تجربه زایمان طبیعی (پارت ۲)
خلاصه این شد که شدت ورزش هارو زیاد تر کردم یه شب رفتم پیاده روی و حدود دو ساعت راه رفتم بدون استراحت تند تند دمنوش میخوردم و گل مغربی روزی دوتا میزاشتم تخم شربتی و تخم کتان کلی میخوردم همون شب که ۲ ساعت راه رفتم شبش اومدم خونه دیدم انقباض های خیلی خیلی شدیدی شروع شد حتی منظم هم شده بودن اینجوری که پنج دقیقه ای یک دقیقه انقباض داشتم همینجور که داشتم انقباض هارو اندازه میگرفتم خوابم برد تا صبح دیگه دردام و انقباض کلا گم شدن🥴
یکی دو روز بعد دوشنبه بود شوهرم اومده بود پیشمون بچمون بردیم پارک منم رفتم پیاده روی حین پیاده روی حس میکردم یکم یکم آب ازم میاد دیگه نگران شدم با ماما همراهم تماس گرفتم گفتن بیا بیمارستان دیگه سریع یه دوش گرفتم وسایل هم محض احتیاط با خودم برداشتم و رفتیم با شوهرم بیمارستان رسیدم اونجا تست گرفتم برام گذاشتن ولی تست منفی شد گفتن اینا ترشح آبکیه که داری کیسه آب سالمه بعد اومدن ان اس تی گرفتن یکم انقباض نشون داد ولی منظم نبود دیگه گفتن باز برو خونه که یکی از ماما های دیگه اومد گفت بزار یه معاینه هم برات انجام بدم ببینم چجوریه معاینه ات
ادامه پارت بعد

۲ پاسخ

منم خیلی کار میکنم ورزش میکنم ولی باز خبری نیس ۲روز دیگه میرم تو۳۸

چه دمنوش هایی میخوردی؟

سوال های مرتبط

مامان حلما👼💖 مامان حلما👼💖 ۹ ماهگی
پارت سوم:
،روز بعدش همچنان این درارو داشتم نامنظم بود ولی شدتش بیشتر شده بود که ماما گفت میخوای برو بیمارستان من زنگ میزنم بشون میگم معاینه ت کنن ببینیم چن سانتی که ظهر رفتم دوسانت و نیم بودم بهم گفتن شکم اول انقد بستری نمیکنیم باید بازتر بشی برو پیاده روی کنی ورزش کن تو خونه دردات منظم شدن بیا .. باز شب دردام بیشتر شده بودن رفتم بیمارستان باز گفتن بازتری شدی ولی درحد بستری نیستی دردات منظم نیستن
دوباره رفتم خونه چن بار دوش آب گرم گرفتم مامانم اومده بود پیشم با هربار انقباض ماساژم میداد شوهرمم تو ورزش کمکم میکرد و کنارم بودن.. خلاصه کلی اسکات ، سجده ، چمباتمه و پله رفتم با اینکه حین انقباض سخته ولی خیلی کارسازه .. روز بعد دردام منظم شده بود از صبح تا ظهر شده بود هر ۱۰ دقیقه که ماما گفت بیا مطبم معاینه ت کنم بعدازظهر رفتم حین انقباض معاینه تحریکی کرد که خیلی تاثیر داشت گفت ۳ سانتی عالیه بهم آبزن داد گفت برو اینو بجوشون بعد بریز تو اب گرم خودت بشین توش یه نیم ساعت بعدم بیا بیمارستان که بستریت کنیم ..
تاپیک بعدی
مامان maral مامان maral ۱۰ ماهگی
#تجربه_زایمان_طبیعی پارت ۲
ما رفتیم خونه و ماما گفت برای تند تر شدن روند زایمان میتونید رابطه داشته باشید یا گلاب بخوری که من هر دوش رو انجام دادم و یکم گلاب هم خوردم از بعد از ظهر انقباض هام نامنظم شروع شد اولش هر 40 دقیقه یکبار می‌گرفت تا کمکم به هم نزدیک تر شد ولی همچنان نامنظم من همه انقباض هام رو یاداشت میکردم ساعت هاش رو که فاصله هاش رو حساب کنم
تا بعدازظهر با شوهرم رفتیم پیاده روی و نزدیک ۱.۵ الی دو ساعت ما راه رفتیم و من انقباض داشتم توی این پیاده روی که هر لحظه میگرفت بازم منم توی گوشیم یاداشت میکردم
وقتی اومدم خونه شربت خاکشیر زعفرونی هم یکم خوردم تا اینکه دردهام هر ۶ الی ۷ دقیقه ای شد
خلاصه مامانم اومد و بازم یک ساعت صبر کردیم و ساعت ۱۱ شب به سمت بیمارستان رفتیم توی راه یادم اومد که مدارک هارو فراموش کردیم و دوباره باز رفتیم مدارک هام رو برداشتم شد ساعت ۱۱.۳۰
وقتی رسیدیم بیمارستان من کلا انقباض هام رفت و هیچی نداشتم بدنم یهو شوک شده محیط بیمارستان رو که دیده بود😂🥲
که باز یه ۲۰ دقیقه توی محوطه بیمارستان پیاده روی کردم و یکم توی پله ها پله نوردی کردم که دوباره انقباض هام برگشت
رفتم معاینه شدم دهانه رحمم ۴ سانت بود و دکترم گفت بستری بشم
مامان عدنان مامان عدنان ۱۴ ماهگی
مامان علیسام مامان علیسام ۱۲ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم
مامان سان آی مامان سان آی ۶ ماهگی
مامان ستیا وسونیا مامان ستیا وسونیا ۲ ماهگی
پارت ۲

