تجربه زایمان طبیعی
#پارت_۴
تمام وسایل خودم و نی‌نی رو هم باخودم برده بودم که توراه بیمارستان حس کردم دردهام از اون منظم بودن خارج شده و کمتر شده تا رسیدیم و رفتم باهاشون صحبت کردم برای دوشنبه و با خودم گفتم حالا که تا اینجا اومدم خب بزار معاینه بشم،معاینه کرد و گفت ۲ سانتی که اونجا کلا ناامید شدم که با این تایم طولانی درد تازه نیم سانت پیشرفت کردم،رسیدیم خونه و به هوای اینکه حالا حالا ها قرار نیست زایمان کنم دوباره همه وسایل رو با خودم برگردوندم خونه.
تا رسیدم خونه ۲۰ دقیقه نشد که دوباره دردهام شدید شدن که دیگه شوهرم یه چیزی حاظر کرد و خوردیم و من همچنان فقط راه میرفتم داخل خونه چون با نشستن یا خوابیدن تحمل دردها سخت تر بود.
نیم ساعت از ناهارم نگذشته بود که با یه انقباض شدید هرچی خورده بودم رو بالا اوردم و از همون لحظه تا آخر شب بیشتر از ۱۰ بار هرچیز کوچیکی که میخوردم حتی یدونه خرما یا گردو حتی آب رو معدم پس میزد😵‍💫

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان آریَن🩵🥹 مامان آریَن🩵🥹 ۵ ماهگی
مامان ایلماه مامان ایلماه ۸ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲

ساعت ۷ عصر دیگه بستریم کردن سرم بهم وصل کردن همون لحظه اولی که ماما معاینم کرد کیسه آبم ترکید و اون لحظه بود که دیگه دردام شروع شد
یه نیم ساعتی رو تخت بودم و درد هارو با تنفس کنترل می کردم بعدش ماما اومد گفت اگه رو تخت خسته شدی بیا پایین راه برو منم رفتم پایین که راه برم ولی درد بیش از حد زیاد بود
هر نیم ساعت یه بار ماما معاینه می کرد و می گفت که چقد باز شدم
معاینه سوم گفت ۶ سانتی

سرویس بهداشتی رفتم اون جا و آب گرم رو باز می کردم رو کمرم تا دردام کمتر بشه
۷ سانت که شدم گاز انتونوکس رو آوردن و با گاز تقریباً نود درصد دردم کمتر شد
تا ساعت ۱۰‌طول کشید تا فول بشم
از ساعت ده تا ۱ و نیم فقط زور میزدم تا سر بچه بیاد پایین
اینم بگم که ماما خیلی کمکم کرد و مهربون بود ساعت ۱ و نیم بود که دیگه بچه سرش کامل اومد اون موقع بود که برش زدن و بچه سرش اومد بیرون همون لحظه تمام دردها از بین رفت بچمو گذاشتن رو شکمم چند دقیقه ای رو شکمم بود و من فقط تو شوک بودم که بلاخره تونستم به دنیا بیارمش اخه همش فکر می کردم من توان زایمان طبیعی رو ندارم و هر لحظه ممکنه بگن باید بره سزارین بشه

تا ساعت ۴ تو بخش زایمان بودم بعد اون منتقل شدم بخش اون موقع همش فقط خدارو شکر می کردم که بچمو صحیح و سالم بهم داد
مامان هیراد 🩵🍄🫧 مامان هیراد 🩵🍄🫧 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🤰🏻

پارت سه

توی تریاژ معاینه ام کردن و باید بگم بله معاینه درد داره چون هم درد انقباض داری هم از طرفی با انگشت به سایز باز شدن رحمت نگاه میکنن پس اینو در نظر بگیرین که معاینه درد داره وقتی قبول میکنی خیلی راحت تر میگذره اون لحظه منو معاینه کردن و گفتن دو سانتی ساعت ۵ صبح بود اون لحظه با خودم گفتم خدایا این درد واسه دو سانته پس من چجوری قراره تا ۱۰ سانت تحمل کنم ؟ 😭😫
که اینجا راهنماییتون میکنم ❗
(بچه ها اصلا درد قرار نیست مقدارش بیشتر بشه فقط تایم استراحت دردها کمتر و انقباض ها پشت سر هم طولانی تر میشه پس اصلا فکر نکنین درد دو سانت با ده سانت فرق داره)

