۹ پاسخ

به نطرمن بچه باید کمی هم حساب ببره از بدر مادرش چون شما هرچقدر توصیح بدی کافی نیست بچه در فهم بعصی حرفای ماها نیست هم باید توصیح باسه هم یه کم ترس منطورم این نیست که بچه بترسه بگه الان تنبیهم میکنن ولی بابد محرومیت از چیزی که دوست داره در قبال کار اشتباه وجود داشته باشه. زبون خوش یک بار دو بار سه بار اگر گوش نکرد دیگه باید بگه متلا اجازه نمیدم فلان که دوست داری انجام بدی و نباید اجازه بده یا خرید مورد علاقش انجام ندی همچین جیزهایب

بعضی وقتا تنبیه لازمه

واینکه خیلی مهم که بچه همبازی ش ،کی باشه بچه های دورو برش چطور رفتاری داشته باشن.
فرزندان تون از رفتارشما الگو میگیرن نه از صحبت و نصیحت‌ها.پس نگران نباش یکم که سن کودکی شون و رد کنن بنظرم مرزهارو رعایت میکنن و شوخی هاشون و مدیریت 🙌

عزیزم،این احساس خستگی وسردرگمی بخشی ازمسیر هرمادر دلسوز ه ه.تودرمسیر اشتباه نیستی فقط شاید درمسیر استراتژی ات نیاز به تغییر دارد.(توضیح دادن و به زمان ارامش موکول کن)والبته اگاه باش که بچه هاباتجربه کردن یادمیگیرن. رابطه عاطفی باید قوی باشه تا بچه ها اموزش ها وتربیت هارو یاد بگیرن.نگاه جدی و سکوت مقتدرانه رو در عکس العمل هات بگنجان.

کتاب به بچه ها گفتن از بچه ها شنیدن رو بخون

هرچی بیشتر تاکید کنی رو چیزی بیشتر حساس تر میشن همون کار میکنن
همیشه مهربونی جواب نمیده بیشتر شواستفاده میکنن بزار حساب ببرن

ببین من از صبح تا شب مثل سگ واق واقو شدم بخدا دیگه خودم پیش خودم خجالت میکشم از رفتارهام
یه وقتایی فکر میکنم بدنم دیگه کشش این همه عصبی شدن و نداره
تو با حرف میگی کارت پیش نمیره
من با داد و بیداد پیش نمیره
اصلا بچه های این نسل نمیدونم چی هستن
زبونم واژه پیدا نمیکنه براشون

به عنوان تحربه بهت میگم بچه با توضیح دادن تربیت نمیشه چون درکی درستی ازش توضیحات تو نداره.بچه با اقتدار تربیت میشه.حرفت دوتا نشه یساعت هم نشین توضیح بده بچه فکر کنه کاراش جای چونه زدن داره

مثلا من تقریبا هر روز به بچه ها با هر زبانی توضیح دادم روی تخت نپرید کار خطرناکیه، بهشون گفتم ممکنه بشکنه دست یا پا ممکنه آسیب ببنید کار خطرناکیه، تخت و مبل جای پریدن نیست. آخر سرم وقتی یک دقیقه بالا سرشون نبودم رفتن پریدن رو تخت و مای دخترم شکست....

سوال های مرتبط

مامان سامان🧸ماهان مامان سامان🧸ماهان ۷ سالگی
بچه‌م #چپ‌دسته! باید وادارش کنم با دست راست بنویسه؟


🔹 نه! دست غالب (یعنی دستی که بچه باهاش راحت‌تر می‌نویسه یا کار می‌کنه) باید طبیعی باشه.
بهتره خود بچه با گذر زمان مشخص کنه با کدوم دست راحت‌تره. مجبورش نکنید که حتماً با دست راست بنویسه.

