۱۴ پاسخ

عزیزم همه همینن ...از سر کار میاد خونه غر میزنه که بچه چرا بیداره نمیذاره من بخوابم .شما از صبح عشق و حال میکنید من کار میکنم خسته میام نمیذارید استراحت کنم😐😬😶‍🌫️

ولش کن
فشار روشون هست
دست خودشون نیس
میدونم تو هم خسته ای ،ولی به حرفش اهمیت نده

😐😐😐 منم همین الان سر سفره شوهرم گفت ما رژیمیم برنج زیاد درست کردی 😐 یه پیمانه و نصف درست کردم
گفتم خب تو کم بخور ... چند بار این قضیه پیش اومده گفتم از این ب بعد تو بیا درست کن 🫠🫠 از صبح این همه جون کندم اصلا از گلوم پایین نرفت چند لقمه خوردم پا شدم

چرا تو خونه کار میکنه مرد تو خونه باشه دست و پای ادم میگیره😂

چقدر ما زنا بدبختیم
بچه لاغر باشه میگن مادر بهش نرسیده چاق باشه میگن داره می ترکه معدشو گشاد کردی رفتار بد نشون بده میگن مادر تربیتش نکرده شوهر لاغر بشه میگن زنش از وقتی بچه آورده شوهرشو ول کرده غذا درست نمیکنه به بچه زیاد توجه کنی میگن دیگه شوهرشو وا داده شوهر بره خراب بازی دربیاره میگن زنش خوب بهش رسیدگی نمی‌کرد و به خودش نمی‌رسید شوهرش رفت ... چرا تموم تقصیرهای دنیا مال ما زناست

خیلی جالبه
تو خونه خودشون بچه شون رو نمیتونن تحمل کنن
شوهر من از سرکار میاد تازه زبونشم درازه
چرا خسته ای؟چرا حال نداری؟چرا اعصاب نداری؟
بعد تعطیلاتش،دنبال فرار از خونه ست
بچه خودتونه
همش وظیفه مادر نیست ک😑😒

بگو به درک کار نکن
همه بچه ها همینن
چند لحظه غذا خوردن بچه هارو نبین حرص نخور
پسر منم از اول همین بودو هست
با کوشی غذا میدم
هیچ کاری موثر نبود براش الکی پول دکتر مشاور دادم
همیشه هم وزنش کمه
منم خستم دیکه رد دادم
جوابم به همه مشکلات به درکه😂

ولش کن مردا همینن اصلا تحمل شنیدن ی حرف رو ندارن . حق داری ناراحت شی .... زینک بده به بچت

منم همیشه با شوهرم سر غذا نخوردن دعوا میکنم میگه من خونم تو اذیت میشی می زنه از خونه بیرون🤣🤣🤣چیکار کنم دیگه باید کمک کنن دیگه الان چند روزه رفته ماموریت با بچه داری بدون کمکی به ترینم میگم کاش زودتر بیاد خونه

تو همه ی خونه ها از این مشکلا هست
یکی شدتش بیشترِ
یکی کمتر
حرص نخور

این دنبال بهونس کار نکنه ولش کن جوابشو نده

مام هرروز نباشه چن روز یبار سر غذا نخورد پناه دعوا داریم من کم میارم ب اون میگم اونم طلبکار میشه و بحث میشه

بگو باشه استعفا بده بهتر بمون تو خونه ببینم چندروز میتونی با بچه سروکله بزنی

یعنی چی

سوال های مرتبط

مامان Helen👶🏻 مامان Helen👶🏻 ۲ سالگی
خانوما من تو شرایط بدی تو زندگی هستم با شوهرم مدام دعوامون میشه سر اینکه من و اون اهل یه شهر نیستیم شهرامون یک ساعت از هم فاصله داره ولی اون اهل روستاس، ۶ ساله ازدواج کردیم وقتی اومد خاستگاریم من گفتم نمیام اونجا باید اینجا زندگی کنیم اونم گفت باشه اوایل مشکل نداشت الان مدتیه همش بهونه میگیره دعوا راه میندازه که من اینجارو دوس ندارم نمیتونم اینجا زندگی کنم باید باهام بیای روستا من نباید خانوادمو تنها میزاشتم دنبال تو راه میفتادم اشتباه کردم نمیدونم چش شده اینجوری نبود، خسته م کرده من نمیتونم برم اونجا زندگی کنم سختمه نمیتونم تو روستا باشم میگم بهش که چرا از اول قبول کردی میگه اشتباه کردم، یه دخترم دارم گفتم مگه جنازمو ببری اونجا، چیکار کنم؟ نمیتونم جدا بشم ازش به خاطر دخترم، تو روستاهم نمیتونم زندگی کنم اونجا ازاد نیستی بعدم برم اونجا نزدیک خانواده شوهرم میشم تو زندگیم دخالت کنن من اعصاب این چیزارو ندارم😭
بگین چیکار کنم توروخدا شما بودین چیکار می کردین؟
همش تو فکر اینم یه دعا بگیرم فکر اونجارو از سرش بندازم ولی میترسم اینکارو بکنم زندگیم داره سر یه چیز الکی خراب میشه😔





#فرزندپروری#بارداری#شیردهی#زایمان