۱۰ پاسخ

حالا منی که غریبم افسردگی دادم همش میخام همسرم راضی بشه یه بچه بیاریم فعلا از تنهایی در بیام هیچ جایی هم نمیرم

عزیزم منم راه دور ازدواج کردم یدونه بچه دارم ولی خیلی سخته عین چی پشیمونم.... ولی چه میشه کرد🤕

درکت میکنم گلم منم دوتا پشت سر هم دارم پسرم ب شدت شره و اذیت میکنه
یکی میخابه اون یکی بیداره
ولی پسرم بیشتر خستم میکنه
انشالله خدا کمکت کنه عزیزم

چند سالته ؟؟
اختلاف بچه هات چقدره؟

واقعا سخته. من که خونوادم نزدیکن در حد ده دقیقه ماشین فاصله داریم وقتی فقط پسرم بود میرفتم. وقتی شوهرم نبود بیشتر روزا اونحا بودم. خونه بابام شوهر منم کشتی کار می‌کنه. هر ماه یا پونزده روز تا بیاد خونه یه بار دو ماه گیر کردن عمان من از وقتی صاحب دوتا بچه شدم نمی‌رم خونه بابام پسرم. تو سن لجبازی و جیغ و ایناست. روم نمیشه. و فقط خونه خودم راحتم. برم هم. از صلح تا شب برمی‌گردم .

من که کوچه بغلی مامانم اینام چه گلی به سرم زدن همون بهتر دوری دردش کمتر خدا خودش کمک مون کنه

ولی درکل سخته میفهمم چی میگی

برنامه ریزی کن‌منم دوتا بچه دارم یکیش ۵یکیش ۴ماهه.
برنامه اینجوری صبح شوهرم میره سرکاربچهاخوابن همه کارامو انجام میدم صبحانه وشیربچم اماده میکنم.
اگه کارنداشته باشم با بچه نوزادم میخوابم که استراحت کنم.اگه نخوابم مثلا ساعتکه ناهارمیخوریم بعدش سریع شام میزارم مگراینکه برنج ساعت۶اماده کنم تواون تایم سعی میکنم بادختر۵سالم زبان کارکنم واستراحت کنم.شب اگه خوابم نبره رخت ولباس وکشو ویخچال مرتب میکنم

دقیقا منم مث شمام دوتابچه پشت سرهم،خانوادم ازم دورن ولی شوهرم خیلی کمکم میکنه اگه اون نبودکه دیوونه میشدم،به هیچکاری نمیرسم همه جابهم ریختس

خیلی سخته عزیزم کاش راه دور ازدواج نمی‌کردی دیگه چه میشه کرد تحمل کن ارزششو داره🥹

سوال های مرتبط

مامان گل پسرا😍 مامان گل پسرا😍 ۷ ماهگی
دوتا بچه کوچیک خیلی سختتراز اون چیزی بود که فکرشو میکردم بزرگه پنج سالشه کوچیکه پنج ماهش تو له ترین حالت ممکنم همسرم خونست ولی دریغ از ذره ای نگهداری گاهی یه اشپزی میکنه هیشکی نیست ده دیقه پسرمو نگهداره فقط دراز بکشم بعد خانوادم شاکین که چرا نمیای خونمون چرا چسبیدی به خونت من خسته ام بغض دارم من تنهام خیلی تنها گاهی فکرایی میزنه بسرم خودمو راحت کنم ناشکری نیست من عاشق بچه هامم ولی خسته ام همسرم توقع داشت این تعطیلاتو بریم خونه برادرش اردبیل من نرفتم چندبار گفت گفتم نمیخوام برم الان تو قیافست چی میخوان از جونم کاش رهام‌کنن کاش دیگه نه زنگ بزنن بهم نه باهام حرف بزنن تنها چیزی که حالمو بهترمیکنه روزی یکم درس خوندنه تنهاچیزی که منو ازفضای مادری و همسری میکشه بیرون شماهاییکه دوتا بچه دارین هم تواین وضعیتین پسر کوچیکم فقط بغل میخوام دستام داره میشکنه خدااااا کاش حداقل ینفرو داشتم یساعت همه چیو میسپردم بهش میرفتم تنهایی تو اتاق
مامان اهورا🧸🩵 مامان اهورا🧸🩵 ۷ ماهگی
نشستم وسط خونه زار میزنم
اخه چقد این پسر بچه بدی شده
دست تنها بودن خیلی سخته مخصوصا چون به پتو عادت کرده باید دونفر باشن حتما
مامانم ک از شهر من دوره دوست اشناها‌ این جا هم که بدرد آدم نمیخورن
نشستم فقط دارم گریه می‌کنم
بچه هلاک شد اینقد گریه کرد
دو ساعت نیمه‌ داره نق میزنه
دیروز و روزهای.قبلم همین بود
سه روزه قشنگ انگار درست نخوابیدم خستگی همه چی تو تنمه
نمیخوام ناشکری کنم ولی حتی من خودمم نمیخواستم بچه دار بشم ولی دنیا هم سرسازگاری با من نداره
حداقل یکم آروم میگرفت این بچه
دچار فروپاشی روانی شدم
بخدا دیگه دارم حتی تو خونه توهم میزنم
قشنگ سروصدا میشنوم،چیزایی میبینم
از بس تحت فشار روانی ام
حالا کاش درد فقط همین بود
اینقد مشکلات دیگه هست…💔
کاش حداقل یه همسایه مهربون داشتم میومد یه دقیقه کمکم این بچه رو میخوابوندیم
هرچی دوست و آشنا که بودن بعد بچه دار شدن قشنگ انگا فاصله گرفتن
خوابش میاد شدید…ولی وقتی خیلی خسته میشه خیلی سخت خواب میره زیر سینه و اینا رو قبول نمیکنه
فقط پتو
لعنت به این پتور