🔹 اگه یه بچه چپ‌دست رو مجبور کنیم با دست راست کار کنه، مغزش گیج می‌شه!
چون سمت مخالف مغز، حرکت دست‌ها رو کنترل می‌کنه. وقتی دست غالب رو عوض می‌کنیم، مغز باید سخت‌تر کار کنه، و این ممکنه روی فکر کردنش هم تأثیر منفی بذاره.

🔹 حتی بعضی تحقیقات می‌گن که این اجبار می‌تونه باعث لکنت یا مشکلات یادگیری بشه!
بعضی بچه‌هایی که مجبور شدن با دست راست بنویسن، می‌گن خطشون بد شده، کارهای دستی براشون سخت شده یا تمرکزشون کم شده.

🔹 چی کار کنیم؟
• بهش یاد بدید مداد رو چطور درست توی دست چپش بگیره
• کاغذ رو طوری بذاره که راحت‌تر بنویسه یا نقاشی کنه
• قیچی مخصوص چپ‌دست‌ها براش بخرید
• بهش نشون بدید چطور درست بشینه موقع نوشتن

🐣

🌈
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
این سوال دوستم هست و از زبون خودش میگم
ما خونمون تهران هست و دو تا از برادر شوهرام هم تهران زندگی میکنن و یک خواهر شوهرم سبزوار و پدرشوهر و مادرشوهرمم تو روستا زندگی میکنند همراه برادرشوهرم و پدر و مادر خودم با داداش هام هم سبزوار زندگی میکنن ، بعد من و شوهرم که میریم روستا و سبزوار یکی از برادر شوهرام با خانواده و با ماشین خودشون میرن روستا و مثلا زن و بچه ش که می‌خوان بیشتر بمونن روستا ،(چون خونه دارن تو روستا) و برادر شوهرم ماشینش رو هم روستا می‌زاره و با ما برمیگرده تهران و باز بعضی اوقات هم بوده که من سبزوار خونه ی مامانم اینا موندم و شوهرم برگشته تهران که چند روز کار کنه و باز دوباره برگرده ، برادر شوهرم باهاش رفته تهران و از اون سمت هم برگشته و ماشین ما ۲۰۶ هست و ما هم چون زیاد میمونیم تو سبزوار و روستا مثلا دو هفته یا سه هفته و برای همین لباس و .... زیاد برمی‌دارم و حالا چیکار کنم و چه بهونه ای بیارم که برادر شوهرم با ما برنگرده ، آخه شوهرم خودم هر وقت بخواد در حد چند روز بره و برگرده یا با ماشین خودمون و یا با اتوبوس می‌ره و برمیگرده
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری تب سنج زردی نوزادان
مامان سبحان مامان سبحان ۶ سالگی
سلام مامانا یه مشاوره به من میدین
من ده ساله با مادرشوهرم تو یه ساختمون دوطبقه بالا پایین زندگی می‌کنیم مادرشوهرم بد نیست ولی جوریه که میخاد همه خبرا رو بدونه بچه ها رو میکشه سمت خودش و هر خبری بشه به همه میگه و ....
شوهرمم هر اتفاقی میفته تو زندگیمون بهش میگه یا وقتی از سرکار میاد میره اول اونجا به حرف خودم تخلیه میشه بعد میاد بالا دیگه هیچ حرفی نداره اعصابم خورد میشه از این رفتاراش یا میاد از سرکار بچه ها هی ذوق میکنن که بابا اومده ولی اون اول میره پایین اینا دیگه ذوقشون میخابه تا بیان الانم من سرزمین مسائل با شوهرم قهرم یا بعضی وقتا دوس ندارم بچه ها برن پایین ولی خوب دیگه نمیشه میرن یا باباشون میبرشون اعصابم داغون شده آرزوی مرگ میکنم به نظرتون من حساسم یا واقعا عصبانیتم به جاست مثلا امروز اومد از سرکار دخترم برداشت با مامانش رفتن فروشگاه اصلا به من نگفت بیا بریم یا میخام برم میای یا نه
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان سامان🧸ماهان مامان سامان🧸ماهان ۷ سالگی
#نکته_تربیتی

هیچی نگو ولش کن بچه است دیگه !؟!؟!؟

تا 2 سالگی بله . اما پس از 2 سالگی، انتظار می رود که کودک مفهوم "نه" را متوجه بشود.

