۹ پاسخ

من طبیعی بودم با اینکه بچه هم بودم اصلا داد نزدم بجای اینکه داد بزنی باید ورزش کنی راه بری دم بازدم بدی
من تا ۶ سانت خونه بودم بعد رفتم بیمارستان ساعت ۵نیم صبح بستری کردن ساعت ۱۰ ضبحم زایمان کردم اصلا چیزی نفهمیدم

دقیقا واسه همین موارد من از زایمان طبیعی متنفرم و خداروشکر که سزارین شدم و چقدر عالی بود بهترین روز زندگیم شد

دقیقا
منم انگارسلاخی شدم

عزیزم قطعا دکتر و بیمارستانت رو خوب انتخاب نکردی و احتمالا ورزش هم نکردی
وگرنه من از زایمانم خیلی راضیم، با ورزش بدون آمپول فول شدم و زایمان کردم و بیمارستان و دکترمم عالی بودن

زن جماعت خیلی عذاب می‌کشه خیلی دردا می‌کشه

عزیزم طبیعی زایمان کردی یا سزارین شدی آخرش

آره من دوتا طبیعی آوردم خیلی وحشتناک

وای اره مخصوصا باسوزن فشار من مرگو ب چشم دیدم بعدش سزریان شدم یعنی جنازم بردن سزریان کردن افتضاح بود تاچندوقت کابوس میدیدم

خب کار آسونی نیس دیگه یه بچه میخواد بیاد بیرون

سوال های مرتبط

مامان اولی مامان اولی روزهای ابتدایی تولد
خاطرات زایمان [۱۳]


دیگ مایعات خوردم رفتم سرویس دفعه اول سرگیجه بدی گرفتم دیگ پرستارا اومدن گرفتنم بردنم تو اتاق نصف شب درد داشتم جوری ک لانه میکردم تو خواب دوتا دوتا شیاف میزاشتم تا آروم بشم دیگ فشارم آخری ۱۲ بین ۱۳ بود آبلیمو یکمم میخوردم میومد پایین یعتی آبلیمو فشار منو می‌آورد پایین ولی اون امپول لعنتی نه دیگه عصر روز شنبه ساعت ۴ من مرخص شدم بیمارستان خیلی خوب بود تمیز بود با اینک دولتی بود رسیدگی شون خیلی خوب بود لاکن اون دکتر شیفت ک به من افتاد اصلا خوب نبود خیلی عزیت شدم ولی درد سزارین خیلی بهتره از طبیعیه من یک سانت شدم داشتم مرگ به چشام میدیم خیلی درد زیادی بود خیلی خداروشکر میکنم سزارین شدم با اینک الان بخیه هام عزیته نمیتونم خوب راه برم دسشویی برم ولی اینا همش واقعا می ارزه به درد طبیعی طبیعی یعنی کشتن خودت از لحاظ روحی یکم بهم ریختم به خاطر صحنه های زایمان طبیعی جفت یک خانمه دیدم زیملن یک خانمه دیدم دوختن دیدم اینا تو روحیم یکم تاثیر داشته و هنوز عوارض اون بیهوشی تو بدنم هست ولی ارزش داره به درد طبیعی
مامان مامان کوچولو 🥹 مامان مامان کوچولو 🥹 ۱۰ ماهگی