ساعت 3ظهر دل درد کمردردام شروع شد وتا اخرشب شدت گرفت اما گفتم زودنرم بهتره تا ساعت 3شب دردام شدت گرفت اما بازم صبرکردم فاصله ش تا ساعت 7صبح3دقیقه 1بارشد تااماده شدم رفتیم بیمارستان ساعت 9صبح رسیدیم معاینه ان اس تی کارام انجام داد گفت 2سانتم دهانه رحمم‌داره باز میشه انقباض هام منظم بود هرسه دقیقه درد پریودی میومد برای زایمان آماده میشه برو راه برو ساعت 11ظهر بیا هروقت دیدی دردات وانقباضات شدیدتر شد وغیر قابل تحمل بیا معاینه که توی بیمارستان ورزش پله رفتم اسکات زدم راه رفتم دوباره ساعت 11معاینه م کرد گفت 3سانتی دردات هم نا منطم شدن دوباره برو راه برو که برسی چهار یا چهارنیم سانت که بستریت کنم گفت بخواب معاینه تحریکی انجام بدم یکمم درد داره اما تحمل کن تا کمکت کنم بعد معاینه تحریکی انجام داد گفت یکم راه برو بیا معاینه ات کنم تا ساعت 1دوباره بیا ساعت 12دوزاره معاینه مرد 3سانت نیم بودم که موقع معاینه گفت ترشح داری که بعد معاینه اخری گفت خونه ابه داره میاد بیرون احتمالا کیست سوراخه پشای داره باید بستری بشی من اینجا اینجا استر

۹ پاسخ

قدمش مبارک عزیزم
الهی چقدر درد کشیدی
واقعا طبیعی سخته

چند هفته بودی
بخیه خوردی
بچه چندمته

وای خدا چقد سخته زایمان طبیعی🥹🥹🥹

ای جونم بسلامتی منم با ابریزی رفتم و باامپول فشار زاییدم برامنم این سری سخت تر بود
قرص شیرافزا بگیر بخور لاکتاول یا پودر گالاکتومید بگیر بخور عالین

شده بودم 8سانت دکتر زنان زایمان اومد گفت بخواب کمکت کنم زود زایمان کنی که گفت هروقت درد اومد زور بده سر بچه بیاد منم بعد چهاربار تلاش توسل به امام علی با دوتا جیغ شدم ده سانت که بزور رفتم روی تخت زایمان دراز کشیدم بعدشم شروع شد موقع زور زدن برای زایمان بعد دوتا زور زدن ناموفق یه زور اخر زدم با صدا زدن اسم امام علی گفتم باعلی زور زدم که سر بچه خارج شد وبلاخره زایمان کردم ساعت 16:۵۰دقیقه بعدظهر ۲۲/۶/۱۴۰۵

بعدشم کم کم شروع شد خیس شدم که گفت برام پد بیارن منوبستری کردن با دهانه رحمم سه ونیم وقتی منو بردن زایشگاه دم در شوهرم که دیدم زدم زیر گریه استرس بچه هام داشتم دهانه رحمم زیاد پیشرفت نکرده بود دکتر معاینه کرد گفت کیسه اب سوراخه باید تخیله بشه شروع کرد خالی کردن کیسه ابم بعدشم معاینه انجام دادگفت رحمم پیشرفت نکرده برام سرم وآمپول فشار وصل کردن که دردام کم کم شدت گرفت فاصله هاشم منظم شد دوباره اومد معاینه ان اس اتی انقباض دردام چک کرد گفت چهارسانت شدی گفت الان برات توپ میارم باهاش ورزش کن اول دورانی اگه درداومد بالا پایین شو که جنین بیاد پایین که دیگه کم کم ساعت 2ظهر دردام خیلی شدید منظم شد که نزدیکای 3 احساس فشار کردم خواستم برم دستشویی ماما اومد گفت کجا گفتم دستشویب دارم گفت بیا معاینه کنم سر بچه است معاینه انجام دادم پنج. سانت بودم بعدخودشم گفت بخواد دوباره ان استی بگیرم که اینجا گفت وارد فاز فعال درد شدی یهو الان پیشرفت میکنی بازم محکم تر بالا پایین شو روی توپ منم همون کاری که گفت انجام دادم که دادم انقدر شدید شد که آه ناله ام بلند شد معاینه کرد گفت شدی هفت سانت بخواب روی تخت گفت اگه درد اومد این ماسک بزار نفس بکش دردات اروم میشن که تا سه ونیم دردام زیادتر شد شروع کردم جیغ نفس کشیدن فوت کردن که گفت بخواب معاینه ات کنم که

