۱۴ پاسخ

به هیچ چیزو هیچ کس اهمیت نده فقط خودت همین و بس

اینم بگم همینکه بسلامتی زایمان کردی و بچه رو میزارن رو سینت تا ببینیش این حس کلا محو میشه انگار نه انگار که روزی همچین حالتی داشتی یه جور عجیب حالت خوب میشه .به این روزات فک کن تصور کن ببینی بچه رو که خودت بهش تنفس دادی خودت یه قطره آب رو پرورش دادی و۹ماه تو دلت نگهش داشتی و همه جوره مواظبش بودی حالا تو بغلته و داری به لبخنداش نگا میکنی

عزیزم حالت رو درک میکنم
اینکه خودتو بزن به بیخیالی و پاشو برو بیرون و فلان و بهمان همش چرته
خود افسردگی موجب کند شدن آدم میشه ، اصلا آدم حوصله نمیکنه از جاش پاشه یا حوصله کسی رو نداره
تو دوره ی بارداری یا بعد از زایمانم بخاطر هورمونا و شرایط روحی و عوض شدن زندگی بخاطر نی نی و بی خوابی و اینا بدتر میشه که بهتر نمیشه
اگه میتونی حتما برو روانشناس
روانشناس دارو نمیده فقط با صحبت و درمانه
اونیکه دارو میده روانپزشکه
وقتی میری پیش روانشناس اگه خودش حس کنه در کنار درمان نیاز به دارو هم داری میگه باید همزمان هم پیش من بیای و هم پیش یه روانپزشک که بهت دارو بده
بنظرم حتما امتحان کن معجزه شو میبینی

ببین عزیزم من دقیق تو هفته های تو همین حال بهم شدید دست میداد،الان میگی قشنگ یادم خودم میوفتم،میگذره اصلا نگران نباش من الان 23 هفته ام خداروشکر خیلی آروم شدم
اینم یک دوره از بارداریه

نه عزیزم برو سرچ کن کامل بخون تا خیالت راحت بشه بعد بخور من میخورم به اندازه تعادل استفاده کن

سلام عزیزم نگران نباش منم کاملا مثل اینطوری بودم از دکتر پرسیدم گفت علائم بارداری سعی کن تنها نمونی،یک چیز وقتی انشاالله شروع کنه به تکون خوردن کلا همه چیز یادت میره حالت انقدر حالت قشنگ میشه که دیگه به هیچ چیزی فکر نمیکنی،بعد عرق بهار نارنج خیلی خوبه هر وقت دیدی حالت بد میشه یک کمی بخور.عالیه

ببین بیشتر چی اذیتت میکنه استرست در مورد چیه مثلا اگه درمورد زایمانه بیشتر به جنبه مثبتش فک کن با کسی درموردش حرف بزن که دلداریت بده انرژی بده بهت این خیلی جوابه بخدا ..خواهرم بهترین مشاورمه در این مورد همیشه حالمو خوب میکنه

سلام من بارداری دوممه تو بارداری اولم هم مثل شما بودم و زایمان سختیم داشتم الانم که باردارم باز استرسم بیشتر شده و تنگی نفس شدید میاد سراغم حال هوای زایمان سخت قبلی هم که میاد سراغم بدتر میشم اینجور مواقع دروغه میگن خودتو بزن بیخیالی اصلا نمیشه من میرم بیرون هوام عوض میشه یا پیش خواهرام که بهترین رفیقم هستن تا اینجاش که شش ماهمه تونستم خودمو کنترل کنم لااقل بهتر از دارو های شیمیاییه برو جایی که بهت خوش میگذره خونه نمون اصلا

سعی کن سرتو گرم کنی بیشتر بیرون باش حساس نشو به هیچی به خدا توکل کن و هرروز ۴ قل و آیه الکرسی بخون

عزیزم مدیتیشن کن و کتاب بخون

من همینم حوصله کاری ندارم
گریه میکنم
حوصله خودمم ندارم
دوست دارم برم بیرون فقط همون بیرونم‌گاهی گریه م میکیره
خیلی هم ب شوهرم وابسته م
من رفتم روانشناس بعدهم روانپزشک دارو ضد افسردگی و ضد اضطراب داد

اگه میتونی خودت رو بزن به بی‌خیالی و سعی کن زیاد به چیزایی که ناراحتت می‌کنه فکر نکنی اگرهم نمیتونی باید بری پیش مشاور

برین مشاوره. هر چه زودتر برین کمتر خودتون اذیت میشین

هیچی باید خدت بزنی ب بیخیالی

سوال های مرتبط