تجربه زایمان طبیعی من پارت اول
38هفته و 6روز بودم که دیگه واقعا خسته شده بودم میگفتم کاش زود بدنیا بیاد دیگه زدم به سیم اخر شروع کردم ورزش کردن پله بالا پایین کردم رفتم حموم زیر اب داغ 100تا 80تا بشین پاشو کردم پیاده روی کردم اما هیچی نبود بعد 4روز رفتم بیمارستان معاینه کردن گفتن 3سانتی برو یکمم پیادت روی و ورزش کن هروقت دردات شروغ شد بیا البته انقباض داشتم ولی درد نداشتم اومدیم فرداش حس کردم انقباضام زیاد تر شده و درد دارم یکمم مامانم اومد رفتیم بیمارستان تو راه بیمارستان یهو دردام شد هر5دقیقه یبار شوهرم تو مسیر بی ار تی میرفت ک یهو ماشیپ پلیس جلومون بود یواش میرف مثلا واسمون درس عبرت بشه از مسیر بی ار تی نریم😂شوهرم اعصبانی شد بعدش ک پلیسا حال منو دیدن راهو باز کردن🤣رسیدیم بیمارستان دیدن شدم چهار سانت گفتن برو خونه دوش ابگرم بگیر بیا زفتم خونه مامانم دوش گرفتم یکم پیاده روی کردم ساعت 2رفتم بیمارستان

۳ پاسخ

چراااا با ۴سانت تورو فرستادن خونه😐😐😐😐و یه سوال ۴سانت انقد اسونه؟

ممنون منتظریم بقیه شم بذارین

بچه اولتونه؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ ماهگی
امیدوارم بدردتون بخوره 🥰
پارت دوم 🥰😘


ساعت هفت بعدازظهر بود رفتم بیمارستان معاینه کردن دیدن دوسانت باز شدم ولی نفهمیدن که ترشح با کیسه اب بهم گفتن برم دسشویی پد عوض کنم یک ساعت پله بالا پایین برم دوباره بیام چک بشم خدا مادرشوهرم نگه داره پا به پا باهام بود از روز قبل هیچی نخورده بودم رفتم دسشویی پد عوض کردم رفتیم باهم کیک ابمیوه خوردیم منم از پله بالا پایین میرفتم کلی ایت الکرسی و چهار قل تا تونستم خوندم چون خیلی استرس داشتم انقباض هم هی بیشتر و بیشتر میشد راستی قبل اینکه برم بیمارستان رابطه برقرار کردم ک تیر اخر زده باشم واسه زایمان راحت بعد یک ساعت شاید بیشتر پله رفتم رفتم برا معاینه نگم براتون ک معاینه چقد درد داره معینه کردن دیدن سه سانت شدم کیسه ابم هم نشتی داشت و بعد معاینه رگه های خونی ازم دفع میشد خلاصه که گفتن برو یکم دیگه راه برو پله برو دردات بیشتر شد بیا رفتم خونه دوش گرفتم زیر دوش اسکات زدم دوتا گل مغربی هم گذاشتم خونمون پله داره از پله ها بالا پایین رفتم هی دردام بیشتر میشد دیگه جوری شد ک نتونستم تحمل کنم ساعت تقریبا نزدیک دو بود ک رفتم بیمارستان
مامان دخملم مامان دخملم ۲ ماهگی
خب اینم تجربه من از زایمان طبیعی

دیروز ساعت شش صب با درد های خیلی خفیف پریودی بیدار شدم فک کردم سردمه چون نمیگرفت ول نمیکرد یکسره بود ولی کم تا ساعت هفت بعد ساعت هفت ک رفتم حموم اب گرم و اسکات اینا یهو دردام شروع به گرفتن و ول کردن کردن و نامنظم و کم بودن دوربرای ساعت ۱ اینا دردام یواش یواش بیشتر شد و منظم گرفت و ول کرد منم هر راه میرفتم پیاده روی میکردم ساعت دو رفتم زایشگاه گفت انقباض داری تقریبا دو سانت بودم شوهرم اومد خواهر شوهرم برداشتیم وسایلم جمع کردیم اومدیم بیمارستان ساعت ۴ بیمارستان اومدیم دردام هی بیشتر میشد تو بیمارستان گفتن ک ۳ سانتم و منو بستری کردم منم هی راه میرفتم ورزش میکردم معاینه کردن کیسه ابم سوراخ شد و دوربرای ساعت ۱۱ شب پنج سانت شدم با درد گفتن ببرین اتاق زایمان چون میتونشتم طبیعی بیارم خب رفتم دستگاه ان اس تی بستن سرم بستن معاینه کردن سر بچه هنوز اماده نبود پایین نبود زیاد هر وقت دردم میومد زور میدادم به خودم تا بچه پایین بیاد خلاصه دوربر ساعت ۱ سر بچه اومد
مامان مهراد مامان مهراد ۱۱ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان افرا مامان افرا ۱۵ ماهگی
تجربه ام از زايمان طبيعي و ميگم چون پرسيده بوديد.ورزش كلي من پياده روي و إسكات از هفته ٣٧بارداري تو حمام زير دوش بود و كلا تي بارداريم تنبل نبودم.٧ارديبهشت ساعت ١١شب كمرم يهو پيچيد جوري كه حس كردم شكست،٤٥دقيقه زمان گرفتم ديدم درد كمر دارم و كمي حالت پريودي،رفتم بيمارستان معاينه كردن و نوار قلب گرفتن گفتن برو ١ساعت راه برو،راه رفتم بدون استراحت،باز رفتم بخش زايمان nst گرفتن و معاينه كردن گفتن ٢/٥سانت باز شدي برو خونه ٢ساعت ديگه باز بيا .ارمدم كاراي خونه رو انجام دادم كه راه برم رفتم دوش گرفتم و زير دوش إسكات زدم اومدم بيرون ارايش كردم رفتم بعد ٣ساعت بيمارستان ١ساعت ديرتر رفتم.معاينه كردن و باز nst گفتن ٣/٥سانت باز شدي و بستري بايد بشي، ساعت ٥صبح راه افتاديم سمت تهران دردم نداشتم زياد خييييلي كم، رسيدم بيمارستان انصاري باز معاينه كردن گفتن شدي ٤سانت.بستري شدم و ماما اومد سروم و امپول هاي لازم و زد دردا بيشتر شد بعد ١ساعت سرپرستار كه خانم سن بالايي بود گفت اينجوري فايده نداره ...دستشو كرد تو بدنم پيچوند كيسه ابمو پاره كرد گفت زور بزن و من وارد دوره اصلي شدم بعد ١ساعت افرا خانم به دنيا اومد☺️☺️☺️