۲۰ پاسخ

بسلامتی خوشبگذره بهتون برای منم دعا کن مهر بتونم بیام مشهد 🥲

آخی جانم بسکهههههه این داماد من اقااااااس🤭😍😍😍🥰🥰🥰

عزیزم انشالله سفر بی خطر التماس دعا منم تازه با دختر ۱۸ ماه رفتم. کربلا با اتوبوس سخت بود ولی شیرین

برا ما مشهد ۲۴ ساعت راهه با اتوبوس
با قطار هم انقد گرونی شده ک نمیشه رف 💔 خدا برسونه انشالله قسمت مام بشه
دعامون کن عزیزم

خداروشکر عزیزم التماس دعا 🥺

سفر بی خطر عزیزم..
خداروشکر که همه چی خوب پیش رفته براتون😍❤️

یا امام رضا .

عزیزم ان شاالله بهتون خوش بگذره سفرتون بی خطر
لطف میکنی برای مامان منم دعا کنی سرطان داره اسمش مرضیس ممنونت میشم عزیزم

عزیزم واسم دعا کن مریض داریم روی تخت بیمارستانه جونه سکته مغزی کرده
دعا کن امام رضا شفاش بده ازت خواهش میکنم

وای برامن فکرشم وحشتناکه

خوب کاری کردی رفتی ایشالا خیلی خوش بگذره
منم پسرم ۱۰ ماهه بود رفتم خیلیم خوش گذشت بهم سخت بود ولی از پسش بر اومدم

با قطار راحت تر نبود؟

قربون امام رصارضابرم ما با ماشین رفتیم ،ازش خواستم هرموقع میطلبه ی جوری باشه اذیت نشم،پسرم خسته شه میترکونه تابخوابه،اینقدر خوب بود و خوش گذشت ک حدنداره🥹🥹🥹

بنده برگزیده خدا بودن چه حسی داره؟😁
من دخترم تو ماشین خودمون سرویسمون می‌کنه وااای به حال اتوبوس🤭
بخاطر این خانم دوساله خونه نشینیم🤧

بسلامتی عزیزم بجای مام زیارت کن خوش بگذره...تروخدامنم دعا کن گرفتارم تا مشکلمون حل شه خواهر

ب سلامتی بری وبرگردی
چقدر خوب که شب رفتین هم خنک تره هم این که بچه میخوابه هم خودش کلافه نمیشه هم شما روکلافه نمیکنه
یادت نره برا من دعا کنیا😘❤

به سلامتی برین و برگردین عزیزم
خوش بگذره بهتون

به بع خوشبگذره انشاالله میری مشهد ؟؟

کجا میری حالا

خوب کاری کردید شب رفتین میخوابه . بسلامتی عزیزم خوش بگذره

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۱ سالگی
دومین روز ترک شیر
با اینکه شیر شب قطع شده بود ساعت 4 صبح بلند شد و تقاضای شیر کرد راه بردیمش یکم آب خورد و خوابید ساعت 6 دوباره بلند شد و این شیر پاستوریزه خورد و یادش رفت و شروع کرد به بازی کردن صبحونه تخم مرغ آبپز خورد و از خونه زدیم بیرون
بیرون چندباری یادش افتاد ولی خب حواسش به ماشین ها پرت شد و درویر خوردن بادام زمینی شد نزدیک های ظهر بردمش آرایشگاه و خب چون هم خوابش می اومد و هم باباش نبود کلی گریه کرد و بعدش تقریبا نصف یک رانی چند دونه پفک و یکم چیپس خورد (باج گرفت اینا رو) ناهار چون قهر بود بخاطر شیر خوردن نخورد و یکم با سختی خوابید وسط خواب بلند شد شیر پاستوریزه خورد و دوباره خوابش برد
عصرونه بستنی خونگی خورد چندساعت بعدش سیب زمینی سرخ شده چون ناهار نخورده بود
شام هم جون حواسش به بازی بود نخورد
ولی یکم هندونه و هلو بعدش خورد
شب تو راه خونه خوابش برد و تا صبح اصلا بیدار نشد
امیدوارم بقیه روزها هم به خوبی بگذره
در کل سخت تر از روز اول بود