دیروز یه فوق تخصص گوارش رفتیم ولی لیا دیشب تا صبح درد میکشید تا ظهر هم حالش بود و هیچی نمیخورد
دیگه یه پروفسور بود که خیلی تعریفش شنیده بودم میگفتن تشخیصش حرف نداره ولی شدیدا بداخلاقه
من رو بداخلاقیش نمیرفتم ولی دکترش گفت ببر منم دیگه دل به دریا زدم رفتم
واقعا بداخلاق بود یه بچه خیلی درد داشت از اتاقش بیرونش کرد میگفت رو اعصابمه گریه میکنه
من با استرس رفتم ولی از اونجایی که لیا خوش صحبت و برخورده همچین با ما رو دنده خنده و خوش اخلاقی افتاد بازم تا میومدم حرف بزنم میگفت هرچی پرسیدم یه کلام همون بگو اضافه حرف نزن😂
خلاصه گفت بچه جسمانی کاملا سالمه معده استرسی و عصبی شده پیش روانشناس ببر دارو هم داد تا دوماه
لیا مهربونه ولی شدیدا یکدنده و مغروره
کوچکترین رفتار بد تو ذهنش میمونه زیر بار هرحرفی هم نمیره
متاسفانه از وقتی مهد رو دوباره شروع کرده دیدم عادت ناخن جویدن و انگشت خوردن گرفته
نمیگم مهدشون بده ولی اخلاقه لیا خیلی بیش از حد حساسه و یکدنده هست
حتی پارسال بعد بیمارستان یکم حالش بد بود گریه میکرد یه مربی از کلاس بیرونش کرده بود هنوز که هنوز میگه مربی با من همچین رفتاری کرده و یادشه

تصویر
۱۴ پاسخ

کاش هر کسی که شغلش مربوط به کودک هست، دکتر و مربی مهد و معلم و ...
بفهمن این بچه ها بندِ دل ما پدرومادرا هستن، مثل برگ گل لطیف و ظریفن
یه اشتباه کوچیک از طرف اونا، میتونه یک عمر رو بچه اثر بزاره

اگه بردی پیش حقیقت .
اطرافیان ما هرکی رفتن پیشش .همین دارو رو داده .
در اصل درست هم میگه بچه های الان نمیدونم چرا اینجور شدن .

چقد خوشحال شدم که کل دخترت خوبه
خیلی وقت بود فکرم پیش لیا جون بود
انشاالله همیشه تنش سلامت باشه
منم به شدت یکدنده و لجباز هستم 😆

متاسفانه دلینا هم همینه ژیمناستیک میرفت مربیش گفته چرا تو صف واینستادی دیگه نرفت هرچی میگم میگه با من بد صحبت کرده منو دعوا کرده میگم خوب بهش میگفتی میگه نه اینقد که ماها نازشونو پیش بردیم لوس شدن انتظار ندارن دیگه حتی حرفای معمولیم بهشون بزنن

خداروشکر که لیا جون چیزیش نیست
واقعا خوشحال شدم
ایشاالله که این دردها هم خیلی زود تموم میشه
همیشه سلامت وتندرست باشه لیا جون🩷

عزیزم دلم خداروشکر ک سالمه
میخواستم بگم درد دلش از استرس یا عصبی نیس
چون بچه ها از جمله دختر خودم وقتی ناراحت میشه میگه دلم درد میکنه

خواهر نفرست مهد
مشخصه رفتاری شده ناراحت شده یا چیزی بهش استرس وارد کرده ناخن جویدن از استرس هستش

ببر بازی درمانی
قصه براش بخون قصه نمایش عروسکی
زیادی بهش توجه نکنین
بچه داداش منم خیلی حساسه و خود خوری میکنه
هرچند دختر خودمم گاهی اوقات
ولی سعی کن خیلی خیلی توجه نکنی ک حساس بشه
بازم میگم بازی درمانی خیلی، خوبه
چیزایی ک استرس دور میکنه بازی با خمیر و دست ورزی هست باید شبا قبل خواب ذهنش آروم شه
قربونش برم جوجه

