۴ پاسخ

دقیقا من که دیگه دارم دیوانه میشم جدید اهم شبها تادوبیداره به زور میخوابونمش نمیدونم چرا هر چی بزرگتر میشن بدتر میشن

گذراست و من از این دوران گذشتم و الان تو مرحله ی نی نی شدنیم
یعنی سر هر چیزی دیگه جیغ نمیزنه صدای اینگه یا نوزاد درمیاره و میاد بغلم😂
منم میگم وااای نه نینی جیش کرده نینی پستونک میخواد نینی کارتون میخواد 😂 یا رو پا تکونش میدم
و اینجوری روزمون شب میشه

طبیعیه عزیزم حالا وضعیت بچه تو که با این توصیف خیلی بهتره من زبون باز کنم خداروشکر می‌کنی

بله داریم هرروزم‌بدتر میشه ،
تو این هفته کاری با من ک کرد نشستم‌گریه کردم

سوال های مرتبط

مامان ریحانه مامان ریحانه ۲ سالگی
مامانا لطفا کسایی مشکل منو دارن بیان راهکار بدن برای بهتر شدن وضعیت چی کار می کنید. دخترم از صبح که بیدار میشه یه روند تا شب موقعی که بخوابه کلا جیغ و داد می کنه یعنی خداییش روانی شدم اعصابم بهم ریخته بعضی وقتها کنترلمو از دست میدم می زنمش بخاطر هر چیزی داد می زنه مثلاً از صبح تا شب لیوان لیوان آب طلب می کنه ندم بهش جیغ و داد تا بالاخره بگیره ازم بعد چی کار می کنه کلا می ریزه تو خونه همه جای خونه خیس و پر از آبه رو مبل روفرشا همه جا ،میره در یخچالو باز می کنه میخاد همین جوری بازش بزاره میرم مبارکش این ور یخچالو می بندم جیغ و داد میخام پوشکشو عوض کنم پاش نسوزه جیغ و داد ،لباس تنش کنم جیغ و داد خلاصه سرتونو درد نیارم صبر من و باباش به سر اومده باباش که باز کمتر تو خونه هست من از صبح تا شب کنارشم و هیچ کاری نمی تونم بکنم که این عادتسو ترک کنه یا باید تن به همه خواسته هایش بدم که جیغ نزنه یا باهاش مخالفت کنم و همین جوری جیغ و داد کنه دیگه عقلم جایی قد نمیده دیوونه شدم یه روانی تمام کمال که حال دلم اصلا خوب نیست.
مامان 🪷متینا🪷 مامان 🪷متینا🪷 ۳ سالگی
من خسته شدم از دست این بچه
خسته
روانی
دیوونه
نه درست غذا می خوره
یا باید دنبالش کنم براش هم می ذارم که خودش بخوره فقط پرت و پلا می کنه
فقططط
هر چی میگم پرت نکن بدتر انگار با شادمانی شروع می کنه
موقع خواب هم همش لگد می زنه
هر چی می گم پاهات رو بذار روی زمین با قربونت برم فدات بشم جیغ گریه داد
هیچی تاثیر نداره
فقط هر هر می خنده
یعنی چه موقع خواب چه موقع غذا من آنقدر حرص می خورم انگار ببخشید زهرمار داره تو جونم پخش میشه
نمی دونم چی کارش کنم
اینم نیست که حوصله اش سر میره
هر روز به یه بهانه ای بیرون از خونه ایم
نمی فهمم چرا آنقدر لج می کنه
از صبح که پا میشه میگ باهام بازی کن برام کتاب بخون
آنقدر براش کتاب هاش رو خوندم حفظ شدم
هر مدل بازی هم بگین می کنم باهاش چه دخترونه چه هیجانی و بدو بدو
کم آوردم دیگ واقعاااااا کم آوردم
دلم می خواد بنشینم یه گوشه خودمو فقط بزنم و گریه کنم
مگ از یه آدم چه قدر کار برمیاد
که به خونه زندگی و غذا و هزار تا چیز برسی
ازون طرف هم از صبح تا شب با یه بچه فسقلی سر و کله بزنی 😭😭😭😭😭