سوال های مرتبط

مامان رادمان مامان رادمان ۲ ماهگی
مامانای عزیز شما بعد معاینه تا چند روز ترشح خونی داشتین؟
من سه روز پیش رابطه بدون جلوگیری داشتم انقباض و درد داشتم رفتم بیمارستان گفت 1سانتی دوباره فرداش آروم شدم رابطه که داشتم دردم شروع شد بیشتر رفتم بیمارستان 3بار معاینه نکرد طوری که حس کردم شکممو داره پاره می‌کنه دیگه نمی‌تونستم تا ماشین راه بیام که بعد از اون یک خون اومد و بعدم تا امروز شد ترشح خونی وقتی شیاف می‌ذارم یکم ترشح خونی بیشتر میاد اما درد ندارم رابطه هم نداشتم حرکت بچه هم خوبه فقط نمی‌دونم چرا ترسیدم شماهم تجربه اینجوری داشتین ؟بعداز معاینه تا چند روز ترشح خونی داشتین ؟لطفا اگر تجربه دارید راهنمایی کنید واقعا نمی‌دونم چکار کنم بیمارستان میرم سریع فقط معاینه می‌کنه ومیگه باید 3 روز بستری بشی و چون آموزشیه اونجا هر دقیقه یکی میاد انگشت می‌کنه بهت بیمارستان خصوصی هم رفتم یک شب برای معاینه 2 تومن گرفت دیگه ندارم هر سری 2 تومن بدم
بارداری بارداری بارداری پوشک بچه بارداری بارداری پوشک نوزاد
مامان آرین و آریا مامان آرین و آریا ۳ ماهگی
سلام دوست جونیا
می‌خوام تجربه خودم رو از زایمان طبیعی براتون بذارم
من زایمان اولم طبیعی بوده که این سری هم زایمان من طبیعی بود از شروع سی و هفت درد پریودی اومد سراغم که دکتر یکبار معاینه تحریکی انجام داد بهم گفت یه سانت بازی و تا پسفردا زایمان کردی
شیاف گل مغربی هم بهم داد استفاده کنم روزانه یک عدد با ناهار میخوردم
طبق گفته دکتر منتظر درد بودم که خبری نشد تاااا ۳۸ هفته و۶ روز
که شبش دردهای پریودی اومده بود سراغم مثلا تو یک ساعت شاید دو بار زیر شکمم می‌گرفت ترشحات خیلی خیلی زیادی داشتم که داخلش رگه های خونی دیدم و مطمئن شدم که موقع زایمانم هست
کارامو راست و ریس کردم آماده درد بودم از ساعت دوازده یا یک شب بود که دردهای پریودی اومد سراغم ولی خیلی ضعیف بود فاصله درد ها اصلا منظم نبود جوری بود که نمیدونستم واقعا درد زایمان هست یا نه
برا این که درد ها شدید بشه میرفتم حمام زیر دوش آبگرم موقع درد نفس های عمیق می‌کشیدم و حرکت قر کمر رو انجام میدادم میومدم بیرون
ولی همچنان دردهام شدید نبود
منظم هم نبود خودم هم تکلیف خودم رو نمیدونستم تا اینکه همسرم برای نماز صبح بیدار شد نمازشو خوند به همسرم گفتم به نظرت بریم بیمارستان معاینه بشم که شوهرم هم گفت بریم و آماده شدیم
ساعت چهار بود حرکت کردیم به سمت بیمارستان همین که سوار ماشین شدم درد هام رفت چند بار خواستم به همین بگم برگردیم فردا ظهر بریم بیمارستان که اگه واقعا درد زایمان هست پیشرفت کرده باشم ولی باز گفتم نصف راه رو اومدیم بذار برم ببینم لااقل شده دو سه سانت یا نه
رسیدیم به بیمارستان رفتم قسمت اورژانس شرایطمو گفتم که گفتن باید معاینه بشی وسیله ها رو همسرم گرفت چند دقیقه طول کشید تا نوبت من شد
مامان آوینا❣️ مامان آوینا❣️ روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی دوم من و « چیزی که نمی‌دونستم 😑 »
من جمعه نصف شب انقباض داشتم ولی منظم و خیلی دردناک نبود ولی بچه خیلییی تکون میخورد. اذون صبح یه لحظه از خواب پریدم و همون موقع از توی شکمم صدای ترکیدن شنیدم چند ثانیه بعد که خواستم پاشم ازم آب ریخت بیرون و بله؛ کیسه آبم پاره شد.
دیگه پاشدم و چک کردم دیدم آبش شفافه و رگه سبز یا خونی ندارن برا همین با آرامش آماده شدیم رفتیم بیمارستان. ساعت ۵ صبح بستری شدم با دو سانت. ساعت ۷ آمپول فشار رو شروع کردن که دردام منظم بشه و سرعت پیشرفت بالا بره ساعت ۷:۴۵ معاینه شدم ۴ سانت بودم به ماما همراهم اطلاع دادن که بیاد. ساعت ۸ دردام شدید شده بود و ماما همراه نرسیده بود گفتم دوباره معاینه کنن ۶ سانت بودم. ۸:۱۵ ماما همراه رسید و ماساژ رو شروع کرد. تنفسامم خیلی کنترل میکرد دیگه ۹ دیدم خیلی داره بهم از پشت فشار میاد و رفتیم اتاق زایمان و حدودا ۹:۱۵ زایمان کردم. گفت پارگی جزئی داری بخیه میزنم برا محکم کاری سه تا بخیه زد.
و اماااا نکته‌ی مهمی که من نمی‌دونستم ‼️👇🏻
« در قسمت نظرات »