بهم گفتن الان برو تو حیاط بیمارستان پیاده روی کن آبمیوه شیرین بخور یکساعت بعد بیا منم که حرف گوش کن بودم به شوهرم گفتم اصلا اینجا نمیمونم بریم خونه برگشتیم اومدم خونه و دراز کشیدم چون واقعا ضعف میکردم اینم بگم که یکی از نشانه های درد زایمان اینه که توی خوابم میگیره یعنی من همش خوابم میگرفت بعد از درد انقباض بیدار میشدم از ساعت ۶ تا ۷ و نیم من هی چرت میزدم و هر ۱۰ دقیقه ۵ دقیقه با انقباض بیدار میشدم دیگه دیدم انقباضام فاصلشون خیلی کم شده در حد ۳. ۴ دقیقه دوباره رفتیم بیمارستان و اینبار هم معاینه کردن و گفتن دقیقا وقتشه ۵ سانتی 🥲💔
درده هی میگرفت به علاوه حالت تهوع ، احساس مدفوع و....البته فعلا تا ۹ سانت شما احساس مدفوع میکنی اما حس نمیکنی که مدفوعت داره میریزه هر موقع حس کردی داره میاد اونموقع سر بچه اس که داره میاد بیرون سریع به شوهرم و مامانم گفتن تشکیل پرونده بدین لباس بخرین و اینا سریع لباسامو عوض کردم و با ویلچر اومدن که ببرنم ☹️
زایمان طبیعی انقباض بستری درد پوشک شیرخشک
مامان فندق مامان فندق ۱۴ ماهگی
پارت ۱
سلام مامانای منتظر نینی🥹❤️
من اومدم تجربه زایمانمو بزارم ...به امید اینکه کمکی کنه تا استرس و نگرانی هاتون کمتر بشه ..😬🫡
.............
خب از اول اوش بخوام بگم....
اولین معاینه تحریکی رو ۳۸ هفته و ۱ روز انجام دادم روز سه شنبه هفته پیش انجام دادم....
اولش خودم ۱ و نیم بودم که با معاینه رسیدم به ۲ سانت
معاینه تحریکی بعدی روز یکشنبه همین هفته بود که خودم ۲ سانت بودم و یا معاینه شدم ۲ و نیم ۳ سانت ....
من کلا مدلم جوری یود که درد هارو کامل حس میکردم و تشخیص درد زایمان برام سخت بود...
بعد معاینه اول ۱ روز درد داشتم کمر درد و درد زیر شکم داشتم که می‌گرفت و ول می‌کرد و قابل تحمل بود
بعد معاینه دوم درد هام شدید تر بود و کمر دردش خیلیی بیشتر به چشم می‌اومد و درد اون زیاد بود برام....
خب یکشنبه بعد معاینه تحریکی ....من ۱ ساعت کلاس ورزش داشتم که ورزش کردم ...بعدش رفتم یکم‌پیاده روی و بعدش رفتم خونه و استراحت کردم فقط، چون درد داشتم....درد هام تقریبا هر ۱۰ دقیقه اینا بود ...
مامان محمد حسن مامان محمد حسن ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، بارداری دوم🌷قسمت هشتم
ساعت شد ده و نیم یه دکتر اومد با چند تا دانشجو گفت اگر موقع معاینشه معاینه کنم توضیح بدم برای دانشجو ها که گفتم اوکیه دردام زیادتر شده
موقعی بود که دیگه خوابیده بودم رو تخت چون از ورزش خسته شده بودم و یکم درد بیحالم کرده بود معاینه کرد گفت پنج و نیمه (فقط خودش معاینه کرد بعد به دانشجو ها توضیح داد و رفتن)