عزیزم ایشالا زودتر خوب بشه
بچه های این دوره کلا خیلی حساس هستن نمی‌دونم چرا
من پسرم بیشتر دوست داره مرکز توجه باشه اما تو مهد صد درصد اینگونه نیست انگاری عصبی میشه ناراحت میشه گفتم حالا تا یه سال بزرگ تر هم بشه بهش وقت بدم شاید بهتر شد و پذیرفت

عزیزم خداروشکر مشکلی نداشت
ببرش مرکز مشاوره همانا خانم دکتر یاوری خدااااای روانشناسی کودکه حرف نداره

خداروشکر انشالله حال گل دختری بهتربشه عزیزم،اکثربچه هاهمینن دخترمنم پارسال تومهدمربی دوباربلندگفته بودنفس جان بروبشین سرجات،به خدادوروزانقدگفت بهم تارفتم به مربی گفتم
تازه مربی جاخوردگفت عههه پس نفس گفته به شماو....

عزیزم پسر من مهدی که میرفت عصبی شده بود و مریض کار به دکتر ریه کشیده و برامون مهد رو ممنوع کرد براش کلاس آنلاین بنویس

نذار بره مهد یا جایی دیگه بزارش انشالله زودی خوب میشه

خدا رو شکر که جسمانی خوبه. الان که معلوم شد مشکل کجاست بقیه‌اش هم ان‌شاءالله حل میشه.

