سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۱۴ ماهگی
مامان رها🤱 مامان رها🤱 ۳ ماهگی
مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان فندوق مامان فندوق ۱۰ ماهگی
پارت اول
منم بلاخره بعد دو ماه نیم میخام تجربه زایمانم. رو بنویسم
دقیق 39هفته و چهار روز بودم عصرش با شوهرم رفتیم پیاده. روی حدود. س ساعت راه رفتم اومدم خونه دوش گرفتم اسکات رفتم چایی خوردم با خرما رفتیم بیمارستان ک معاینه بشم معاینه کرد گفت یک سانتی برو ورزش کن رفتم یکم تو محوطه بیمارستان قدم زدم اومدم خونه پیاده روی کردم دوباره دوش گرفتم حدود صدتا اسکات زدم دردم ببشتر شد خیلی ساعت س شب شد رفتیم بیمارستان گفت دو سانتی برو راه برو تا ساعتای پنج و شش زایمان میکنی رفتم ساعت هفت رفتم بیمارستان معاینه کرد هنوز ذو سانت بود گفت برو ساعت یازده ظهر بیاد اومدم خونه دردم شدید بود خیلی جوری ک هرکی میدید میگفت زایمان میکنی الان رفتیم بیمارستان دیگ گف باید چهارسانت بشی بستری میکنم عمه هام بودن گفتن همونجا پیاده روی کنی قبول نکردم اومدم خونه راه رفتم بهم دمنوش دادن ک کاش نمبخوردم دیگ دردهام شدید بود خیلی جوری هر ی دقیقه دردم میگرفت بهش میگیم چهار درد همون بود ک خاستیم بریم پیش طبیب شکمم رو چرب کنه تا دم در خونش رفتم

بقیه پارت بعدی
مامان آلبالو ناز مامان آلبالو ناز ۱ ماهگی
تجربه #زایمان #طبیعی من پارت 1

37 هفته 3 روز رفتم معاینه دکتر گفت 2 سانت باز شدی و 60 درصد نرمی دهانه رحم داری سر بچه کامل تو لگن هست
و گفت سه روز دیگه خوبه بیای بیمارستان برای زایمان کمک کنیم بهت
ک من گفتم ن زوده میخوام بچه بیشتر بمونه وزن بگیره چون وزنش کم بود
بعد معاینه درد های پریودی داشتم رفتم پیش ماما همراهم اونم معاینه کرد گفت ب نظر من 1 سانت و نیم بازی و نرمی دهانه رحمت هم کمتره از 60 درصد گفت هروقت درد هات منظم شد ب من خبر بده
من تقریبا هرروز میرفتم نیم ساعت پیاده روی
ترشح های موکوسی داشتم از سه روز بغدش و درد های پریودی
حدودا ده روز بعد از اینکه دکتر معاینه کرد از صبح خونه تمیز کردم جارو کردم و اینا شب ساعت 10 نیم همسرم اومد خونه گفت این دختر ما نمیخواد بیاد گفتم وقتش برسه میاد
درد کمر داشتم یکم رفتم دراز کشیدم همسرم اومد شروع کرد حرف زدن با شکمم ی دفعه حس کردم ی چیزی مثل ترقه یا مثل شکستن قلنج توی زیر شکمم صدا داد با خودم داشتم میگفتم این دیگه چی بود
ک ی دفعه حس خیسی بهم دست داد فکر کردم ادرارم هست پاشدم وایستادم دیدم ن نمیتونم کنترلش کنم شک کردم ب کیسه اب و رفتم دسشویی دیدم پد رنگ صورتی شده ب ماما زنگ زدم و گفتم اون گفت یکم صبر کن ببین شدید میشه؟ گفتم شدید هست معمولی نیس
گفت پس یک ربع حالت سجده بمون و 20 دقیقه دوش اب گرم بگیر و برو سمت بیمارستان
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی