۸ پاسخ

دقیقا عین پسر من

بچه های منم همینن، حالا فکر کن اینا دونفرن🤕🤕

والا وضعیت منم همینه کاش یکبار بهم میریخت از صبح تا شب کارش همینه در اتاقها رو یواشکی میبندم ولی اگه ببینه اینقد جیغ میزنه تا باز کنم بره خرابکاری کنه
در سرویسها مدام بسته و گرنه سریع میره زیر دوش بچه ها اطرافیانم اصلا در حد خانم نیستن فک میکردم تنهام 😂

یه روزی میاد همه ی این خستگی هارو فراموش میکنید و دوباره هوای یه نی نی دیگه میزنه به سرتون 😅😅مثل من.به خودم فهش میدادم که بچه نیارم .بعد ۱۳ سال دوباره یه دایناسور دیگه آوردم .😅

راست میگی خدا بهمون صبر بده

خیلی سخته من میزنم تو سرم خستم کمکی هم ندارم شوهرمم اصلا کمک نیس مریض شدم

🤣🤣🤣قشنگ دختر منه
اینقدر ماشالله شیطونی میکنه باباش میگه تو مطمعنی دختری اینقدر شیطونی؟
یادمه یه بار از این مرطوب کننده های کاسه ای داشتم
دیدم تو اتاق اصلا صداش نمیاد، تا رفتم دیدم پنجتا انگشتاشو کرده تو کرم و مستقیم‌گذاشته تو دهنش و خورده🤣 اگه بدونی چه حرصو جوشی خوردم‌اون شب
یا مثلا سه ماه پیش لباس براش خریده بودم ۱ و ۸۰۰
واقعا نسبت به پارچه ای که بکار برده بودن یکم قیمتش زیاد بود
تنش کردم که باهم بریم بیرون، خودم رفتم حاضر شم کیف لوازم ارایشی هامم جلوش گذاشتم که صدا نکنه تا خودم حاضر شم
رفتم و برگشتم دیدم یه رژ جامد داشتم، فقطم یدونه بود بقیه رژام همه یا مایعه یا مدادیه که مدادی هارو از جلوش برمیدارم فقط مایع هارو میزارم
همون یه دونه رژ جامد رو درش رو باز کرده، دیده نمیتونه بپیچونه بیاره بالا، انگشتش رو کامل توش کرده بود دراورده بود به لباسش که اولین بار بود تنش میکردم و سر و صورتش کامل مالیده بود
دلم میخواست موهامو بکنم اینقدر حرص خوردم🤣 کلی وقت داشتم لباس و بدنشو پاک میکردم

همین یک ساعت پیش نشستم دوساعت گریه کردم انقد این روزا روم فشاره انقد حرص میخورم غدد لنفاوی گلوم متورم شده نمیتونم آب دهنمو قورت بدم همین کارایی که میگی دقیقا همینا رو انجام میده منم اگه خونه بهم ریخته باشه کثیف باشه داغون میشم همین الان داشتم با جارو دستی گند کاری های پسرمو جمع میکردم 😢😥😭

سوال های مرتبط

مامان مامان توت فرنگی🍓 مامان مامان توت فرنگی🍓 ۱ سالگی
طبق تایپ قبلی ……..این بچه از ساعت ۸:۲۰ صب بیداره تا همین الان ….. صب یه دونه تخم مرغ براش آبپز کردم گذاشتم جلوش ، همه رو برداشت مالید رو سرامیک و میز تلوزیون و هر جایی که شما فکرشو بکنید هیچی شم نخورد ….. ناهار عدسی دادم بهش در حد دو قاشق خورد ، بعدش گرررریه گرررررریه که قاشق و بده خودم دادم بهش قشنگ گه انداخت ب کل خونه و زندگی ، گفتم ولش کن بزار سرلاک درست کنم ….دقیقا همون بلایی ک سر عدسی آورد سرلاک م همونجوری کرد ……..کل رو فرشی ها رو جمع کردم انداختم کنار که این خانم خوابید برم حموم بشورم ، اینم نمیخوابه ۲۴ ساعته چسبیده بهم و گریه و نق ،بغلش کردم کل خونه رو جاروبرقی کشیدم …… گفتم برای شام لوبیا پلو بزارم ،جاروبرقی تموم شد اومدم دیدم همه لوبیا ها سوخته ……..دوباره حواسم رف ب لوبیا ها دیدم در کابینت و باز کرده جا ادویه ای مو انداخت شکوند🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ منم عصبانی شدم یه دونه محکم زدم پشتش😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔
بعد عصر ک شوهرم از سرکار میاد میگ مگه چیکار میکردی تو خونه بودی دیگ……..
بچه
بچه
بچه
سرلاک
پوشک
بدبختی
قطره
گهواره