۸ پاسخ

کدوم بیمارستان بودی عزیزم؟

از بیمارستان راضی بودی؟
دکتر بخیه زد و موقع زایمان دکتر انجام داد یا ماماها؟

عزیزم مبارکت باشه کدوم بیمارستان رفتی؟

مبارک باشه

سلام کدوم بیمارستان رفتین عزیزم

واسه برش طبیعی بی حسی میزنن؟؟

یعنی خوب داخلی رو ندوخت بودن؟

مبارک باشه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان 👧🏻همتا🩷 مامان 👧🏻همتا🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت 4








دیگ ساعت 10نیم اومد نگاه کرد گفت کیسه ابته سریع بردنم زایشگاه درد نداشتم رفتم داخل زایشگاه دراز کشیدم رو تخت اومدن مایعنه کردن گفتن 4 سانتی دیگ سرم فشار زد دیدم هی دلم داره درد میگیره فقد هرکی میومد ماماها میگفتم بچم دستگاه. نمیره میگفتن چند هفته ای میگفتم 34 میگفتن بستگی به بچه داره ببینمیم موقیتش چطوریه به مامام گفتم میتونم ورزش کنم گفت ارع دیگ از تخت اومد پایین زیاد درد نداشتم ورزش کردم دیگ دیدم دلم بد جور درد میگیره دیگ نتونستم دراز کشیدم هیچی هم نخوردم بودم حالم داشت بهم میخوره دیگ دراز کشیدم دیدم حالت تهوع دارم نفسم داره بند میاد دیگ ماما برام اکسیژن گذاشت داشتم از حال میرفتم قبلش ماما گفت اپیدورال نمیخوای گفتم نه از عوارضش میترسم اونموقع زیاد درد نداشتم بعد دیدم دردام خیلیه دارم از حال میرم گفتم میخام اپیدورال بعد مامام گفت بزار مایعنه کنم ببینم چند سانتی بعد گفت 7 سانتی دیگ زنگ زدن دکتر بیهوشی اومد برام زد بعد 1دیقه از کمر به پایین بی حس شد گفتم میتونم بخوابم گفت بخواب
مامان بردیا مامان بردیا ۱۵ ماهگی
پارت ،2دیگه هیچی معاینه کرد گفت یک سانت باز شده من درد نداشتم دیگه تا وقتی کارامو انجام داد کاغذ بازی اینا شد همون 2دیگه باز معاینه کرد گفت بریم زایشگاه باهمون یک سانت دیگه مادرم رفت تو استراحت گاه منم باماماخودم رفتم تو زایشگاه شانس خودم مامام همون شب شیفت بیمارستان بود دیگه هیچی رفتیم تو زایشگاه من رفتم تو اتاق مامامم رفت گفت تا 4 سانت باز بشه میام رفت بیرون اتاق ولی همونجا بود دیگه یه ماما دیگی اومد سرمو وصل کرد قلب بچه رو ازاون چیزا گذاشت که همجوری بزنه دیگه رفت من همجوری که دراز کشیده بودم هی درد داشتم کم دیگه تا ساعت 3ونیم بعد اومد دوباره معاینه کرد گفت شدی 3 سانت گفت رحمت خیلی خوبه نرم عالی دیگه رفت شد ساعت 4,20دقیقه اومد یه سرم زد گفت توش داروی آمپول فشار چون کیسه آب پاره باید زودتر زایمان کنی دیگه دیگه رفت من موندم با آمپول فشاردیگه کم کم هی درد می‌آمد فقط شکم سفت میشد کمرم درد میکرد تو کشام اینا فشار می‌آمد دیگه مامام اومد معاینه کرد گفت شدی 4 سانت دیگه بود نرفت دیگه منم هی دردا زیاد میشد تا ساعت 6
مامان گوگولی👣❤️ مامان گوگولی👣❤️ ۱۳ ماهگی
تجربا زایمان طبیعی #پارت ۲
گفت خب باید ۴ ساعت باشی تا بستری بشی باز معاینه کرد گفت خب خوبه ۴ شدی یه برگه داد گفت بده ب همسرت بره برات پرونده تشکل بده بعد بیا لباستو عوض کن اینو بپوش(یه لباس صورتی بلند گشاد داد ک بپوشم)خلاصه منم رفتم ب همسرم گفتم بره برام پرونده تشکیل بده مامانم وقتی دید واقعا بستریم کردن نگرانیو دلشوره تو چشاش موج‌میزد 🥹خلاصه منم برگشتم لباس بیمارستانو تنم کردم و با همسرم و مادرم خدا حافظی کردم رفتم تو بخش زایشگاه بم یه اتاق دادن تنها بودم یه ماما اومد‌گفت من ماماتم کاری داشتی فامیلیم فلانیه صدام کن و دستگاه ان سی تی رو وصل کرد بعد نیم ساعت اومد