۴ پاسخ

انقد مفته ک اون همه شیشه شیر دکتر براونز رو میزشه🦦🤣

عزیزم یعنی به عروسک رسیدگی میکنه ؟؟؟

خواهر چرا مفت کار درست اونا میکنن نه ما 😢

#کرم دست و پا

سوال های مرتبط

مامان آرسین🍓 مامان آرسین🍓 ۳ سالگی
روزهای سخت از پوشک گرفتن🫠🥴
تمام تلاشمونو داریم میکنیم😬
از دوشنبه شروع کردم و براش یه شورت باب اسفنجی پوشوندم تا شب خطا نداد و دائم بردمش دسشویی با برچسب و آبشار درست کردن🤭
شب اول ریسک کردم و براش موقع خواب شورت آموزشی پوشوندم که همه رو از لباس و پتو جیشی کرد با اینکه قبل خواب جیش کرده بود
دیشبم شوهرم براش دوتا شورت خرید کلی ذوق کرد ولی تو لباسش پیپی کرد و سریع رسوندمش دسشویی شوهرم کلی تشویقش کرد که بقیشو بکن آفرین نشست و کلی پی پی کرد و ماهم براش دست زدیم 🤗🤗🤗
و دیشب هم قبل خواب بردمش جیش کرد و محض احتیاط تو خواب پوشک کردم که صب پوشکش خشک بود و دوباره شورت پوشوندم👌🏻
امروز کلا خطا نداشت خودش دوبار گفت جیش دارم و همسرمم برا جایزه براش لباس خرید چون آرسین عاشق لباسه 👔
دیروز باید از بعدازظهر تا شب جایی میرفتم که مجبور شدم پوشک کنم که اومدم خونه دیدم اینهمه تایم فقط یبار جیش کرده تو پوشک و خونه بردمش دسشویی که حسابی جیش کرد معلوم بود خودشو نگه داشته
خلاصه الانم داره میخوابه براش پوشک کردم که پتوش جیشی نشه
ولی درکل بنظرم خوب داره پیش میره انگار با شورت بهتر نتیجه گرفتم تا اینکه پوشک کنم و ببرم دسشویی اونجوری بیخیال تو پوشکش میکرد
مامان علی🐻 مامان علی🐻 ۲ سالگی
خدایی چطور بعضیا پشت سر هم مهمون دعوت میکنن؟ من از ترس پسرم نمیتونم کسی رو دعوت کنم چند وقت پیش عمه شوهرم رو دعوت کردم نمیدونید بچم چیکار کرد. میوه میزاشتم جلو عمه شوهرم بعد پرت میکرد روش یا بشقاب رو با پا شوت میکرد و با پا دوباره میرفت روشون له میکرد. موقع شام تو کاسه قورمه سبزی عمه شوهرم ترشی و برنج میریخت. بیچاره نفهمید چی خورد یا نوشابه میریخت رو قالی. دیگه دفعه بعد که باز دعوتش کردیم بهونه آورد گفت نمیتونم بیام🤣 الان میگید خب بچتو بگیر بخدا بغلش میکنم چون میدونم فضوله ولی با لگد مند میزنه موهامو میکشه گریه میکنه که بزارمش زمین. هر چی گوشی میدم سرگرم بشه اذیت نکنه بقیه رو ولی نمیخواد. حس میکنم برا جلب توجه اینجور میکنه اصلا کسی که میاد خوشحال میشه صدبرابر از قبلش فضولتر میشه بقیه هم هی میگن عیب نداره ولش کن. یعنی دفعه قبلی قالی هامو ر ی د توشون اینقد نوشابه ریخت و میوه با پاش له کرد و... الانم مامانمینا اومده بود که تولد خواهرمو پیش ما بگیرن باز هی سفره رو پاره میکرد دست میزد تو کیک، دلستر میریخت فک کنم اینا هم دیگه رفتن که رفتن