سوال های مرتبط

مامان مو خرمایی مامان مو خرمایی ۵ سالگی
اشتراک تجربه....
چند روزی دختری سرما خورده بود و توی خونه بود منم چون که خیلی حال و حوصله نداشت میذاشتم تلویزیون بیشتر ببینه... ولی دیگه امروز حالش خوب شده بود و گفتم شروع کنم تایم تی وی رو کم کنم ، ولی چنان مقاومتی کرد و گریه و جیغی راه انداخت که نگو ، من تی وی رو خاموش کردم و گفتم وقتش‌ تمامه... فک کنم حدود نیم ساعتی جیغ زد و گریه کرد ، آخریا دیگه کم آورده بودم میخواستم برم روشن کنم دوباره تی وی رو ، ولی گفتم نه...‌ مشاور کودکشم گفته بود وقتی میخواین یه عادت بچه رو ترک بدین دیگه اگه شروع کردین نباید برگردین و کم بیارین چون بچه میفهمه که میتونه با داد و بیداد به خواسته هاش برسه
خلاصه خیییییلی سعی کردم آروم باشم و باهاش حرف بزنم ولی دیدم راه نداره اصلا... رفتم سراغ کارای خودم بعد نیم ساعت اومد گفت بیا باهم بازی کنیم ، گفتم آروم شدی پس؟؟ چه بازی کنیم؟ دیگه پیشنهاد بازی داد و رفتیم بازی کردیم و تی وی رو بیخیال شد 😁😁
خلاصه که مامانا مقاوما کنین اگه اعصابتون میکشه 😮‍💨🤪
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
سلام یه مشورتی باهاتون دارم دیروز که می خواستم ماهلین رو ببرم پیش دکترش گفت خواهرشم بیار گفتم باشه و بردمشون هر دو همزمان تو اتاق بودن من بیرون نشسته بودم چون نمیزارن مادر باشه ولی بیرون کاملا صدای خانوم دکتر میاد جلوی هر دوشون تمرین گذاشته بود ماهلین اصولا وقتی همزمان با هم بخوام تمرین کنم همکاری نمی کنه و انگار اعتماد به نفسش پایین میاددیدم دکتر هی داره بهش تذکر میده که ماهلین بالای صفحه رو نگاه کن ماهلین بیشتر دقت کن بعد دیدم عصبانی شد سرش یه کمی داد کشید و دعواش کرد که چرا اینجوری می کنی اونم افتاد به گریه هی بهش می گفت گریه نکن توجه کن و درآخر گفت ببین خواهرتو من می دونم وقتی با هم بخوام کار کنم‌ماهلین اذیت می کنه در بیشتر مواقع و من و باباشم دیوونه کرده با این کاراش لجبازی داره هیچکس غیر از من بچشو نمیشناسه ولی من میگم من بی سوادم مادرشم و یه دیپلم ساده دارم ولی چرا دکتر مملکت اینجوری باید رفتار کنه اگه تنها بود اینقدر ناراحت نمیشدم ولی چون خواهرشم باهاش بود میگم اعتماد به نفس بچه رو سرکوب کرده من از این لحاظ خیلی ناراحت شد این خانوم استاد مشاوره بچه هامه من با مشاورشون راحتم گفتم تلفنی جریان دیروز رو باهاش در میون بزارم کار و تشخیص خانوم دکتر عالیه ولی این رعتارشو نپسندیدم و بهشم گفتم اینا با هم باشن اذیت می کنند و به صورت جداگانه خیلی عملکردشون بهتره تا وقتی با هم کار بشه بعد جلوی ماهلین گفت دلوین خیلی بهتره ولی این اذیت می کنه خوب این بچه می فهمه احمق که نیست ماهلین خیلی دختر حساسیه و زود بهش برمی خوره من فوق العاده از این کاره خانوم دکتر ناراحت شدم به نظرتون چی کار کنم ؟؟نمی تونم درمانشم قطع کنم به نظرتون گذشت کنم اینبارو؟؟یا تذکر بدم ؟؟
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
همین الان از پیش دکتره مغز و اعصاب ماهلین میام ۶ ماه یه بار میبرمش واسه چکاپ‌ این آقای دکتر یکی از بهترین هاس بهش گفتم بهم میگن دقت و تمرکزش کمه و یه کمی هم‌گیج می زنه گفت اینا همش واسه خاطر داروهاشه به محض اینکه قطع بشه خوب میشه گفت تا سن مدرسه و ۷ سالگی طبیعیه دقت و تمرکزشون کم بشه ولی از بعد اون اگه خوب نشن نیاز به دارو دارن اینجور بچه ها و هوششون هم مدام در حال تغییره و نیاز به آموزش و تمرین دارن تا ضریب هوشیشون بره بالا حالا هی بیا به این روانشناسا بگو این بچه داروی مغز و اعصاب می خوره اگه دقتش کمه ممکنه از عوارض داروهاش باشه هی میگن نه ربطی نداره🙄🙄خدا اگه آدم محتاج خودش می کنه محتاج بندش نکنه که درگیر یه مشت آدم بی سواد که اسم خودش رو گذاشتن روانشناس نکنیم امروز تلفنی با مشاوره ی ماهلین صحبت کردم خیلی ناراحت شد گفت آخه این رفتار تو حیطه ی روانشناس از یه دکتر روانشناس کاملا بعیده شپا باید تذکر میداد هنوزم دیر نشده سری بعد که رفتی حتما تذکر بهش بوه که این بچه با داد و دعوا کردن به جایی نمیرسه و خیلی حساسه حتی به دروغ هم که شده بگو ماهلین قهر کرده دیگه نمیاد تا دوباره تکرار نکنه چون درصورتی تکرار این بچه کاملا زده میشه از ادامه ی درمان خدایا اگه هیچی بهم نمیدی فقط صبرم بده صبر به خدا حجب و حیا و آبرو و ادبم حکم کرد که چیزی به دکتر مملکتم نگفتم و به روی خودم نیاوردم ولی از درون داغون شدم آدم خودش هرکاری با بچش بکنه و دعواش کنه دلش طاقت نمیاره یکی دیگه با بچش اینکار بکنه حتی اگه پدرش باشه من که این طوری ام خوب یا بد ولی امروز کلی کارام رو زمین بود و دست به سیاه و سفید نزدم از بس اعصابم خورد شد🥺🥺🥺