معانیم کرد گفت برو توپو بردار بشین روش منم تا نیم ساعت همیجوری رو توپ بازی کردم باز اومد معاینه کرد گفتم اگ‌میشه من آمپول فشار نمیخوام میخوام دردی طبیعی خودمو بکشم گفت باشه ولی اگ‌پیشرفت نکردی باید آمپول فشار بزنیم گفتم باشه .. خلاصه هی تو اتاق پیاده روی میکردم دیدم هیچی ب هیچی یه دردای خفیف میاد و میده اومد گفت بسه رو دراز بکش خسته شدی منم دراز کشیدم خوابم برد😅ساعت ۵ اومد ان سی تی وصل کرد گفت بخواب اگ درد نداری اشکال نداره ولی دیگ خوابم نگرفت تاساعت ۸ ک اومدم تعویض شیفت😵‍💫ماما اومد گفت من دیگ دارم میرم شیف بعدی برات آمپول فشار میزنن دیگ دست خودم نیست .. دیگ از این حال خسته شده بودم گفتم باشه
مامان ویهان🧿 مامان ویهان🧿 ۱۴ ماهگی
پارت سوم تجربه زایمان.
دیگه رفتیم طبقه دوم بخش زایمان بعد رفتم داخل مامانم همرام بود بعد یه خانم گفت بیا دراز بکش دراز کشیدم معاینه کرد گفت فول شدی دهانه رحمم کامل باز شده بود ولی درد داشتم همچنان دیگه اون خانمه برام انژیوکت به دستم وصل کرد و گفت پاشو برو تو اون اتاق هنوز کیسه ابم پاره نشده بود دیگه بلند شدم از تخت اومدم پایین دردم زیاد شده بود ولی قابل تحمل بود از تخت اومدم پایین کیسه آبم پاره شد دیگه دردام تموم شد اصلا درد نداشتم دیگه مامانم سریع منو برد اون اتاق رفتم دراز کشیدم ماما اومد سرم رو برام وصل کردو چند تا زور زدم که ماما گفت بسه دیگه زور نزن سرش اومده دیگه اونجا رو برام سر کرد برش داد و بچه به نیا اومد ساعت ۵:۳۵ دقیقه ظهر بود که بچه بدنیا اومد یعنی تا شوهرم کارای بستری شدنم رو انجام داد من بچه رو اورده بودم دیگه سریع پاکش کردن و بردن به مامانم و شوهرم نشونش دادن و بردن بخش نوزاد داخل دستگاه اکسیژن وصل کرده بودن بعد اومدن سراغ من برام بخیه زدن و دکتر اومد بالا سرم و ماساژ شکمی داد و رفتم بخش بعد یه شب بخش خوابیدم و فرداش مرخصم کردن ولی بچم هنوز بستریه اصلا نمیزارن بری بچه رو ببینم فقط میزارن مادر بچه بره داخل و بچه رو ببینه دیروز رفتم دیدمش خواب بود بچم قربونش برم اکسیژن و این چیزا بهش وصل نبود نمیدونم چرا نگهش داشتن انشاالله که دکترش بگه خوبه مرخصش کنن دلم براش یه ذره شده
مامان قندکوچولو🥹🐣🌱 مامان قندکوچولو🥹🐣🌱 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی🤰🏻
پارت4
داشتم میرفتم تو سالن بودم که پرستار صدام زد ظرف ادرار داد گفت ادرار کن بیارش دیگ منم کارمو انجام دادم ظرفو دادم دیگ از پرستار پرسیدم کدوم اتاق برم گفت از خدمه بپرس هیچکی نبود من ازش بپرسم هی منتظر بودم خدمه بیاد هیچکی نیومد خودم رفتم تو یکی از اتاقا ولی روپوش هیچی رو تخت نبود اعصابم خراب بود رفتم گفتم این چه وضعشه من دوساعته سر پام یکی نیس بیاد کار منو راه بندازه دیگ یکی از پرستارا اومد منو برد تو اتاق رو تخت رو پوش گذاشت تختو تنظیم کرد منو برد رو تخت دیگ ماما اومد گفت همینی که 33هفته بود کوش دیگ پرستارا گفتن اتاق یکه دیگ اومد بهش گفتم من میخوام اپیدورال دریافت کنم گفت الان دکتر میاد به دکتر بگو گفتم باشه دیگ اومد معاینه کرد 4سانت بودم دیگ رفت دکتر اومد بهش گفتم من اپیدورال میخوام گفت اپیدورال نداریم گفت بچه قبلیت دریافت کردیم گفتم نه بهم گفتن برا بچه ی اول نمیزنیم گفت کی گفته میزنن دیگ خلاصه اپیدورال داشتن خودشون نزدن گفت گاز اتونتکس هس ولی تو چون 33هفته ای شاید ضرر داشته باشه...
مامان آیلین مامان آیلین ۸ ماهگی