من همکارانم آقا بودن روم نمیشد بگم بعد یه روز میخواستم برم برا ی کاری اداره تو گردنه ترمز ماشین همکارم برید بهم میگفتن استرس نگیر با ترمز دستی کنترل میکنم ماشین رو
یهو از دهنم در رفت گفتم من باردارم استرس برام بده 😅🫣
تا هفته 25 نگفتم
سلام عزیزم
من به هیچ کس. فقط یکی از همکاران صمیمی
از اول مهر هم رفتم استعلاجی دیگه هیچ کس رو ندیدم
ماه دوم استراحت مطلق شدم نرفتم سرکار مجبور شدم بهشون بگم
چون اشتهام زیاد شده بود و همه ش باید چیزی میخوردم وگرنه حالم بد میشد از ماه دوم همکارای خانم که تجربه ی بارداری داشتن از وزن گرفتنم میپرسیدن تو حامله نیستی ؟ منم نتونستم مخفی کنم ،کمک کم همه حتی آقایون فهمیدن
من ۴ماهه بودم که گفتم
همون اول ماه
از بس شروشیطون بودم
اوایل بارداری خیلی خوابالو بودم و بی اعصاب
همه گفتم
تازه کلی هرروز برام خوراکی میاوردن
تازه آلوچه اومده بود برام خریده بودن
خیلی خوب بود🥰🥰
من ۴ ماهم بود
من چون تو مدرسه کارای مراسمات با من بودو کلاسامم پله داشت همون اول به مدیر و معاون گفتم که شرایط رو درک کنند
ماه ۶ بودم.. اونم به مدیر گفتم که فکر نبرکی جایگزین باشن.. همکارم ماه ۸ گفت
چون ظاهرمون اصصصثلا مشخص مبود مانتومونم آزاد بود
ی همکار خانم داشتم دوتا اقا شوهر همکار خانمم تو بهداشته دو ماهم بود رفتم بهداشت شوهرش بهش گفته بود خانم فلانی بارداره دیگه اون اومد پرسید راسته گفتم اره دیگه بعد خودش به بقیه همکارام گفت
من بخاطر استراحت مطلق بودنم اول گفتم هفته ۷
ولی همکارم ۸ ماهش تموم شد بما گفت🤨
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.