۱۵ پاسخ

گور بابای خانواده شوهر چ حوصله ایی داری منکه باهاشون قهرم چنان راحتم ن رفت و امدی دارم کیف میکنم برا خودم والااا😅🤣🤣🤣

معلومه که پرش کرده بگو هر وقت ازشون احترام دیدم
مادر شوهر منم همینحوریه
بچه های دختراشو بیشتر از بچه های من دوست داره
فک میکنن چون از شکم ما دراومدن نوه اونا حساب نمیشه انگار از جای دیگه آوردیم

خداروشکر خانواده شوهرم خوبن 🤲🏻
حالا اون مثلا بچه تورو کمتر دوست داشته باشه چه فرقی داره ؟
از دوست داشتن تو که کم نمیشه ☺️ برو بچتو بغل کن بشین قربون صدقش برو

مهم نباشه واست من که به لطف روزگار دیکع هیچ حساب نمیکنم خاندان شوهر رو

برو خونه شون به روی خودتم نیار که نیومدن ؛ اون دخترشم معلومه شخصیت ضعیف و وابسته ای داره تو رو روت حساب باز می کنند

من خودم بچم‌ میبرم همیشه
خیلیم بهش محبت دارن و دوستش دارن
ولی روی هم توی این ۴ ماه ۳ بار اومده خونمون
مامانم هرروز صب میاد پیشمون ولی
عصرام من میرم خونه مامانم
اما مادرشوهرم خودم دخترم میبرم میبینتش
حرف همسرتون هم اشتباه نیست، به هرحال بچه از چله دراومده باید بری بیرون واقعا تا کی میخوای خونه نشین باشی؟
ببرش خونه اقوام، مادرشوهر، بیرون
اصلا بچه باید یاد بگیره محیطی جز خونه هم وجود داره.
درسته شما توقعاتی داری
ولی درهرصورت، حرف بدیم نزده

اصلا محل نده نرو اونا باید ب تو برسن تو نیاز ب مراقبت و همراهی داری قیافه گرفته شوهرت ک گرفته چقد پرتوقع شدن مردم برات مهم نباشه بچه تو خودت باید دوست داشته باشی

وااای براتون مهمه مگه؟ وقتی کمک حالت نیست و خوش برخورد نیست چرا واست مهم فرق میزاره؟ برو خونشون اما کم برو و اصلا محلشون نذار و با بچت سرگرم باش مگه قراره بچمون یا خودمون برای همه عزیز باشیم؟ هرطور باهات رفتار میکنن رفتار کن و فکر خودت درگیر آدمای بیخود نکن از وجود نینیت لذت ببر

یعنی واقعا این مردا ک زندگی تشکیل میدن پدر میشن هنوز به حرفای زنای اطرافشون گوش میدن واس زنشون خطو نشون میکشن!بگو نمیرم مگه اومدن دیدنم ک برم یه لیوان اب داد دستم آدم عزت نفس داره از اینا ماهم داریم ولی ما خیلی وقته روشون خط زدیم

بروووو خداروشکر کن که نمیاد ،،،من طبقه بالای خونه شوهرمم هر روز پا میشه میاد بالا
انقدر اعصابم خراب میشه که نگو
دوس دارم سالی یکبار هم نیاد پیشم ولی چه کنم بچم نوه اولشونه براشون تازگی داره

عزیزم خوب برو چه اشکالی داره
زندگی تعامل کردن بین طرفین هست
اگه قرار باشه هرکسی من من کنه که همون مجرد خونه بابا میموندیم
قراره هم رو کاملکنیم واز برخی چیزها بگذریم وندیده بگیریم

تودرنهایت مجبوری خونه مادرش بری انتظار محبتم نداشته باش فقط برا حفظ زندگیت برو خیلی عادی

چرا تنها میفرستی جایی ک خودت نمیری

عین مادر شوهر من خدا لعنتش کنه

بگو چرت نگو من بودم میزدم تو دهنش

سوال های مرتبط

مامان پسر مامان پسر ۳ ماهگی
سلام مامانا من خیلی دلم گرفته من خیلی مشکل دارم با شوهرم و اوضاع اصلا خوب نبود بعداز زایمانم با اینکه تو بارداری هیچ بدی نمونده بود بهم نکرده باشه نادیده گرفتم به خاطر پسرم و با شوهرم عادی رفتار کردم ... مادر شوهرم سرطان داره وبه خاطر شیمی درمانی داره صورتش سیاه میشه و موهاش میریزه هنوز اینقدر واضح نیست در ناحیه گردنش هست و اونم همیشه روسری سرش هست و دیده نمیشه ... شوهرم دو هفته پیش گف مادرم قبل از اینکه صورتش بهم بریزه بچه رو ببرم ببینه و عکس بگیرم ولی من نمیخواستم بچم تنها بره آخه فقط ۱۵ روزش بود ...منم قرار بود تا ۴۰ روزگی جایی نبرم و اینو به شوهرم‌گفته بودم ولی وقتی گف مادرش اینجور شده هیچی نگفتم ... هفته گذشته خودش اسهال شد جوری که نمیتونست جایی بره ... این هفته هم اول هفته که وقت آتلیه گرفتم برای پسرم عکس یک ماهگی بگیرم بهش گفتم بعد از آتلیه بریم خونه مادرت ... دیروز رفتیم آتلیه پسرم همکاری نکرد خیلی گریه کرد و کار طول کشید ... آخر هم وقتی شوهرم اومد انتخاب کنیم عکسا رو خانومی که سنش بالا بود و عکاسی می‌کرد دید پسرم گریه میکنه گف بدین به من من آرومش کنم شما انتخاب کنید منم دادم اونم دقیقا سالن کناری بچه رو نگهداشت ... بعد از آتلیه منو آورد خونه مادرم من تا ۴۰ روز اینجا هستم ... بعد قهر کرد که همه باید بچه منو ببینن ولی مادر من نباید ببینه... در صورتی که مادرش ۴ روزه بود پسرم اومده بود ولی منظورش این بود تا قبل از ۴۰ همه جا بردی بچه رو ولی پیش مامانم نبردی حالا کجا بردم بچه رو دو بار بردیم دکتر و دو بار بردیم بهداشت دیروز هم بردیم آتلیه فقط همین ...