۴ پاسخ

انشالله

الهی ک هر چی خیره براتون پیش بره

بسلامتی عزیزم
هزینش چقد شد
آزاد بود؟

عزیزم
انشاءالله که به سلامتی این مسیر شیرین رو طی کنید
خداوند پشت و پناهت گلم🩷🎀

سوال های مرتبط

مامان حامی💙 مامان حامی💙 هفته سی‌ودوم بارداری
امروز هم یه قدم دیگه از این مسیر قشنگ و پر از حس رو پشت سر گذاشتم… 🥹🤍
این ازمایش برای من یه یادگاریه از روزایی که دارم برای رسیدن به پسر کوچولوم یکی‌یکی پشت سر می‌ذارم. 💙
خدایا از ته دلم شکرت…
شکرت که تا اینجای راه کنارم بودی، شکرت که هر بار که ترسیدم، یه جوری آرومم کردی، شکرت که من و نی‌نی کوچولوم رو تا امروز سالم نگه داشتی. 🤲🏻🥹
پسرم، مامان برای رسیدن به تو روزای مختلفی رو گذرونده؛ روزای پر از ذوق، نگرانی، انتظار و دعا… ولی هر بار که بهت فکر کردم، دلم گرم شد که آخر این راه قراره تو رو توی بغلم بگیرم. 🥹💙
خدایا فقط ازت می‌خوام از اینجا به بعدم خودت هوامونو داشته باشی. کمکم کن باقی این ماه‌ها هم به سلامتی و خیر بگذره، من و پسرم سالم بمونیم و آخر این مسیر، همه این نگرانی‌ها تبدیل بشه به یه عالمه اشک شوق و بغل کردن پسرم… 🥹
روزی که بالاخره حامی کوچولوم رو بذارن توی بغلم، می‌خوام با تمام وجودم بگم:
خدایا شکرت…
شکرت که منو تا اینجا رسوندی،
شکرت که آخرش به آغوش پسرم رسیدم. 💙🤲🏻
✨️بمونه ب یادگاری✨️
۱۴۰۵/۵/۱۷
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا هفته بیست‌وهشتم بارداری
۹۹ روز… 🥹🤍
فقط ۹۹ روز مونده تا بعد از این همه انتظار، دلتنگی، نگرانی و دعا، بالاخره دختر کوچولوم رو در آغوش بگیرم… 👶🏻🎀
امروز از اون روزاییه که دلم می‌خواد فقط شکر کنم…
شکر برای تک‌تک نفس‌هات، برای هر بار که تکون خوردنت رو حس کردم و فهمیدم هنوز کنارمی… 🥹🤰🏻
از روزی که فهمیدم قراره مامان تو باشم، هزار تا فکر و آرزو توی دلم جوانه زد؛
و حالا رسیدیم به ۹۹ روز مونده به دیدنت…
یعنی رسماً دورقمی شدیم! 🥹❤️
دخترکم،
فقط ۹۹ روز دیگه…
۹۹ روز تا اولین نگاهت، اولین گریه‌ات، اولین بوسه‌ات و اولین باری که صدای «مامان» از کنارم بودنِ تو رو حس کنم… 🥺🎀
خدایا این ۹۹ روز رو به خیر بگذرون،
من و دخترم رو به سلامت به هم برسون
و روزی که برای اولین بار بغلش می‌کنم، یکی از قشنگ‌ترین روزهای زندگیم باشه… 🤲🏻🤍
۹۹ روز تا دیدنت عشق کوچولوی مامان…
دورقمی شدیم دخترکم؛
حالا دیگه شمارش معکوس برای آغوشت شروع شده… 🥹🎀👣
بماند ب یادگار18شهریور1405
مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وچهارم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