۱۱ پاسخ

ببین عزیزم اینجا توی گهواره همه مشاوره میدن که ولش کن مرتیکه رو طلاق بگیر و فلان . . . بدون هیچ دلیل علمی یا در نظر گرفتن عواقب کار
بنظرم جفتتون افتادید سر لج
تو که انقد زن قوی و خوبی هستی که این همه مشکل زندان بودن شوهرتو تحمل کردی و دست تنها بچه بزرگ کردی با یه مشاور درست حسابی مشورت کن
توی گهواره حرف مفت زیاده زندگیتو به گند میکشن با نظرات بیخودشون
من خودم ارشد روانشناسی خوندم میدونم خیلی راحت نمیشه درباره هرچیزی نظر داد
حرف دو طرف رو باید شنید شاید اصن مشکل داره باید برطرف شه مشکل همسرت 🙂

اون همه عشق اون همه انتظار
درست نیس با چهار کلام همسرت بگی ادم بدیه❤
میدونی چرا همسرت الان سنگ بخدا من میدونم چون اون هنوز از اوارگیت از گشنگیت نمیدونه از غرورت شکستی ب هر رویی زدی نمدونه
و تو تنهایی اونو شبانه روز در بند نمیدونی
شبای خنک و روزای گرم در بند نمیدونی
تو نمیدونی چه ادم های بد خوبی همکلامش بودن
تاثیرات منفی داره
باید درستش کنی اروم بدون هیچ اعصاب خردگی فقط با لحن عاشقانه با لحن خانومانه و سیاست مندانه
از نظر من اینتوره بنظرم بهش بگو اروم عزیزم یواش شاید ناراحت بشه اخه من دوساله ب گردن همین مادرم که من و دخملی جمع کرده انشالله باهم میریم بایدم بریم من و تو هردو مون زن شوهرم خونه خودمون انشالله از صفر اغاز کنیم

با این وضعیت دنبال بچه دومی

ای بابا من فک میکردم خیلی قدر بدونه

تودیگ نه دختر

شماهمونی که گفتی شوهرم .بخاطرچک زندانه.همیشه میگفتی دارم میرم ملاقات

چرا مشکلتون چیه عزیزم؟

حیفه این همه تحمل کردی زندان رفتنشو آلانم تحمل کن بچت به پدر بالای سرش احتیاج داره هیچ کس براش پدر خودش نمیشه برو مشاوره ببین اصلا نمیشه زنگی کرد سعی خودتو بکن عزیزم

چی شده ایلار
چرا به مشکل خوردین عزیزم

وای آخه چرا به مشکل خوردین
خیلی وقته گمت کرده بودم تازه پیدات کردم

این چقدر آینه دق تو شده این همه فداکاری این همه باسختی موندی خدایی تو بودی بچه رو تک و تنها واکسن بزنی
بیرون ببری نگه داری ادم از پا در میاد
واقعا زن قوی هستی به هرچی بخوای می‌رسی قدر و ارزش خودتو اول خودت بدون بعد بقیه

سوال های مرتبط

مامان پسری و نی نی مامان پسری و نی نی هفته بیست‌ویکم بارداری
امروز ایلیا رو بردم پارک یه جریانی پیش اومد اصلا هنوز تو شک هستم، لطفا نظراتتون رو بگید
رفتیم تاب سوار بشیم پر بود و وایسادیم صف منم به ایلیا گفتم مامان نینی اومد پایین ما سوار میشیم، طفلی پسرمم گوش کرد و منتظر شد، دو تا دختر بچه اونجا بودن حدود ۵ سال نهایتا
یکیشون رو تاب بود یکیش تو صف ، با هم دوست و فامیل بودن انگار این دوتا به همه میگفتن زودباش پیاده شو خودشون که سوار میشدن به بقیه میگفتن ما پیاده نمیشیم تا صبح هم وایسین نمیاین پایین، حتی یکیشون که من بهش تذکر دادم نوبتیه گفت بهم به تو ربطی نداره، مال خودمونه اصلا خریدیم،
بعد تا پسرمو سوار کردم اومده بود تاب و میکشید می‌گفت پیاده اش کن که بهش اخم کردم گفتم برو مامانتو صدا بزن
وای بچه اومده بود دستمو چنگ میزد هل میداد منو😐😐😐😐

ینی من از این همه بی ادبی و وقاحت و گستاخی پشمام ریخته بود، خلاصه کلی بچه جمع شدن صف که بازی کنند اینام نمیذاشتن منم به بچه ها گفتم این دو تا دختر خیلی وقته بازی میکنن هیچکسو نمی‌زارم سوار بشه بعد یکی از دخترا داداشش اومد ۹-۸ سالش بود بهش گفتم برو مامانتو صدا کن
مامانه اومد از بچه بدتر😂😐
اول گفت چرا نمیزارید دخترم بازی کنه بعد گفت بیا پایین مامان جان مگه نمی‌بینی بی فرهنگن اینا
من برگشتم گفتم خانوم من خیلی وقته اینجا وایسادم دخترای شما با همه دعوا میکنن حتی فحش می‌دن و نمی‌زارن کسی بازی کنه، گفت نهههه بچه من با کسی اصلااا دعوا نمیکنه، بعد برگشته به من میگه شما هنوز بچت کوچیکه بزرگ بشه میفهمی
برای چی تو که بزرگی به بچه میگی پیاده شو و از این حرفا
منم گفتم اگر خودت بچتو تربیت کنی کسی بهش چیزی نمیگه
دوبار فقط منو هل داده و چنگ زده اگر من میخواستم بهش چیزی بگم میگفتم خب
مامان دانه برف مامانش مامان دانه برف مامانش ۳ سالگی
سلام مامانا دارم این متنو مینویسم با گریه 😭😭😭😭😭😭😭
من شاغلم امروز خدا گذاشته به دلم گفتم بزار زود برگردم آمدم خونه دم در کلیدو انداختم در دیدم در قفله از داخل هرچه زنگ همسایه های دیگه رو زدم نبودن نگاه کردم دیگه طبقه دوم هست زنگ زدم پسرشون درو باز کرد گفتم در قفله در پارکینگو بزن برام این فاصله تند تند زنگ خونمونو زدم شک کردم درو پرستار باز نکرد همیشه زود درو باز می‌کرد فورا دوربینو چک کردم دیدم بچم همش داره میپره در حمام وگریه مکنه فورا گفتم یا خدا پرستاره گیر کرده تو حموم آخه تو حموم رفته بود دستشو بشوره چون دستشویی‌مون پله داره یه دونه سخته منم فورا رفتم درو براش،باز کردم اون گریه من گریه بچم گریه 😭😭😭😭😭فیلم دوربینو چک کردم دیدم بچم درو ازش میبنده بعدش نزدیک ۱۲دقیقه این گریه اون گریه بچم وقتی گریه میکرد خودشو می‌کوبید تو در دارم سکته مکنم انقدر گریه کردم 😭😭😭چند روز پیش دستگیره بالکنوبردیم بالا .امروز در حموم ببریم بالا واییییییییییی خیلی،حالم بده بشه تجربه برا همه 😔😔😔
مامان 🍭هستی فرفری🍭 مامان 🍭هستی فرفری🍭 ۲ سالگی