آخرش رفتی کدوم بیمارستان

عزیزم🥹😭

خووووب

سوال های مرتبط

مامان دونات کوچولو مامان دونات کوچولو ۱۲ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 3
ساعت نه نیم معاینه شدم کیسه آبم پاره شد پرسیدم چند سانتم گفت چهار سانتی برو تو حیاط بیمارستان راه برو ساعت یک نیم بیا رفتم باز راه رفتم هی موقع دردا خودمو یک جایی نگه میداشتم درد تموم میشد باز راه میرفتم دوباره ساعت یک رفتم داخل معاینه کرد گفت تعغیر نکردی برو باز راه برو دوساعت دیگه بیا باز رفتم راه میرفتم یکم مینشتم رو صندلی دوباره بعد دوساعت رفتم داخل معاینه شدم همون اوضاع قبلی بود تا ساعت پنج صبح همینطور از درد ناله میکردم دیگه رفتم داخل معاینه کرد همون چهار سانت بودم دیگه گفت لباستو عوض کن اومد نمونه خون و ادرار گرفت و آنژوکت وصل کردم رفتم اتاق زایمان معاینه شدم معاینه لگنی گفت لگنت یکم برآمدگی دارع ولی بچت زیاد بزرگ نیست و مشکلی پیش نمیاد البته که من چند روز پیش معاینه لگنی شده بودم پیش دکترم و معاینه تحریکیم شدم که دکتر من همین حرف رو زده بود اون موقع دوسانت بودم اومدن سوزن فشار زدن بعد دوباره معاینه شدم ماما گفت که شیش سانتی خوب دهانه رحم دارع باز میشه و سرم بستش و رفت (ولی به نظرم به این دلیل بست که من تو شیفت اون زایمان نکنم چون شیفت داشت عوض میشد )
مامان حلما👼💖 مامان حلما👼💖 ۸ ماهگی
پارت سوم:
،روز بعدش همچنان این درارو داشتم نامنظم بود ولی شدتش بیشتر شده بود که ماما گفت میخوای برو بیمارستان من زنگ میزنم بشون میگم معاینه ت کنن ببینیم چن سانتی که ظهر رفتم دوسانت و نیم بودم بهم گفتن شکم اول انقد بستری نمیکنیم باید بازتر بشی برو پیاده روی کنی ورزش کن تو خونه دردات منظم شدن بیا .. باز شب دردام بیشتر شده بودن رفتم بیمارستان باز گفتن بازتری شدی ولی درحد بستری نیستی دردات منظم نیستن
دوباره رفتم خونه چن بار دوش آب گرم گرفتم مامانم اومده بود پیشم با هربار انقباض ماساژم میداد شوهرمم تو ورزش کمکم میکرد و کنارم بودن.. خلاصه کلی اسکات ، سجده ، چمباتمه و پله رفتم با اینکه حین انقباض سخته ولی خیلی کارسازه .. روز بعد دردام منظم شده بود از صبح تا ظهر شده بود هر ۱۰ دقیقه که ماما گفت بیا مطبم معاینه ت کنم بعدازظهر رفتم حین انقباض معاینه تحریکی کرد که خیلی تاثیر داشت گفت ۳ سانتی عالیه بهم آبزن داد گفت برو اینو بجوشون بعد بریز تو اب گرم خودت بشین توش یه نیم ساعت بعدم بیا بیمارستان که بستریت کنیم ..
تاپیک بعدی