۷ پاسخ

دختر من اگر به روز نبرمش بیرون روانم ساییده میشه
ببرش هر روز بیرون
به خدا دیروز انقدر تو کوچه افتادم دنبالش یه محل بهم میخندیدن نمیتونستم بگیرمش😩

والا منم به خاطرهمین روتینای روزانشون ترجیح میدم هیجانرم یاوقتای خوابشون خونه باشم که بهم نخوره روتینشون دیونم میکنن بخدا
من چندروزپیش یه چندساعت دوقلوهاموگذاشتم پیش خواهرم رفتم بیرون بعداومدنم دخترم کلافه بودازبغلم پایین نمیومدتاچندروزانگارمیترسیدبازم میخام تنهاش بذارم ..شایدپسرتوهم اینجوری شده

ربطی نداره ب مادر شوهر

طبیعیه عزیزم همه بچه ها همینن من دخترم هر موقع باباش می‌ره سرکار خونمون فاتحه میشه همش گریه و جیغ میزنه از سرکار بیاد هم بهش میگه دور دور که یعنی منو ببر بیرون کفششو میاره به باباش میده که بپوشه و بره بیرون

اخ از دست ای مادرشوهرا من ی روز از صبح دخترمو گذاشتم پیشش تاساعت ۲ونیم بعدظهر وقتی رسیدم خونه زنگ زدم شوهرم بیارتش وقتی اورد دیدم داره جیغ میکشه من دخترمو کهنه میبندم از صبح ک برده بودمش خونشون کهنه رو تابعدظهر باز نکرده بود همه بدنش سوخته بود غذاهم بهش نداده بودن مث غش زدع ها ناهار میخورد😕🥺

نه عزیزم کلا بچه ها تو این سن وارد فاز جیغ و لجبازی میشن پسر منم دقیقا همینطوره

با دو روز عادت نمیشه

سوال های مرتبط

مامان دختر کوچولوم مامان دختر کوچولوم ۲ سالگی
مامانا در چه حالین
من دخترم خیلی خیلی زیاد اذیتم میکنه به حدی که بعضا میگم کاش نزاییده بودمش انقد پشیمونم کرده
تو خونه حق ندارم نه غذا درست کنم نه غذا بخورم نه دستشویی برم نه ظرف بشورم نه لباس پهن کنم نه هیچ کار دیگه ای فقط باید یا بگیرم بغلش یا کنارش بشینم انقد گریه میکنه جیغ میزنه حد نداره
میبریمش بیرون تو ماشین فقط صدا میده اعتراض میکنه ولشم میکنیم همش میخوره زمین کار خطرناک میکنه دیگه بخدا هستم از دستش
همش ناله میکنه میارم بخوابونمش نه شیر درست حسابی میخوره رو پام انقد تکونش میدم نمیخوابه پاهام دیگه بخدا داره میشکنه خودمم پریودم پاهام کلا رو خودش بند نیست چه برسه دخترمن یه ساعت تکون بدم دیگه توان وزنشو نداره
حتی باباش هم میاد انقد اونم اذیت میکنه ناله میکنه گریه میکنه زنو شوخری دیگه کلافه میشیم نه شام میتونیم بخوریم از دستش یا گریه میکنه یا همه چیو برنیداره پخش پلا میکنه
توروخدا راه حل بگین بهم دیگه توان ندارم ادامه بدم انقد دوست دارم خلاص کنم خودمو
موقع غذا دادن که همش پوره هست فقط عوق میزنه هیچی درست حسابی نمیخوره جرات ندارم به غذا جدید براش درست کنم از بس که هرچی درست کردم نخورد
مامان نخودچی و کشمش🍼 مامان نخودچی و کشمش🍼 ۲ سالگی
دارم روانییییییی میشم بخدا سرم داره میترکه کرونا گرفتم بدت و سردرد شدید دارم چشمام داره میترکه بیرون ی هفته بچه ها مریض بودن هردو تب داشتن اومدم خونه بابام ک مامانم کمکم کنه چون تا صب بالا سرشون بودیم واس تب امپول و سرم و .... خوب شدن ی روز رفتم خونم خودم ب شدت مریض شدم دوبار رفتم دکتر ۲ تا سرم و ۹ تا امپول زدم مامانم خیلی اذیتههه خودشم مشکلات خودشو داره بچه ها انقد بد اخلاق و عنق شدن ک حساب نداره همش جیغ داد گریه همش پیخوان برن تو حیاط داداشم از کنارشون رد میشه یا خواهرم مامانم انقد گریه میکنن نفسشون بنو میاد بغلشون میکنی باید حتما سرپا باشی وگرنه باز گریه و جیغ کبود میشن از گریه ینی اخلاقشون ب شدتتتت بد شده قندون میبیننجیغ میزنن واس قند قرصهای بابام رو میخان دفتر کتاب هرچی باشه میگن بده بهمون بهشون ندی یکیشون با پشت خودشو محکم پرت میده پشت سرش فک کنم دیگه صاف شده انقد زدش زمین روانی شدم این خرکاتشونو میبینم من یکم ک بهتر بشم میرم خونم ولی موندم اخلاق گ و ه اینارو چجوری درست کنم توروخدا راهنمایی چیزی دارید بگید خیلی تحت فشارم عصبیم اصلا بازی‌نمیکنن فقط جیغ و داد و گریه