دوشنبه هفته پیش من یک طرف شکمم خیلی بد درد گرفت درحدی که حدود یک ساعت فقط یکسره درد داشتم دیگه ترسیدم زنگ زدم مامان رفتیم بیمارستان هاشمی نژاد من چون میخواستم برم برای زایمان بیمارستان امام حسین گفتم قبلش برم بیمارستان هاشمی نژاد برای معاینه اگه گفتن باید بستری بشی بعد برم امام حسین
اونجا فوق العاده شلوغ بود و توی اورژانسش فقط ۱۰ نفر توی نوبت بودن نوبت منکه شد گفتن ۲ سانت دهانه رحمت باشه بعدشم آن اس تی گرفتن گفتن همه چی خوبه برو دردات منظم شد بیا
بعدش من هرچی به شوهرم برای رابطه میگفتم میگفت نه گناه داره روز سه شنبه حدود دو ساعت پیاده روی کردم ولی انگار نه انگار دیگه شب که شد شوهرمو راضی کردم برای رابطه دیگه چهارشنبه که شد ترشح های موکوسی شروع شد و هی درد پریودی هم داشتم ولی زیاد نبود باز شب که شد به شوهرم گفتم ودوباره رابطه داشتیم از ساعت ۲ شب هم دردای پریودی وکمردردم شروع شد ولی تایمز هر سه دقیقه تا پنج دقیقه بود که گفتم درد کاذبه
مامان دلوین مامان دلوین ۱ ماهگی
پارت ٢ تجربه زايمانم
.
.
.
قبلا شيو اينا كرده بودم ولي با همين حال يه حموم رفتم لباسام رو عوض كردم كه بريم سمت بيمارستان اونجا كه رفتيم بعد يك ساااعت معطلي تو ترياژ بالاخره معاينم كردن تو اين فاصله انقد استرس داشتم اخه شنيده بودم كيسه اب پاره بشه بايد سريع بري بيمارستان ديگه بالاخره ماماعه صدام كرد رفتم واسه معاينه گفت دهانه رحمت ٢ سانت بازه نرمه و خوبه برو ورزش و پياده روي كن دردات شديد تر شد بعد بيا
رفتم خونه فقط ورزش ميكردم پياده روي ميكردم و پله نوردي هر دو سه ساعتي كه ميگذشت فاصله انقباض ها كمتر ميشد ولي هنوزم ميشد تحمل كرد تا ساعت ٧ شب كه ديگه فاصلشون شده بود سر ٣ دقيقه رفتم دوباره حموم زير اب گرم اسكات زدم ورزش كردم نيم ساعتي بعد اومدم بيرون تا ساعتاي ٩ بود ديگه دردام فاصلشون يك دقيقه اي شد خيلي سخت بود داشتم از حال ميرفتم تا ساعتاي ١٠ شد رفتيم زايشگاه همش دعا ميكردم خدا كنه برم اونجا بهم بگه تو ٦يا ٧ سانتي و بستريم كنه معاينه كرد و بم گفت تو ٢سانت و نيمي😭 واي دنيا رو سرم خراب شد گفت برو تو حياط بيمارستان بگرد يه ساعت ديگه بيا اونهمه درد شديد يعني هيچ پيشرفتي نكرده بودم واقعا حال روحيم بد بود با خواهرم رفتم تو محوطه بيمارستان پياده روي كنم از حال رفتم و حالت تهوع داشتم شوهرم با ماشين اومد دنبالم رفتيم نشستيم يك ساعت كامل شه دوباره رفتم واسه معاينه ....
مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من ۴۰هفته رفتم مطب ماما ساعت ۱۰معاینه تحریکی شدم تا دو ساعت روی توپ ورزش کردم ساعت ۱ظهر دردام شروع شد تو خونه هر ۷دقیقه ای می‌گرفت ۳۰ثانیه انقباض داشتم باز ول می‌کرد ولی دردش زیاد بود از دل و کمر می‌گرفت و شکم سفت میشد درست مثله درد شدید پریود...همینجوری درد ادامه داشت تا ساعت ۵ رفتم مطب ماما معاینه کرد توی ۳سانت بودم ورزش روی توپ کردم تا ۸.۳۰ ولی بازم همون ۳سانت بودم دیگه گفت برو خونه زیر دوش کمرتو قر بده وقتی انقباض گرفت سجده شو رو کمرت آب گرم بریزن ...ی ساعت اینکارو کردم دیگه دردم خیلی شدید شده بود ساعت ۱۰رفتیم بیمارستان معاینه کرد همون ۳سانت بودم 🥲نوار قلب گرفتن انقباض نشون میداد گفت برو بیرون نیم ساعت راه برو دوباره بیا تا معاینه کنم بعد نیم ساعت معاینه کرد ۳سانتونیم شده بود دیگه زنگ زدن به ماما همراهم اونم تا نیم ساعت بعدش اومد دیگه شروع کردیم بع ورزش کردن روی توپ .توی حموم آب داغ به بدنم ریخت .نقاط فشاری .ماساژ نوک سینه ورزش های دیگه و...ولی هر چقدر معاینه میکردن ۴.بالاتر نمی‌رفتم دیگه شده بود ساعت ۴صبح نوار قلب بچه خراب شد احتمال مدفوع کردن نوزاد میدادن کیسه ابو ترکوندن ولی خداروشکر خوب بود ...