۲ پاسخ

قرار بود شوهرم همراهی کنه ولی مادر شوهرم اومد کنارم از اولش ۲۰ دیقه به زایمان مادرشوهرم رفت شوهرم اومد

نه من اتفاقا همون اول بهم گفتن اجازه داره بیاد از وقتی دکتر اومد و زور زدنام شروع شد بیرونش کردن و خوبه که نبودش خیلی فاجعه شد شرایطم

سوال های مرتبط

مامان 🩵Michael🩵 مامان 🩵Michael🩵 ۷ ماهگی
#پارت۸
منم زنگ زدم به ماما بهم گفت هزینش رو گفت پرستاره بهم گفت ۲ سانت و نیم بازی بزار امروز زایمانت کنم راحت بشی چون میتونی الان زایمان کنی درد هم داری گفتم نه من به پرستار تون هم گفتم چون اتاق بچم یکم خورده ریز دیگه داره بچینم امشب می‌خوام اتاقش رو تموم کنم منم وسایل هامو جمع کنم خرید بهداشتی های برای زایمانمم انجا کاربر ۰م بدم بعداً گفت باشه عزیزم بعد ظهر بیا تا بهت لیست وسایل و خوراکی هایی که باید بیاری رو بگم و شرایط رو قبول کردم و رفتم اتاق انقباض هام رو گرفت و قلب بچه رو هم گرفت همه چی خوب بود دیگه گذاشت برم... بعد به شوهرم گفتم می‌خوام مامای خصوصی بگیرم (البته من میخواستم خصوصی زایمان کنم با اپیدورال هزینش بهم گفتن۲۵ ملیون یکم تو این شرایط که من داشتم نصف هزینش رو نداشتم ) بعد این مامایی هم که من گرفتم بهم گفت زایمان طبیعی خیلی خوب با اپیدورال اما افراد کمی هستن بتونن باما اون همکاری که می‌خوایم سر زایمان رو با ما انجام بدن چون بی حسی اپیدورال دیگه هیچ درد شما احساس نمیکنی و اگه نتونید اون همکاری که ما بخوایم رو با ما انجام بدید سزارین میشید و افراد کمی هستن که بتونن با اپیدورال زایمان طبیعی داشته باشن خلاصه شوهرم موافقت کرد.
بعد ظهر هم دوباره با شوهرم اومدیم بیمارستان با شوهرم رفتیم داخل زایشگاه با مامام صحبت کردیم هزینه رو بهمون گفت تخفیف داد لیست نوشت که چه خوراکی هایی بیارم مثل موز و آجیل بهم گفت لباس چه بردارم کیسه آب گرم روغن بادوم بوی شیرین دار شمع چون میرزا آرامش هم داشتم و اتاقمم تا موقع زایمان خصوصی بود و در اختیار خودم و.....و اتاق زایمان منم نشون داد ولی خدایی تا اتاق زاییدنم و دیدم خیلی ترسیدم و استرس گرفتم شما هم همینطوری بودید؟
مامان فاطمه 🩷 مامان فاطمه 🩷 ۱۱ ماهگی