هم اکنون تو جاده...و ۱۶ روز تا زایمان..میرم ک مامان لزم مراقبت کنه
دیگه نباید تنها بمونم.
..امروز صبح با سردرد خیلی شدید و استفراغ شدید ک فقط اب خیلی خیلی زرد پس اوردم و ورم خیلی شدییییید و درد لگن سمت راست شدید فوری رفتیم زایشگاه بیمارستان ۱۷ شهریور ک برای زایمانم انتخاب کرده بودم...فشارم شده بود ۱۳
ازم ان اس تی گرفتن هیج مشکلی نبود خداروشکر.بدون هیچ انقباضی و حرکات بچه عالی..ازمایش خون و ادرارم گرفتن اونم بدون هیج مشکلی بود
ولی متاسفانه بهم گفتن چون زایمان اولی هستم و بیمم سلامت هست نمیتونم بیمازستان ۱۷ شهریور زایمان کنم و باید برم ی جای دیگه
بیمارستانش خیلی شیک تمیز و خلوت و عالی بودددد حیف ک گفتن من نمیتونم اونجا زایمان کنم🥲🥲
و اینک گفتن دیگ تاحایی ک میتونم استراحت کنم و ب سرپا نمونم تنها نمونم کارنکنم
برای همین دارم الان میرم شهرستان خونه ی مامانم و همونجاهم ان شاءالله زایمان میکنم تا ۱۵ روزگی بچه ام خونه مامانم میمونم بعد میام خونه خودمون
برام دعا کنین
طبق آنتی ینی ب تاریخ ۹ ماهو ۱۰ روز بارداری
فقط ۱۶ روز تا زایمانم مونده...ولی دیگ نی نی کی بخواد تشریف بیازه خدامیدونه🫠
#بارداری #زایمان

تصویر
۱۴ پاسخ

انشالله خدا خودش کمکت کنه ب حق بی فاطمه زهرا زایمان راحتی داشته باشی بچت سالم بیاد بغلت

رسیدی دختر؟

ا‌نحا بیمارستان خوب داره

بسلامت سفر بی خطر گلم مواظب خودت و گل پسری باش

انشالله به سلامتی باشه عزیزم🤍🫂

بسلامتی عزیزم مبارک باشه کی باشه من برسم
خسته شدم

بسلامتی عزیزم به امید خدا زایمان راحتی داشته باشید

به سلامتی عزیزم😍

کجاس شهر مامانتون

انشالله که به سلامتی زایمان میکنی 😍😍
دختر من دقیق ۹ ماه کامل دنیا اومد ، ۱۰ روز مونده بود به اتمام تاریخم 🫠

اخی ب سلامتی و مبارکی

مسیرت چقد راهه منم میخوام برم ولی میترسم تو مسیر اتفاقی بیفته برام

بسلامتی

میخوای طبیعی زایمان کنی؟

سوال های مرتبط

مامان هلنا جونم مامان هلنا جونم ۱۳ ماهگی
سلام مامانا خوبین در چه حالین
من ۳۹هفته ۴روزمه ماه درد دارم اما درد شدید ندارم ک برم بیمارستان برا زایمان طبیعی دکتر گفت بچه ب سره یعنی سفالیک الان چکار کنم ک زود تر زایمان کنم؟؟(
دردام یه جوری ک واژنم تیر میکشه. بمقعدم فشار .میاد بچه هم خودشو سفت میکنه .درد زیر دل .کمر درد ‌)
اما این قد شدید نیست میتونم تحمل کنم .
هر روز روز ۲۰ دقیقه پیاده روی دارم میرم خونه مامانم یا ابجیم نزدیکه
۴..۵ تا پله روزی صد بار بالا پاین میرم ..تحرک زیاد دارم تو خونه .جارو دستی هر روز می کشم.
دیگه چکار کنم ک تو همین هفته زایمان کنم ب ۴۰ هفته نکشه دردام زیاد نمیشن چرا 😭
با این ک وزنم زیاد نیست خیلی پاهام درد میکنه این خسته کرده 😓
حوصلم سر رفته دلم میخواد زود نی نی مو ببینم
بارداری اولمم هست خیلی هیجان دارم از زایمان نمی ترسم استرس ندارم برا زایمان دلم نی نی مو میخواد ک بغلش کنم بیاد تو جمع ۲نفریمون ک بشیم ۳ نفره 😍
برام دعا کنین ک زود زایمان کنم زایمان آسونی داشته باشم تجربه خوبی باشه برام از این ک خدا این نعمت بزرگ رو بهم داده 🤲🏻❤
مامان لنا خانوم 🩷✨ مامان لنا خانوم 🩷✨ ۱۱ ماهگی
تجربه سزارین من:

