خاطرات زایمان [۱۳]


دیگ مایعات خوردم رفتم سرویس دفعه اول سرگیجه بدی گرفتم دیگ پرستارا اومدن گرفتنم بردنم تو اتاق نصف شب درد داشتم جوری ک لانه میکردم تو خواب دوتا دوتا شیاف میزاشتم تا آروم بشم دیگ فشارم آخری ۱۲ بین ۱۳ بود آبلیمو یکمم میخوردم میومد پایین یعتی آبلیمو فشار منو می‌آورد پایین ولی اون امپول لعنتی نه دیگه عصر روز شنبه ساعت ۴ من مرخص شدم بیمارستان خیلی خوب بود تمیز بود با اینک دولتی بود رسیدگی شون خیلی خوب بود لاکن اون دکتر شیفت ک به من افتاد اصلا خوب نبود خیلی عزیت شدم ولی درد سزارین خیلی بهتره از طبیعیه من یک سانت شدم داشتم مرگ به چشام میدیم خیلی درد زیادی بود خیلی خداروشکر میکنم سزارین شدم با اینک الان بخیه هام عزیته نمیتونم خوب راه برم دسشویی برم ولی اینا همش واقعا می ارزه به درد طبیعی طبیعی یعنی کشتن خودت از لحاظ روحی یکم بهم ریختم به خاطر صحنه های زایمان طبیعی جفت یک خانمه دیدم زیملن یک خانمه دیدم دوختن دیدم اینا تو روحیم یکم تاثیر داشته و هنوز عوارض اون بیهوشی تو بدنم هست ولی ارزش داره به درد طبیعی

۵ پاسخ

ممنون که تعریف کردین ،منم چندساله پیش مثل شما شدم،جالبه دهانه رحمم تاچندسانت به راحتی باز شد وبعد یهو قفل کرد ،سر بچه دیده میشد ولی درنمیومد،از نصف شب تا فردا عصرش درد کشیدم،هیچی نشد بخورم خیلی بدبود بعد عصردیگه ضربان قلب بچه داشت کند میشد و منم مثل جنازه چون دیگه نای دادزدنم نداشتم ویهوگفتن ببریداتاق عمل که بیهوش کامل شدم و بعد که بهوش اومدم دیگه خوب شدم.نمیدونم چرا وقتی میدیدن نمیشه اصرار داشتن که عمل نکنن.
زنیکه بیشعورمیدید دارم جون میدم میگفت خااانننممم خب داری میزایی درد داره دیگه😡 ، نمیبخشمش .

من که سزارین چهارم بودم مردم و زنده شدم خیلی زایمانم سخت بود الانم که الانه بازم درد دارم
طبیعی قبلش درد داره و عوارض نداره ولی هزار تا عوارض داره سزارین
من که کلا کمرم داغون هست
وضعیت حافظه ام خرابه هیچی یادم نمیمونه عوارض سر و بیهوشی هست
حالا تا آخر عمر هم باهامون هست این خیلی بده با ۳۳سال سن هیچی یادت نمونه و کمر درد داشته باشی البته زایمان اولم ۲۰سالگیم بوده که عوارض از همون دوران برام هست با هر زایمان هم بدنم وضعیتش بدتر شده شکمم هم افتادگی گرفته که باید یه بار دیگه عمل بشم برا زیباییش ولی انقدر حالم بد شد تو زایمانم راضی هستم تا آخر عمرم همینجوری زشت بمونه شکمم و جراحی نشم دیگه

ولی اینجوری برای همه نیست من خودم دوتا طبیعی داشتم و الان سومی رو هم خداخدامیکنم طبیعی بیارم چون خیلی خوب بود حتی درداش شمام بدنتون کشش نداشته دیگ هرکسی بستگی ب بدن خودش داره ن نوع زایمان شاید یکی سژارین بشه و خیلی راضی باشه یکی هم مث من طبیعی باشه و خیلی راضی باشه همه شرایطشون یکی نیس

دقیقا اینو کسایی ک زایمان طبیعی بد و سخت داشتن درک کیکنن
مخصوصا شما ک دوتاشو تجربه کردی
من سر این یکی میرم سزارین
اونایی ک اصلا درد طبیعی نمیدونن چیه و سزشدن میگن نرو وای سز فلان بهمان
من بمیرمم دیگ سمت طبیعی نمیرم

زایمان طبیعی واقعا ظلم بزرگیه
سزارین بخدا یک هزارم درد طبیعی رو نداره

سوال های مرتبط

مامان اولی مامان اولی روزهای ابتدایی تولد
خاطرات زایمان [۸]


