۱۱ پاسخ

آخ منم بعدزایمان اینجوری بودم الان گفتی یادم اومد چقد بدبود
من زایمان کرده بودم شوهرم افسردگی گرفته بود اصلا انگارنه انگار نه حرفی نه توجه ای نه نگاهی یعنی هیچی هیچی وقتی هم باهاش حرف میزدم منومقصرمیدونست
بخدا که حلالش نمیکنم اصلا من نمی‌زارم این ازپل صراط ردبشه بیشعور کثافت
اووووف
عزیزم فکرکنم طبیعی باشه براعصاب خودت مسلط باش حساس شدی ولی اون نفهمم باید بیشتربهت توجه کنه

این احساس ها نرماله.ولی کاش شوهرت یکم در مورد بارداری و زایمان مطالعه و آگاهی داشت

عزیزم الان هورمون هات بهم ریخته است و حساسی یه بخش زیادیش به این مربوطه. سعی کن به این موضوع فکر نکنی خودت با نی نی ات سرگرم کن و یا اگه کسی پیشت میاد با اون حرف بزن سعی کن فکر و خیال نکنی عزیزم بعدا افسردگی می گیری

اصلا یه ویروس اومده بین مردا همشون گاو شدن
۱۱ ساله زندگی مشترک داریم ما همین ۹ماه بارداریم همسرم به قدری تعغیر کرده و سرد شده که تو شوکم
بارداری اولم اصلا اینجوری نبود اصلا چی‌بگم ولش کن 😤

عزیزم بجز شوهرت اگه کسی پیشته با اونا حرف بزن شوهرتو ول کن الان اون باید بفکر تو باشه نه تو بفکر اینکه چرا باهات حرف نمیرنه

عزیزم حالت خوبه مرخص شدی سخت بود زایمانت

کلا این دو هفته هیچ فکر و تصمیمی نگیر چون انقدر سطح هرمونا بالاس همه چی باهم قاطی میشه

آدم زایمان میکنه کلا دلگیر و زود رنج میشه من که تا ۴۰ روزگی سر هر چیز فقط گربه میکردم باورت نمیشه رفتیم آز زردی از بچه بگیریم وقتی گفت زردی نداره تا خونه گریه کردم🤣

عزیزم البته که آدم حساس تر میشه این دوران و اتفاقا به توجه بیشتری احتیاج داره..حق با توئه..سعی کن باهاش صحبت کنی و از نیازهات بهش بگی

وا بپرس ببین دلیلش چیه

حق داری عزیزم

سوال های مرتبط