بنابراین شما می بایست به کودک خود در مواردی که لازم است؛ "نه" بگویید.

اینگونه است که آنها کم کم متوجه محدودیت ها، نظم و انضباط و مسائل رفتاری می شوند .

متوجه می شوند
که همیشه اوضاع بر اساس خواسته های آنان نخواهد بود.
ضمن اینکه کمتر در معرض خطرات قرار می گیرند و برای همسالان خود هم مشکلی ایجاد نمی کنند.

اغلب کودکانی که والدین آنها در این کار سهل انگاری کرده اند، تبدیل به کودکانی لوس، سرکش، متوقع و حتی گاهی منزوی شده اند چرا که اغلب در جمع همسالان همه چیز قرار نیست به طور کامل بر وفق مراد آنها باشد و آنها تنها می مانند.

کودکی که نه نمی شنود در مواجهه با موانع و محدودیتهایی که به صورت طبیعی برایش ایجاد می شود، احساس یاس و شکست و ناامیدی می کند.

البته این مساله بسیار ظریف است و گفتن مکرر "نه" هم ارزش این کلمه را نزد کودک از بین می برد . « نه » را کم و به جا استفاده کنید
#نکات_تربیتی

👦 (\(\  🧒
مامان کیان و..🖤🖤 مامان کیان و..🖤🖤 ۶ سالگی
فرزندپروری تب استامینوفن سرماخوردگی پوشک فرزندپروری
هوووف دست تنها چقدر خسته
یه ساعته جیغ میزنه این گلپسر
نمیدونم کجاش درد داره.چی میخواد.چرا اینقد جیغ میزنه.
فقط‌جیغ میزنه. والا سر درد شدم با هیچی ساکت نمیشه
با هرچی میخوام آرومش کنم آروم‌نمیشه
هر روزم همینه
دلم میخواست دو ساعت برام نگهدارن من تو حال خودم باشم فقط بشینم به در و دیوار خیره شم
راستش از روزی که شوهرم فهمید کیان سندروم داره
کلا گردن نگرف.اصلا.
هیچ کار براش نمیکنه.نه‌میبره باخودش جایی.نه باهاش بازی میکنه.
یه طوریه.انگار اصلا بچه ای وجود نداره.فقط اگه دکتر لازم باشه
باهام میاد می‌بریم دکتر.از نظر مالی کار ندارم من.ولی از نظر عاطفی.شوهرم تا بحال یه بارم حموم نکرده
یه بارم با خودش نبرده تو حیاط.یه یارم نبرده با خودش بیرون
خیلی شوهر مرد خوبیه.ولی هیچوقت اعصابش نکشید بخواد کیان و قبولش کنه.من موندم دست تنها.
یعتی اگ کیانو ببرم با شامپو بشورم.بگم حوله تنش کن تا بیام لباساشو بپوشونم.میگه‌من کاریش‌ندارم
دلم بیشتر میگیره.چون خیلی دست تنهام.
مامانم که چیزی میگم میگه حق با شوهرته.کیان زیاد اذیت میکنه بخاطر اونه پدرش حق داره گردن نگیره.ولی راستش منم‌تک و‌تنهام کمکی ندارم.حتی دستشویی هم‌میرم خلاصه‌میکنم.وقتی حموم میرم خودمو گربه شور میکنم تو دو دوقیقه در میشم.
خدا بهم توان بده خودم زنده باشم فقط مراقب پسرم باشم.
کیان خیلی نیاز ب مراقبت داره
هر روز.هر ثانیه.من با جون و دل حواسم به فرشته ای که خدا بهم داده هست.مهم‌نیس که کسی نخوادش.خودم نوکرتم تا ابد