشت، پسرم دو و نیم سالش بود و من با گریه میذاشتمش مهدکودک و میرفتم مدرسه، ولی امسال خیلی بهتره، از شیر و پوشش گرفتم ، کلا مستقل تر شده ، با بچه ها بیشتر بازی می‌کنه ، زبونش کامل باز شده ، فیلم نگاه می‌کنه، خودش می‌تونه با گوشی بازی کنه ، و دیگه لازم نیست من دائم پیشش باشم و کاراشو انجام بدم، حتی جیش یک رو خودش می‌ره ، حتی می‌برم‌خونه ابجیم که بچه همسنش داره پسرم بهم میگه تو برو مدرسه بعدا بیا دنبالم ،
الان دقیقا در اذیت کن ترین سن کودک هستید
ان شا الله صبوری کنید ، یه ذره بزرگ میشه حل میشه
وقت برای کسب مهارت و پیشرفت زیاده

وای من دو شغلم 🙄😁😬😅

منم دقیقا شرایط شما رو دارم تازه کمی بدتر دوتا بچه دارم که یکی دانش آموزه و دیگری کوچک

شاید این افکارتون از کمال گرایی نشات می گیره، که می خاید تو همه ابعاد زندگی نامبر وان باشید، وقتی یه مادر شاغل هست، باید واقعیت های شاغل بودن رو بپذیره، و از خودش انتظارات و توقعات یک مادر شاغل رو داشته باشه...

سلام عزیزم حس و حالتون قابل تحسین است برید سر کاری که دوسش دارید الان دیگه بچه تون نزدیک دو سال داره منم دوست دارم شاغل باشم و این به این معنی نیست که قراره برای بچه هامون کم بزاریم و دوستشون نداشته باشیم

عزیزممم حست کاملا طبیعیه منطقیه ، ، میتونم بپرسم شغلتون چیه؟

سوال های مرتبط

مامان پارسا جانم👶🏻 مامان پارسا جانم👶🏻 ۲ سالگی
احساس میکنم هیچ مادری مثل من از شیر گرفتن براش آنقدر سخت نبوده🥺❤️‍🩹
هربار میبینم یکی داره بچش رو از شیر میگیره کلی خوشحاله
ولی من حس افسردگی دارم وقتی به این فکر میکنم که می‌خوام از شیر بگیرمش ،میخوام بگیرمش ولی هی امروز فردا میکنم ،در حال حاضر بزرگترین دغدغه ام همینه🥺
فکر کنم از تایپکای قبلم هم مشخص باشه چند باری میخواستم اقدام کنم و دیگه شیر ندم ولی نمیتونم انگار بغض و غصه خفم میکنه😭با خودم فکر میکنم از حس مادرانه ام کم میشه🥺احساس میکنم بهش ظلم میکنم ،حس اینو دارم که خودم دارم غذاش رو ازش میگیرم😭💔 احساس میکنم بعداً برای مظلومیتش موقع شیر خوردن و خوابیدن زیر سینه دلم خیلیییی تنگ میشه🥲😭😭 برای درخواست شیر و شیر گفتنش دلم تنگ میشه😭😭پارسای من وابسته به سینه است حتی شاید شیر نیاد ولی دوست داره الکی دهنش باشه 🥲
من خیلی شیر ندارم ینی بچم بیچاره نیم ساعت الکی دهنشه بعد به اندازه ۱۰ ثانیه اینا شیر میاد بعدشم تموم، برای همین حس میکنم موقعی که از شیر بگیرمش یکی دو روز بعد که سینه ام پر شیر بشه بعدش عذاب وجدان خفم می‌کنه از این که شیر هست و نمیتونم بهش بدم😭😭😭😭

درسته این پروسه رو همه طی میکنن ، می‌دونم فقط من نیستم که بچم رو از شیر میگیرم ولی انگار متوجه اش نمیشم ، با این که خودم می‌دونم به هر حال راهی هست که بالاخره باید طی بشه ولی دلم نمیاد اصلا🥺نمی‌دونم چیکار کنم🥺💔



(البته اینم بگم شیرم خیلیییی کمه و وزن خودمم خیلی اومده پایین🥲)