دیگ جند باری گزاشتن مادرم بیاد جام هیچی هم نمیزاشتن بخورم تکون نمیتونستم بخورم اون امپول کوفتی میزدن حالم خیلی بد میگرد فشارم میگرفتن هنوز ۱۳ ۱۴ بود دیگ عصر بود دوباره گرفتن ۱۲ بود گفتن خب فشارش اومد پایین امپول فشار بزنید دست دیگ مو اومدن سرم زدن امپول فشارم زدن داخلش ساعت ۶ عصر بود ک زدن ک دستم امپول فشار یکی دیگ اون سرم کوفتی وسط پاهام سوند تو دماغم اکسیژن دیگ به خدا میگفتم بمیرم من فقط بچم زنده بمونه من همینجا بمیرم دیگ خسته شده بودم گرسنه هم بودم یواشکی کیک ابمیوه خوردم تا جون بگیرم یکم ساعت ۷ نیم بود درد اومد سراغم جوری درد داشتم داد میزدم تو اتاق میگفتم تروخدا قطع کنید سوند بزارین راه برم تا آروم بشم ورزشامو برم گفتن نمیشه خیلی درد داشتم خدا اون درد برای دشمنش هم نیاره خیلی عزیت بودم بلند گریه میکردم دیگ فشارم گرفتن دیدن شده ۱۵ چیزی نگفتن دوز امپول فشار خون مو بردن بالا ک حالم بد شد داغی بیشتر حس میکردم چند دقیقه گذشت گفتم شقیقه هام خیلی درد میکنه احساس می‌کردم مغز سرم داره میلرزه اومدن دوباره گرفتن فشارمو
مامان پناه✨️ مامان پناه✨️ ۶ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۳
بعد دیگ دکتر واستاد دوخت و دوز ک حالم بد شد دیگه خوابوند منو البته خوابم عمیق نبود ولی خوب شد حالم😍 بعد اومدن بردن منو ریکاوری دخترمو اوردن خداروشکر شیر داشتم همونجا گذاشتن شیرش دادم خیلی حس خوبی بود بخدا واسه همتون این لحظه رو ارزو کردم🥹 ولی ولی اصل ماجرا این جا شروع شد که بردنم بخش و دردام کم کم شروع شد😂 واقعا سزارین سخته خیلیم سخته خیلی خیلیم سختهههههه ولی فقط یک روزه ینی یک روز کامل دهنت سرویسه از درد و فلج بودن و بخیه و ماساژ رحمی و اولین راه رفتن و .... اما از فرداش دیگ خوبه خوب میشی... دردام روز اول زیاد بود ولی دکترم یه جوری واسم سرم و امپول نوشته بود که خیلی آرومم میکرد... خودشم گفت پمپ درد نگیر من ی جوری دارو میدم کار همونو بکنه که واقعا هم همین بود سرمایی ک میزدن خیلی ارومم میکرد... خدایی امروزم ک روز دومم بود خیلی کم درد داشتم فقط برای پاشدن راه رفتن هنوز یکم اذیتم حتی رد بخیه هام تیر نمیکشه اونقدی... خلاصه سزارین تجربه خوبی بود ولی خب اگر میتونستم بدون عوارض زایمان طبیعی کنم قطعا طبیعی میاوردم ولی طبق نظر پزشک و شناخت خودم از بدنم با طبیعی دهنم سرویس میشد ... توانم برای سزارین خوب بود الحمدالله اگه به چشمتون میبینید اصلا شک نکنید زایمان خوبیه.
همین دیگه الانم بغل دستم خانوم خوابه و هی واسش میمیرم🥹❤️
مامان آراد مامان آراد ۲ ماهگی
پارت پنجم سزارین اختیاری ✍️✍️✍️✍️
همش نگران بچه ام بودم ک دکتر بیهوشی خوش اخلاق آمد دلداریم داد ک بچه ات خیلیم خوب ولی بخاطر اینکه خاطرمون جمع بشه می‌بریم بخش اطفال زود میاریم پیشت دلم گرم شد باز ...با خودم میگفتم سزارین چقدر خوب بیست دقیقه عم طول نکشید دردم ندا م ...منو از اتاق ریکاوری بردن تو بخش ک دیدم همه اقوام دایی خاله و...آمده بودن منم حالم خوب بود درد نداشتم نگران بچه ام بودم ک دو ساعت گذاشت دردام داشت شروع می‌شود با اینکه من پمپ دردم هم نداشتم و بیمارستان هم نداشت آخ دیگ یهویی شد عملم و همه جام بستع بود ...ولی دردام قابل کنترل بود تا اینکه شکم فشار دادن ک اون دنیام دیدم از بس درد داشت هرچی پرستار التماس خواهش میکردم گریه میکردم تو رو خدا یبار فشار دادی دیگ فشار برو ی نیم ساعت دیگ بیا ولی ب حرف نکرد دستم گرفت فشار دادم ک میخاستم از شدت درد بیهوش شم ک خیلی داد بی داد کردم از شدت گریه های من خواهرم با مامانم گریه میکردن میدین من درد دارم ...دیگ مورفین زدن بهم شیاف گذاشتن ولی قابل کنترل شد ولی یبار دیگ هم فشار داد ک باز آمد مورفین زد ولی بعدش قابل کنترل بود ...راه رفتن هم زیاد سخت نبود فقط بخیه یکم میسوزه ...کنار اتاق من یکی زایمان طبیعی داشت میکرد از ساعت ۳ شب ک این جیغ داد میزد تا ۷ صب ک زایمان کرد این آنقدر جیغ داد میزد ک همون جا خدام شکر کردم ک سزارین کردم ک آنقدر از جیغ داد این من وحشت کردم ...دیگ مرخص شدم ولی بچه ام ۳ شب موند موقعی ک مرخص شدم خیلی سخت بود بدون بچه ام فقط گریه میکردم تا خونه ...راضیم از سزارین با اینکه بخیه ام میسوزه ولی خداروشکر ک طبیعی زایمان نکردم همه چیز طی چند ساعت برام