۹ پاسخ

دقیقا دختر منم همینجوری بود و الان بشدت به من وابسته اس
دلش برای هیچ کسی تنگ نمیشه اگه برم مسافرت بدون پدرش هم عین خیالش نیست
فقط من مهمم براش
تا حالا بدون من مهمونی یا جایی نرفته حتی خونه مادربزرگ یا عمه و...
اگه بره با پدرش نیم ساعت بعد برمیگرده
با هیچی نه کادو نه خوراکی گول نمیخوره که بدون من بره
یه سری خوبیا داره و یه سری بدیا
اینکه من اصلا ساعتی واسه خودم ندارم و بشدت خسته میشم و فقط موقعی که خوابه مال خودمه
با من کارای منو انجام میده
پادکست گوش میده و غذا درست میکنه خونه رو کمکم تمیز میکنه
در حدی که میتونه

ولی الان که دو سالش رد شده باید روزی حداقل دو ساعت کنار آدم امن دیگه ای مثل مادربزرگ و...باشه که بدونه آدمهای دیگه هم میتونن براش امن باشن

شوهر من اینقد میچلونتش نگاه من میکنه با لپهای بسیار قرمز و گریه کنان میگه مااااا یعنی بیا نجاتم بده 😂😂😂😂

😍🥰😘

اره واقعا ،هیچ وقت نمیشه خیال آدم راحت باشه

اخی عزیزم اره این موضوع هستش
ولی من دیگه انقدر راحت بچمو میزارم پیش بقیه که نگو🤣
یکم بزرگتر که بشه خیالت راحت تر میشه اخه الان خیلی کوچولوعه
من فقط هر جا میرم میگم حواستون باشه تنها تو خیابون ولش نکنید بپره جلوی ماشینا یا اگه بره پارک میگم چهار چشمی حواستون باشه کسی اذیتش نکنه و هر کی بگه بیام بیرمش از خدااااامه ریلکس کنم چند ساعت

من تهران ک بودم پیش شوهرم و مامانم میذاشتم میرفتم بیرون اما اگه شوهرم نبود پیش مامانم تنها نمیموند زیاد. در حد یه ساعت میموند

مخصوصا پیش باباش🥴😂

من ی بار گذاشتم پیش شوهرم دیدم میخواد با بطری بهش نوشابه بده حالا بچم چنوقتشه؟!۵ماه🤣

حتی پیش باباش🙃

سوال های مرتبط