امروز دیگه تصمیم گرفتم عزممو جذم کنمو و گل پسرمو از شیر بگیرم

خیلی خیلی وابسته هست و منم برای همین تا الان معطل میکردم که کی بگیرم یا خیلی سفت و سخت نبودم تو از شیر گرفتن

گل پسرم👶🏻 اینا رو برای تو مینویسم :
۲ سال و ۲۸ رووووز از وجودم بهت شیر دادم
با تمام وجودم از تمام سلولای بدنم بهت شیر دادم جان مااادر
تموم اون لحظه هایی که سینم تو دهنت بود و تو ازم تغذیه میکردی
تموووم اون ساعتایی که بیدار میشدی و شیر میخوردی
تمووم اون شب بیداری ها و گریه هات برای شیییر
تمووم اون لحظه هاییی که نصفه شب منو از خواب بیدار میکردی و من ۲ سااعت بیدار میموندم تا تو شیر بخوری و سیر بشییی
تموووم اون لحظه ها تو این ۲ سااال اوومد جلو چشااام🥺🥺
درسته بعضی روزا خسته میشدم و غر میزدم بهت که بسه دیگه چقد شیر میخوای
یادته یکی از سینه هامو میخوردی و به محض تموم شدن میگفتی مامان اون یکی هم بده🥲🥲🥺
درسته خسته میشدم ، با خودم میگفتم کاش دیگه ممه نخوای
ولیییی الان همه اون لحظه ها برام تداعی شد
کاش هیچوقت لازم نبود از شیر بگیرمت
کاش اینقد عاقل و فهمیده نبودی که الان بخوام اینقد برای شیر گرفتنت غصه بخورم و اشک بریزم
گل پسرم امروز اولین روزی که بدون خودرن ممه خوابیدی
اینقد با شعور و با درکی که اذیتم نکردی ولییی من پر از درد و غصم
کاش این روزا از یادم بره و یادم نمونه که چجوری ممه میخواستی و من بهت ندادم
منووو ببخش پسرم🥺🥲👶🏻
عاشقانه دوستت دارم همه زندگیم . بمونه یادگاری از این روزای سخت و پر از غصم ( پروسه از شیر مادر گرفتن) 💙👶🏻
الانم مظلوم خوابیدی و من با دیدنت دارم خودمو سرزنش میکن
1405/6/23م

۳ پاسخ

منی ک دارم با حرفات گریه میکنم چون منم فردا شروع میکنم این مرحله رو

درکت میکنم 😂
اون تیکه آخر ک میگی مظلوم خوابیده منو ب یاد پسرم میندازه ک از پستونک می‌گرفتم مظلوم می‌خوابید مینشستم گریه میکردم برا مظلومیتش
ولی سینه هم نخورد خودش جدا شد
همیشه با خودم میگم منی ک از پستونک گرفتنی همینقدر ناراحت بودم ببین مادرایی ک از شیر مادر میگیرن چقدر ناراحت میشن

توبهترین مامان دنیایی عزیزم تبریک میگم

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۲ سالگی
امروز دهمین روز از شیر گرفتنه پسرمه🥺
توی این مدت خیلی باهام همکاری کرد...نه اذیت نه گریه...
حتی بهانه شیر و شیشه شیر رو هم ازم نگرفت🥲
امروز صبح برای اولین بار بیدار شد و ازم شیر خواست...منم رفتم براش تو لیوان شیر آوردم...کلی گریه کرد که تو لیوان نمیخوام و باید خوابیده بخورم(منظورش این بود تو شیشه شیر برام بیار🥲💔)
ولی مقاومت کردم و همچنان لیوان رو جلوش گذاشتم...و اون همچنان گریه که نمیخورم😢 خلاصه بعد از ده دقیقه تونستم با اضافه کردن یه قاشق شیره خرما به شیر راضیش کنم که بخوره...و بعد از یک ساعت و نیم دوباره بخوابونم
هنوز دلم نیومده شیشه شیر و وسایل شیر خوردنشو جمع کنم😢‌ چون باید برای همیشه برش دارم و خیلی سخته💔
خدا قوت میگم به همه مامانایی که این راه رو در پیش دارن... مخصوصا اونایی که شیر خودشونو میدن و وابستگی خودشون و بچه بیشتره❤️🌹
فقط مونده غول مرحله آخر یعنی از پوشک گرفتن که فکر میکنم خیلی مرحله سختیه😮‍💨
فرزندپروری
شیردهی
واکسن
مامان پسرای خوشگلم💞 مامان پسرای خوشگلم💞 ۲ سالگی
امروز روز چهارم بود که دیگه به پسرم شیر ندادم.اما تا دیشب یبار توی خواب میخورد.بیدار میشد منم نمیتونستم بچه داری کنم نصف شب بهش شیر میدادم چون یه بچه چهار و نیم ماهه هم دارم خیلی سخته شب هم بیدار باشم

بعد با خودم گفتم بچه که نصف شب شیر میخوره پس قبل خواب یبار بهش بدم که مسواک بزنه و بخوابه
اما نخورد🥹
رفت با باباش شام خورد
یعنی از شیر گرفته شد؟
خیلی شیر دوست داشت از اون بچه ها بود که هیچ غذا نمیخورد فقط با شیر زنده بود
اما دیگه شیر نخورد یکم گاز گرفت شیشه شیرشو بعد رفت پیش باباش البته خیلیییی کم غذا میخوره
هنوز خوب غذا نمیخوره
الان یعنی دیگه شیر دوست نداره؟
راستی شیر پاستوریزه هم نمیخوره
ولی یه چیزی عجیب دلم گرفت که چقد زود گذشت اون زمان هایی که من حرص میخوردم خدایا چجوری از شیر بگیرمش چجوری غذا بخوره
خدا کمکم کرد واقعا دیدم به چشم خدا کمکم کرد
مادرم پیشم بود نمیتونستم از شیر بگیرمش
اما تا رفت و خدا تنهاییم و دید کمکم کرد
خدا کنه نصف شب برای شیر بیدار نشه
مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز
مامان نیارا مامان نیارا ۲ سالگی
نیارای عزیزم ❤️ تو با اومدنت خیلی چیز ها رو توی زندگی من عوض کردی عشق به تو سبب شد جسارت انجام دادن کارهایی رو پیدا کنم که هیچوقت فکرش هم نمیکردم انجام بدم 🌹🌹🌹
عزیزترین من وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچیک بودی با خیلی بچه ها فرق داشتی تصمیم گرفته بودی زودتر از موعدی که قرار بود بیای توی بغل من من لحظه ی دنیا اومدنت مثل بقیه بغلت نکردم بهت شیر ندادم از دیدن تو لذت نبردم شاید این از بزرگترین حسرت های زندگیم باشه 🥺 ولی خداروشاکرم که تو رو صحیح و سالم به من داد و با تموم وجودم میخوام که از تو مراقبت کنه و همیشه روح و جسمت رو سالم حفاظت کنه💗💗💗
من تمام تلاشم رو برای اینکه مادر خوبی باشم انجام میدم امیدوارم طوری برات مادری کنم که وقتی بزرگ شدی به خانوادت همیشه به عنوان بهترین تکیه گاه و حامی زندگیت نگاه کنی💖💖💖
امیدوارم دوستم داشته باشی و منو به خاطر کاستی هام ببخشی عزیزم 🥺🥺🥺
فدای خنده ها و نگاه مهربونت بشم نازنین من 💗💗💗
بزرگترین نعمت زندگی مامان و بابا همیشه یادت باشه چقدر عاشقت هستیم و دوستت داریم خوشگل فسقلی😘😘😘😘😘😘