۱۴ پاسخ

درسته بچس ولی همچی حالیشع بعدا ام بزرگ میش واسش تعریف میکنی عکسو‌فیلما و‌نشونش میدی

من تولدگرفتم اتفاقا خیلی دوست داشت ومتوجهش بود کلی بهش خوش گذشت جوریکه هرروز موبایلمو میاره انگشت میذاره رو صفحش که یعنی فیلمای تولدبذار ببینم

من ک گرفتم خیلی هم خوب بود پسرم کلی خوش حال شدو همکاری کرد

منم از الان به تولدش فکر میکنم
مشکلم خانواده شوهرم هستن
اونا تولد منم پامیشن میان خونمون منتظرن پاشم براشون شام بپزم
روز تولدم مدام سرپام ودارم از اونا پذیرایی میکنم تولدام همیشه زهرمارم میشه
واسه تولد بچم مطمینم از روز چند روز قبل نقشه میچینن بیان خونمون
مطمئنم نمیزان بریم آتلیه وجشن خودمونی بگیرم
خونمم کوچیکه نمیشه مهمونی بگیرم همه رو دعوت کنم
اونارو دعوت کنم خانواده خودم نیان دلم میگیره چون خیلی برا بچم زحمت کشیدن
خانواده خودم بیان اونا تا ناراحت میشن و با پر کردن مخ شوهرم تو خونم دعوا میندازن
واسه جدا تولد گرفتن هم من جون ندارم همون یک شبو خدا میدونه چقد قراره دست تنها اذیت بشم
فقط دعا میکنم خدا بخیر بگذرونه

منم ی تولد کوچیک با خانواده م گرفتم اصلا خوشحال نشد بیشتر ترسیده بود ولی دلمه ببرمش آتلیه ی عکس ازش بگیرم و همون تولد اینستایی رو تو خونه براش درست کنم تازه خونه خریدیم نتونستم براش کادو یا طلا بگیرم از این موضوعم خیلی خیلی ناراحتیم خانواده ها هم پول دادن ولی جای قرض دادیم

چرا عذاب وجدان
میتونی یه کیک کوچیک و شمع براش بگیری همونجا عکس بگیری به یادگار
و از کیف کردنش تو خانه بازی فیلم بگیری
اتفاقا خیلی هم اینطوری بهش خوش میگذره

کارعالی ای میکنی تولد واس بقیه اس ن بچه الان
هم اذیت شلوغی و هرکی برسه ببوسه و احتمال مریضی زیاده هم کلی خرج مراسم آخرم بچه بهش خوش نمیگذره خسته میشه
و درآخر اقتصاد همه خرابه مجبورا همه کادو بیارن سختشونه
همون کار بکن بچت خوشحال میشه و ببر آتلیه کافیه

پسر من ازساعت اول تولد گریه کرد از ماشیننی که براش خریده بودن میترسید حتی سوارشم نمیشد کلی داستان داشتیم اون روز بعد یک هفته دیگه از ماشین پیاده نمیشه بچه ها همینقدر عیر قابل پیش بینی هستن هرچی دلت میگه انجام بده

منم نمیخواستم براش تولد بکیرم چون فکر میکردم حالیش نمیشه و تو سرو صدا اذیتم میشه،ولی همسرم دوست داشت بگیریم و گرفتیم و اون شب بچم اونقدر خوشحال بود و بهش خوش گذشت هنوزم فیلم تولدشو میبینه کلی ذوق میکنه

منم تولد 4 نفری گرفتم

من بردمش آتلیه کلیپ و عکس گرفتم.
یه کیک هم وقتی خونه مادر شوهرم بودخریدم و عکس و فیلم با بچه ها گرفتیم.همین.پوست آدم کنده میشه تولد تو خونه خودش بخواد بگیرع

اتفاقا ن تنها کم کاری نکردی بلکه برا دل خود بچت تلاش کردی

منم ن دندونی گرفتم ن تولد میگیرم
هزینشو میدم طلا برا خودش و ۳تایی جشن میگیریم
آتلیه هم میبرمش

منم همین نظر رو داشتم
ولی ماهان دیگه هیچ وقت یک ساله نمیشه
بعد من حسرت بدل میمونم

تنها نیستی کلی مامان دیگه مثل من و شما اند و با همین تفکر تولد نمییگرن
بچه هم چون متوجه نیست و سال اول زندگیشه کلی چالش داره و برای هماهنگی کارا همکاری نمیکنع
اصلا عذاب وجدان نداشته باش

سوال های مرتبط