از اون روزی که مامای دکترم گفت ممکنه اشعه فرابنفش دستگاه ناخن برای بچه ضرر داشته برگشتم تو خونه ریممو کردم با ناخن‌گیر، تا امروز که دیگه خیالم راحته که لازم نیس بعد پوشک بشورمش بارها و بارها دلم قنج میرفت برای ناخن‌های زیبایی که میدیدم و نداشتمشون
الان دارمشون اما بر خلاف انتظارم، اصن ذوق نکردم یه چیزایی در درونم مرده که انگار قرار نیس حالا حالاها زنده بشه
منی که معروف بودم به اینکه تو لحظه زندگی میکنه که سعی میکنه کیف کنه تو زندگیش تو هر شرایطی انعطاف داره قشنگیای زندگی رو میبینه چم شده که حالم اینه
نمیدونم
انگار یه پرده ضخیم خاکستری انداختن جلوی چشمم که فقط گاهی کایلین گوشه‌ش رو پس میزنه و میگه سلام خوین؟ خیلی خوش آمدین (اینو تازه یاد گرفته)
بعدم میره دنبال بازیش و دوباره پرت میشم تو سیاهی
نمیدونم
ولی خوب میدونم اگه نبود من قطعا خودمو از معادلات پیچیده و خر این دنیا حذف می‌کردم
پ.ن: چیز ناله های آخر شبی وقتی همسرت زنگ میزنه که شب نمیاد بچه از ساعت ۸ خوابه و فردا باید بری (بریم) سرکار!
پ.ن۲: خوش اومدین‌ش😍

تصویر
۱۳ پاسخ

حالا ناخنت کو🥲

هنوزم میبینم حرص میخورم که شوهر عمه‌ش ساعت تولد بچه رو اشتباه به شیرینی فروشی گزارش داد و توی تنها کاری که بهش سپردیم ناموفق ظاهر شد

منم دقیقا وقتی بعد نزدیک سه سال رفتم ناخن حس کردم خیلی حال میده …
ولی واقعا اصلا حال نمیده انگار و همش دلم میخواد بپیچونم یا برم ریموو کنم🫠
البته ایندفعه پارو دیگه کنسل میکنم حداقل زودتر تموم میشه😅

به قول همسرم الان دنیا ازمون یه گروگان داره و اون بچه هامونن... پس میجنگیم بخاطرش💗

دیروز وقت ناخن گرفتم
از بعد اینکه فهمیدم باردارم اولین باره میخواستم بزارم
بعد امروز فهمیدم باردارم😊

من مدت های خیلی زیاده که پرده ی جلوی چشمم سیاه
باورت نمیشه یک شب به فکر ناصرخسرو افتادم که برم و کارمو یکسره کنم
ولی نه پولش رو داشتم بخرم نه جایی رو داشتم راحیل رو بذارم نه ماشین که سوار بشم و برم ناصرخسرو
و در آخر فکر کردم راحیل ب جز من هیچ دلسوزی نداره

دیگه هیچ وقت آدمای قبل نمیشیم
وقتی مادر میشی دیگه دختر کوچولوی وجودت یه باره بالغ میشه
حس دو گانه و غریبیه هم غم داره هم شادی

هرچیزی ب وقتش
اما در ما چیزی مرده بنام ذوق جوانی...

وای چه جالب دخترتون از پسر من دقیقا یکسال و ۳روز ویک ساعت بزرگتره البته وزنشون هم یکیه

بخاطر سنمونه هرچی میره بالاتر بدترین میشه تفکراتمون

کاملا درک میکنم🫂🫂
من هم عاشق ناخن بودم
دوباره چند ماه پیش کاشتم ولی نتونستم تحملش کنم. بعد سه ماه ریموو کردم 😓😓

این حس همگیر شده
بعضی وقتا( کیلی کم) که می دووم( دویدن) احساس میکنم اع من زنده ام
انشاءالله شر این مردک پدوفیل و هم کیشانش از سر ایران کم بشه
اضطراب ما هم کم بشه
باز هم روزهای خوش میرسه

مهدیس هستم یک همدرد😞🙋🏻‍♀️

سوال های مرتبط

مامان دانیال مامان دانیال ۴ سالگی
مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان رستا مامان رستا ۳ سالگی
من جدیدا یه عادت بدی که دارم عصبی بشم خودمو میزنم تو هر شرایطی که باشم
دخترم خیلی بد خوابه همش تو خواب چند ساعت یبار بیدار میشه یه دور گریه دوباره میخوابه
خیلی صبح اذیت بودم چشمام جفتشون بسته بود ساعت ۶ اینا بود که بیدار شده بوذو گریه زاری
متن اینقدززرر خودمو زدمو زدم تو سرو صورتمو جیغ میزدم که الان صدام بالا نمیاد سرمم دزد میکنه🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️
چشمام هم میزنن از درد
یعنی کسی که میخواد با روحو روانشش بازی کنه بچه بیاره
بعدم بچه دازیم تا بچه
دختر من گند اخلاق ترین گریه ایی ترین بد اونوق ترین بچه ایه که دیدم
از نوزادیش همینجور بود همش دهنش باز بود در حال گریه های الکی
دیشب پدرشوهرم میگه دختری که روژ میزنه دیگه بزرگه چرا گریه میکنه
دوباره گریهههه که چرا اینجوری بهم میگه
همشششش گریه خسته شدم بخدا
میدونم هر کس تو شرایطت نباشه درک نمیکنه فقط قضاوت میکنه
یعنی دیشب دختر برادرشوهرمو دیدم چه بچه ایی خوب مهربون خوش رو
این همش با بچه مردم بد بود دو بار فقط سیلی زدش چون نزدیک من شد
خیلیییی دختر خوبیه اون تاحالا ندیدم گریه کنه فقط رستا ردش گریه کرد
نمیدونم چرا این بچه هیچ اخلاق نداره🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️