۷ پاسخ

عزیزم پسرت هیچ مشکلی نداره ولی خود شما مشخصا دچار استرس و افسردگی هستی و نیاز به دارو داری
تا این رفتارها و حساسیتهات باعث نابودی پسرت نشده زودتر مراجعه کن به روانپزشک
این حرفمو جدی بگیر بخاطر اینده پسرت.
چندتا تاپیکت رو خوندم و کاملا مشخصه دچار استرس فوق العاده زیاد و افسرده هستی اگر دلت برای بچه ات میسوزه برو دنبال درمان خودت

وا الکی عیب روبچه نزار

بچه کامل حرف میزنه فقط باید کلمات جدید بهش یاد بدی تا بتونه توی مکالماتش استفاده کنه

وقتیم که گفتار درمانی ببری اونا باهاش صحبت میکنن واز میخوان که تکرارش کنه خودت توخونه همینکارکن

تاخیر نداره که. خوبه

شماهم بیشتر حرف بزن مقاومت کن دربرابر حرفاش اونم یاد میگیره

بچه هرجور که پدر ومادر واطرافیان باشن همونجور میشه دختر من تقریبا حاضر جوابه چرا چون خودم حاضر جوابم شوهرمم میگه مثل خودته

سوال های مرتبط

مامان آیناز مامان آیناز ۳ سالگی
مامان برسام مامان برسام ۳ سالگی
توروخدا همتون جواب بدین خیلی فکرم درگیره
بچهای شما که همسن پسر منن میتونن از خودشون دفاع کنن؟ بچه ای نزدیکشون میشه یا میخواد بزنه چیکار میکنن؟پسر من تا چندوقت پیش خیلی غلدری میکرد مثلا میرفتیم بیرون هرجا هرکی باهاش حرف میزد این سرش داد میکشید اما اینجور هم نرود که هرکیو میبینه بره بزنش ولی چندوقت پیش بردمش خانه بازی یه دختری که فک کنم دوسال از پسرم بزرگتر بود نمیذاشت پسرم با لگوها بازی کنه مامانشم اصلا اهمیت نمیداد پسر منم گریه میکرد که حتما میخوام لگو بازی کنم اونم لج کرده بودنه نباید دست بزنی منم به دختره گفتم عزیزم دوتاتون بازی کنین وقتی گوش نکرد پسرمو بردم جلو گفتم نصفش برا پسر منه نصفش برا تو بعد گریه کرد رفت پیش مامانش پسر من از گریه اون ترسید دیگه هرکار کردم بازی نکرد حتی دختره از پارک هم رفت باز پسرم بازی نکرد و انگار کلا دل و دماغشو از دست داد از اونموقع تا میریم خانه بازی میخواد دست به لگوها بزنه میمونه منتظر نگاه آقاعه صاحب اونجا میکنه تا بهش اجازه بده اگرم کسی بهش بگه دست نزن زود میترسه میاد عقب دوست ندارم اینجور باشه قبلا اینجور نبود اصلا حرف کسیو گوش نمیداد سا مثلا یه بچه میاد سمتش یکم میترسه میاد پیش من ولی مثلا با پسرعموهاش بازی میکنه بعضی وقتا میزنشون چجوری یادش بدم بتونه از خودش دفاع کنه؟ میخوام ببینم اقتضای سنشونه؟ شوهدم میگه شاید سرش داد میکشیم اینجور شده آخه خیلی بچه بدقلق و لجیه بعصی وقتا مجبور میشم داد بکشم سرش