خبببب من ۳۷ هفته و ۳ روز ب خاطر دردایی ک داشتم قبلش و تهدید ب زایمان زودرس بودم زایمان کردم
۳۶ هفته و ۴ روز دردم گرفت ک رفتم بیمارستان دولتی نزدیک ان اس تی دادم گفتن ک درد رو نشون داده و ضربان قلب بچه خوب نیست
معاینم کردن ی فینگر (۱سانت) بودم ک گفتن بستریت می‌کنیم و بهت آمپول فشار میزنیم تا زایمان کنی
ولی بچه ممکنه بره دستگاه و اینجا nicu پره و از این حرفاااا
دردای من انقباض بود
ینی ی نقطه از شکمم مخصوصا دور ناف با حرکت بچه ک سفت می‌شد درد شدید میگرفت و این دردا شده بود هر ۷ دیقه ی بار
ب دکترم زنگ زدم گفتن ک برو بیمارستانی ک من هستم خودم میام بالاسرت ببینیم وضعیت چیه
اینقددددد استرس داشتم خصوصا ک همسرمم نبود
خلاصه ب بیمارستان دولتی ب‌زوررررر رضایت شخصی دادم و اومدم بیرون
فقط اومدم خونه لباس عوض کردم پروندمو‌برداشتم و رفتم بیمارستان خصوصی ک دکترم هست
رفتم اول ان‌ اس تی گرفتن و درد و انقباض رو‌ نشون میداد
همچنین ضربان قلب بچه خوب نبود ب دکترم گفتن
ک دکترم گفت باید بستری شم
بستریم کردن و سولفات و بتامتازون(آمپول ریه) بهم تزریق کردن
و مراقبتا شروع شد ولی همچنان درد داشتم
بدیش این بود ک تو زایشگاه بستریم کردن و اجازه داشتن گوشی و همراه رو نداشتم و این خیلی سختترش می‌کرد ….
مامان ماهلین مامان ماهلین ۹ ماهگی
زایمان من قسمت اول
40 هفته ام کامل شده بود البته ب حساب تاریخ پریودیم اما هیچ دردی نداشتم ...
دکترم گفت تا 5 روز دیگه وقت داری
40 هفته و س روز رفتم مطب برای معاینه ی ،ایشون معاینم کردن گفتن دهانه ی رحم 1 سانت باز شده اما من درد های خیلی خیلی خفیف داشتم ...با هم قبل از اینا در مورد زایمان بی درد حرف زده لودیم گفتن هنوزم زایمان بی درد میخوای؟گفتم شما باشین چیکار میکنین گفت میرم بی درد ک خیلی اذیت نشم
من بیشتر برای اینکه میگفتن روند زایمان کند میکنه میترسیدم با مشورت خانم خورشاهی تصمیم گرفتم بی درد زایمان کنم اما روز بعد پنجشنبه بود و تولد حضرت فاطمه ک گفتن دکتر بیهوشی نیستن و روز بعد هم جنعه بود . همین قضیه ک دکترها نیستن و.... ی روز در میون میرفتم ان اس تی تا کوچولو چک کنم
پنجشنبه ساعت 10 شب هم پیش دکتر غفوریان رفتم سونو بیو فیزیکال ک خاطرم از حال نی نی جم باشه
جمعه یکم دردام بیشتر شد ک 2 سانت بودم با دکترم شنبه صبح برای معاینه ی تحریکی هماهنگ کردم صبح رفتم تحریک شدم و گفتن تا ساعت 2 و اینا برو خونه 2 با هم میریم بیمارستان
خلاصه کنم چون زیاد میشه با جزییات بگم
ساعت 2 رفتم بیمارستان بستری بشم ک ماما بیمارستان گفتن باید معاینه بشی معاینه کرد و گفت بچه ی بریچ هس باید بری سونو دکترم گفت نمیخاد بری ب هر بهونه ای بود برگشتم بیمارستان امذ ماما اینقدر عصبانی شد ک من بستری نمیکنم و من گفتم باید میرفتی و...
حالا ما داشتیم زمان از دست میدادیم چون دکتر بیهوشی فقط تا 7 ونیم شب بیمارستان بود و اگر این تایم میگذشت دیگه زایمانم بی درد نبود🤦‍♀️