دردام شدید شده بود و داشتم بی تاب میشدم
یه جورایی یکم ناامید شدم از اینکه با این همه درد خیلی پیشرفت نکردم . باز به خودم گفتم تموم میشه نهایت تا یازده یازده و نیم زایمان میکنی زود تموم میشه تحمل کن تو که تجربه داری و خلاصه قوت قلب میدادم به خودم .
توی این حین برای حواس پرتی به دوستام و شوهرم پیام میدادم میگفتم اگر من دوباره گفتم بچه میخوام بیاید بزنید تو دهنم 😂 همشون هم میگفتن تو؟ تو سال بعد میای میگی هوس بچه کردم😂😂
اخبار رو چک میکردم
با خودم فکر میکردم اگر بیمارستان و بزنن من وسط اینهمه درد و با این لباس بیمارستان که همه جام پیداست چجوری بدوئم فرار کنم 🥲😂 خلاصه رد داده بودم رسما😂
یک ربع به یازده بود تقریبا به ماما گفتم من اپیدورال میخوام نمیتونم تحمل کنم دیگه . گفت الان دیگه ارزش نداره نزدیک زایمانی.

بعدش از ماما خواستم برم دستشویی آب گرم بگیرم رو کمرم چون واقعا حس میکردم دیگه با تنفس هم نمیتونم دردامو کنترل کنم
حتما برید دستشویی مثانه رو خالی کنید
شنیدم به روند زایمان کمک می‌کنه
من حتی حس میکردم مثانم که یکم پر میشه دردام هم بیشتر میشه انگار که به رحمم فشار میاره.
مامان maral مامان maral ۱۱ ماهگی
#تجربه_زایمان_طبیعی پارت ۲
ما رفتیم خونه و ماما گفت برای تند تر شدن روند زایمان میتونید رابطه داشته باشید یا گلاب بخوری که من هر دوش رو انجام دادم و یکم گلاب هم خوردم از بعد از ظهر انقباض هام نامنظم شروع شد اولش هر 40 دقیقه یکبار می‌گرفت تا کمکم به هم نزدیک تر شد ولی همچنان نامنظم من همه انقباض هام رو یاداشت میکردم ساعت هاش رو که فاصله هاش رو حساب کنم
تا بعدازظهر با شوهرم رفتیم پیاده روی و نزدیک ۱.۵ الی دو ساعت ما راه رفتیم و من انقباض داشتم توی این پیاده روی که هر لحظه میگرفت بازم منم توی گوشیم یاداشت میکردم
وقتی اومدم خونه شربت خاکشیر زعفرونی هم یکم خوردم تا اینکه دردهام هر ۶ الی ۷ دقیقه ای شد
خلاصه مامانم اومد و بازم یک ساعت صبر کردیم و ساعت ۱۱ شب به سمت بیمارستان رفتیم توی راه یادم اومد که مدارک هارو فراموش کردیم و دوباره باز رفتیم مدارک هام رو برداشتم شد ساعت ۱۱.۳۰
وقتی رسیدیم بیمارستان من کلا انقباض هام رفت و هیچی نداشتم بدنم یهو شوک شده محیط بیمارستان رو که دیده بود😂🥲
که باز یه ۲۰ دقیقه توی محوطه بیمارستان پیاده روی کردم و یکم توی پله ها پله نوردی کردم که دوباره انقباض هام برگشت
رفتم معاینه شدم دهانه رحمم ۴ سانت بود و دکترم گفت بستری بشم
مامان دونه🌱 مامان دونه🌱 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی (پارت ۲)
خلاصه این شد که شدت ورزش هارو زیاد تر کردم یه شب رفتم پیاده روی و حدود دو ساعت راه رفتم بدون استراحت تند تند دمنوش میخوردم و گل مغربی روزی دوتا میزاشتم تخم شربتی و تخم کتان کلی میخوردم همون شب که ۲ ساعت راه رفتم شبش اومدم خونه دیدم انقباض های خیلی خیلی شدیدی شروع شد حتی منظم هم شده بودن اینجوری که پنج دقیقه ای یک دقیقه انقباض داشتم همینجور که داشتم انقباض هارو اندازه میگرفتم خوابم برد تا صبح دیگه دردام و انقباض کلا گم شدن🥴
یکی دو روز بعد دوشنبه بود شوهرم اومده بود پیشمون بچمون بردیم پارک منم رفتم پیاده روی حین پیاده روی حس میکردم یکم یکم آب ازم میاد دیگه نگران شدم با ماما همراهم تماس گرفتم گفتن بیا بیمارستان دیگه سریع یه دوش گرفتم وسایل هم محض احتیاط با خودم برداشتم و رفتیم با شوهرم بیمارستان رسیدم اونجا تست گرفتم برام گذاشتن ولی تست منفی شد گفتن اینا ترشح آبکیه که داری کیسه آب سالمه بعد اومدن ان اس تی گرفتن یکم انقباض نشون داد ولی منظم نبود دیگه گفتن باز برو خونه که یکی از ماما های دیگه اومد گفت بزار یه معاینه هم برات انجام بدم ببینم چجوریه معاینه ات
ادامه پارت بعد
مامان گردو مامان گردو ۵ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 5:
گذشت و من همچنان استراحت مطلق بودم انقباض های نامنظم و درد های ریز و درشت داشتم البته همرو به دکترم گفته بودم و گفتن اگه منظم شد و خونریزی یا ابریزش داشتی خطرناکه وگرنه انقباض ها دیگه کاریش نمیشه کرد ما تا تونستیم بهت دارو دادیم
اوایل اردیبهشت ماه بود 34 هفته بودم و با انقباض های منظم هر سه دقیقه و شدید رفتم بیمارستان و سه شب بستری شدم با وجود استراحت کامل نمیدونم چرا دوباره شدید شده بود درد ها این بار دهانه رحمم دو و نیم باز شده بود
درد و انقباض رو من از 28 هفته تا روز زایمان همیشه داشتم گاهی خفیف و گاهی شدید
37 هفته و 4 روز بودم که با شک بر اینکه ترشح دارم و نکنه این ترشح نشتی کیسه اب باشه رفتم بیمارستان بخش زایشگاه که رفتم معاینه کرد دکتره و گفت دهانه رحم سه سانت یعنی اون انقباض ها که کم کم توی خونه داشتم به مرور کارساز بود و دهانه رحمو باز میکرد با اینکه نامنظم بود
بعد از معاینه و سونو بیوفیزیکال و... خداروشکر کیسه اب مشکلی نداشت و خب دیگه به هفته امن رسیده بودم امپول ریه هم زده بودم و استرسم ازین بود که وزن پسرم کم نباشه موقع تولد،زردی نداشته باشه، درد زایمان چجوریه وووو دغدغه هایی که همه خانومای باردار ماه اخر دارن
مامان هانا مامان هانا ۲ ماهگی
تجربه زایمان بعد از یکماه🤭
پارت یک

