۸ پاسخ

من میلاد زایمان کردم توو اتاق تنها بودم با یه ماما کنارم ک چک مبکرد و مبگفت چیکار کن نکن ۱۲ بستری شدم امپول زدن تا ۳ خوب بودم نفس عمیق میکشیدم با دردام قابل تحمل بود بعد ماسک گرفتم خوابم برد تا ۴ونیم ولی خب فشار روم بوده و متوجه نبودم خودم ۵ بدنیااومد از اون ماسکم استفاده کن حتماا خیلللی تاثبر داره من بدون هیچ سانت باز شدگی رفتم اصلا دهانه باز نبود
ولی ۵ ساعته زایمان کردم

من با سوزن فشار زایمان کردم
دردا کم کم شروع شد
اولش مثل پریودی
بعدش مثل دل‌پیچه
برای من از ۹ تا ۱۲ طول کشید
ماما داشتم
ورزش با توپ بهم داد خوب بود
ولی اسکات اینا نتونستم بزنم
و خودشم کمکم کرد برای اینکه دهانه رحمم باز بشه و زیاد درد نکشم

تو این هفته رابطه خشن با دوش ابگرمم خیلی تاثیر داره حتما امتحان کن

دردش یکهویی هست و زیاد

اینم بگم تو زایمان که خودت دردت شروع میشه کم کم پیشرفت می‌کنی وتو چندسانت آخر درد خیلی زیاده ولی تو زایمان با آمپول فشار همین که آمپولو می‌زنن دردت شروع میشه وپیشرفتتم زیاده مال من که اینجوری بود

من اولی خودم دردم گرفت رفتم بیمارستان و تقریبا راحتم بود ولی تو دومی بند ناف ۳دور پیچیده بود دور گردنش تو ۳۷ هفته بزور آمپول فشار زایمان کردم نسبت به اولی سختر بود ولی ماما خصوصی گرفتم از ساعت ۱که آمپول زدن تاساعت۷زایمان کردم ولی از شبش تو بیمارستان بستری بودم که فرداش بهم آمپول زدن دیدن پیشرفتی ندارم ولی اینم بگم تواون چند ساعت واقعا ماما خیلی بهم دلگرمی داد ماساژم میداد اینم بگم اگه زایمان اولت باشه بهتره که ماما بگیری چون کمتر اذیت میشی

یواش یواش شروع میشه اولش مثل پریودی هست کم کم که بیشتر میشه مثل درد وقتیه که اسهالی شکمت میپیچه همراه با کمر درد

من ماما همراه نداشتم خودم هم کلا چند تا اسکات تونستم بزنم خیلی دردش زیاد بود نفسم میرفت نمیتونستم

من ساعت 4 صبح دردام شروع شد 9 رفتم بیمارستان 3 سانت بودم. بعد دردامو کشیدم تا 5 بعدظهر بعدش امپول فشار زدن بهم تو نخاع، دیگه یه ساعت بعدش که از کمر به پایین بی حسشدم خابم برد خابیدم تا 8 شب بعدش ک بیدار شدم دردام شدیدتر شد تا 9 زایمان کردم.

سوال های مرتبط