۴ پاسخ

من دیشب شوهرم هی دورم میگشت نازم میکرد میگفت بچه هارو بخوابون عزیزم منم در مورد ی حرفی از خانوادش پرسیدم اونم عصبی شد بد بام حرف زد .بعد دوباره اروم شد شروع کرد ب ناز کردن منم اخم کردم گفت میرم اتاقم بچه هارو بخوابون بعد بیا منتظرتم منم هیچ تلاشی برا خوابوندنشو نکردم خیلی دیر خوابوندمشو و خودمم گرفتم پیششون خوابیدم 😆تو نگو شب جمعه بوده یادم نبود خوب سوزوندمش

دختر منم انقدر حسوده منو شوهرم کنار هم دراز بکشیم انقدر جیغ میزنه قهر میکنه بعدم میاد به زور خودش وسط جا میکنه دیشب شوهرم سرش درد میکرد سرش گذاشت رو پام گفت یکم پیشونیم ماساژ بده دخترم زود اومد بغلم نشست تونشم گذاشت رو سر باباش😂

برای شمام جمعه ها تا ظهر روز استراحت اقایونه🤣

😂😂😂😂شوهر‌و بکن بیرون

سوال های مرتبط