از روز قبل من خیلی درد داشتم ولی تایم نگرفتم اما دردام طوری بود که خودم میدونستم تا فرداش زایمان میکنم
ساعت سه شب بود تو اوج خواب بودم خواستم از این پهلو به اون پهلو بشم که حس کردم یه آب داغی ازم میره اول با خودم گفتم شاید ترشح باشه دیدم بازم که تکون خوردم بیشتر شد
بلند شدم که به خیال خودم با دستمال خودمو تمیز کنم یهو دیدم کل شلوارم و رختخواب رو خیس کردم سریع مامانمو و همسرم رو بیدار کردم اونا که اومدن وسایل رو اماده کنن منم تند تند چند لقمه صبحانه خوردم که توان داشته باشم موهامو شونه کردم که مرتب باشم شهرستان بودم خونه مامانمم رفتیم بیمارستان معاینه کردن گفتن یک سانتی(از هفته قبل هی یک سانت بودم) گفتن بهم که متخصص بیهوشی نداریم و ممکنه در طی روند زایمان حالت بد بشه سزارین بشی باید بری خرم اباد
گفتن تا امبولانس اماده بشه چند ساعتی طول میکشه دیگه با همسرم صحبت کردن رصایت داد که با ماشین خودمون بریم
باهاش صحبت کردن که خیلی آروم رانندگی کنه و آروم از سرعت گیرا رد بشه که جفت کنده نشه
مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی