۸ پاسخ

من دخترم و‌از شیر گرفتم‌وقتی‌میخاد بخابه‌انقذ گریه میکنه‌ بهونه‌میگیره‌مثلا اگه‌از ساعت‌یک‌ظهر خوابش بگیر تا چهار چهار و نیم بهونه‌میاره برا هر چیزی گریه میکنه تا دادو‌بیداد بکشم‌سرش بخابه‌روانیم‌کرده

شربت رویال اسلیپ بگیر تنظیم خابه بهش بده تا بدی یه رب ۲۰ دقیقه خاب میره

وای دقیقا پسر منم همینه.ساعت ۴-۵ صبح میخوابه . شوهرم همش غر میزنه سرم ولی خب چکار کنم از بعد واکسن خوابش بهم ریخته هرکاری نبکنم درست نمیشه.فکر کردم فقط پسر من بدخوابه

شاید داره دندون درمیاره یا دل درد داره

عزیزم تایم خوابشو باید درست کنی ،اول اینکه حتمااا ظهرا باید ۱/۳۰تا۲یاعت بخوابه چون خستگی بیش از حد بدخوابی میاره ،تا ۱۰شب نهایت باید بخوابه قبلش خونه رو کم نور و کم صدا کن و بهش بگو الان وقت خوابه و اینو براش ی روتین بذار که بدنش متوجه بشه صبحا هم تا ۹دیگه باید بیدار بشه ،تا وقتیکه تایم خوابش نرمال نشه مدام نق میزنه و بدمیخوابه

یه قطره ملاتونین بده راحت بخابه

دحتر منم خوابش خیلی بده الان تو خواب حیغ زد بلند شدم نمیدونم چکار کنم البته دخترم از بدو تولده همینطوره

پسر من وقتی بیدار شد باید در طول روز ی چرت بزنه
وگرن هرچقد بذارم بمونه اگ خوابید دو س ساعت بعدش بیدار میشه
الان ب زور خوابوندمش هنوز رو پامع کلی هم سرش داد زدم

سوال های مرتبط

مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد