خانما من چند روزه انقباض و درد دارم دیگه تا دیروز ۴ صبح با درد و انقباض بیدار شدم بیشتر از قبل بود تا ۸ صبح رفتم ماما معاینه کرد اول گفت ۲ سانته یه ده دقیقه دیگه صبر کن باز معاینه کنم تو اون ده دقیقه چند بار درد و انقباض هم داشتم اونم دید که چجوری شکمم سفت میشد باز معاینه کرد که گفت ۲ تا ۳ سانتی و کامل کیسه اب و سر بچه رو لمس کردم گفت درجات بیشتر شد دیگه برو بیمارستان من خیلی خیلی استرس گرفتم چون آمادگی نداشتم از طرفی هم فکر کارای خونه ابنا هم بودم دیگه گذشت تا ۸ شب که شد دردام همون بود گفتم برم بیمارستان ببینم چند سانت شدم که رفتم معاینه کرد گفت ۱ سانتی .دستگاه هم گذاشت تو همون چند دقیقه نیم ساعت دستگاه که ببینه درد دارم چند بار شکمم سفت و درد میکرد ولی تو دستگاه نشون نداده بود گفت درد نداری .بعد باز شکمم سفت میشد نشونش دادم گفت شاید شکمت خودش اینجوری میشه .چند روز پیش سنو بودم همه چی اوکی بود.الانم که فقط یکم انقباض و درد شبیح پریودی دارم یعنی ممکنه بخاطر استرس دهانه رحم باز بسته بشه من بچه اولم نیست کامل انقباضات زایمان رو میشناسم و این برام عجیب بود

۴ پاسخ

شاید ماه دردی
دستگاه دقیق تره تا ماما

نه ممکن نیست اونایی که بیمارستان معاینه میکنن قددکترت که نمی دونن

چن ساعت انقباص ودردداشتی

دوست منم همینطور شدتا سه سانت رفت مجدد دهانه رحم بسته سد
وقتی درد ها شروع میشه باید ورزش کنیم که زودتر باز بشه.

سوال های مرتبط

مامان دونات کوچولو مامان دونات کوچولو ۱۲ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 3
ساعت نه نیم معاینه شدم کیسه آبم پاره شد پرسیدم چند سانتم گفت چهار سانتی برو تو حیاط بیمارستان راه برو ساعت یک نیم بیا رفتم باز راه رفتم هی موقع دردا خودمو یک جایی نگه میداشتم درد تموم میشد باز راه میرفتم دوباره ساعت یک رفتم داخل معاینه کرد گفت تعغیر نکردی برو باز راه برو دوساعت دیگه بیا باز رفتم راه میرفتم یکم مینشتم رو صندلی دوباره بعد دوساعت رفتم داخل معاینه شدم همون اوضاع قبلی بود تا ساعت پنج صبح همینطور از درد ناله میکردم دیگه رفتم داخل معاینه کرد همون چهار سانت بودم دیگه گفت لباستو عوض کن اومد نمونه خون و ادرار گرفت و آنژوکت وصل کردم رفتم اتاق زایمان معاینه شدم معاینه لگنی گفت لگنت یکم برآمدگی دارع ولی بچت زیاد بزرگ نیست و مشکلی پیش نمیاد البته که من چند روز پیش معاینه لگنی شده بودم پیش دکترم و معاینه تحریکیم شدم که دکتر من همین حرف رو زده بود اون موقع دوسانت بودم اومدن سوزن فشار زدن بعد دوباره معاینه شدم ماما گفت که شیش سانتی خوب دهانه رحم دارع باز میشه و سرم بستش و رفت (ولی به نظرم به این دلیل بست که من تو شیفت اون زایمان نکنم چون شیفت داشت عوض میشد )
مامان لناخانوم مامان لناخانوم ۸ ماهگی
#پارت (۲) زایمان طبیعی
رفتم بیمارستان گفتن اول باید معاینه بشی و ان اس تی بدی رفتم برای معاینه گفتن دوسانتی تعجب کردم چون دکتر خودم گفته بود سه سانت دیگه گذشت و شدت دردام بیشتر شده بود هر سه دقیقه هر چهار دقیقه رسیده بود ولی دستگاه نشون نمی‌داد دیگه چون باید بستری میشدم به دردام توجهی نکردن ولی من واقعا یه درد یه دقیقه ای باشدت بیشتر از پریودی داشتم طوری که شروع میشد همش ذکر میگفتم اسم خدارو می‌گفتم تا تموم شه
دیگه تا کارهای بستری رو انجام بدم ساعت شد شیش که رفتم بستری شدم دستگاه بهم وصل شد چون من میگفتم درد دارم میگفتن نه عزیزم درد زایمان نیس چون توی دستگاه نشون نمی ده شدت خیلی کمه و اینا دیگه ماما همراهم زنگ زد گفت هنوز درد داری گفتم آره گفت پس چرا گفتن دستگاه نشون نمی ده دیگه بعد اینکه باهاش حرف زدم ساعت هفت صبح اومدن سرم فشار و وصل کردن که مامای همراهم اومد دیگه ساعت هفت و بیست دقیقه بود که خیلی درد داشتم فشارم رفته بود ۱۴روی ۸
هی من گفتم درد دارم اونا گفتن نه عزیزم هنوز خییلی مونده چون قطره های سرم خیلی آروم آروم میومد ولی من با هر درد میخواستم گریه کنم چون احساس میکردم درکم نمیکنن یا خیلی نامردن🥲
دیگه یه ده دقیقه گذشت که به ماما همراهم گفتم التماس کردم اینو قطع کن نمیتونم گفت تازه شروع شده باید تحمل کنی ولی باشه وکم کرد و رفت اومد گفت بیا معاینه کنم معاینه کرد شده بودم باز سه سانت گفت خوبه سر توی لگن عالی
دیگه ساعتای هشت گفت بیا پایین راه برو که سرم رو یکمی سرعتش رو برد بالا و احساس کردم دردام خییلی زیاد شد
مامان علی رضا مامان علی رضا ۵ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان بردیا مامان بردیا ۱۵ ماهگی
پارت ،2دیگه هیچی معاینه کرد گفت یک سانت باز شده من درد نداشتم دیگه تا وقتی کارامو انجام داد کاغذ بازی اینا شد همون 2دیگه باز معاینه کرد گفت بریم زایشگاه باهمون یک سانت دیگه مادرم رفت تو استراحت گاه منم باماماخودم رفتم تو زایشگاه شانس خودم مامام همون شب شیفت بیمارستان بود دیگه هیچی رفتیم تو زایشگاه من رفتم تو اتاق مامامم رفت گفت تا 4 سانت باز بشه میام رفت بیرون اتاق ولی همونجا بود دیگه یه ماما دیگی اومد سرمو وصل کرد قلب بچه رو ازاون چیزا گذاشت که همجوری بزنه دیگه رفت من همجوری که دراز کشیده بودم هی درد داشتم کم دیگه تا ساعت 3ونیم بعد اومد دوباره معاینه کرد گفت شدی 3 سانت گفت رحمت خیلی خوبه نرم عالی دیگه رفت شد ساعت 4,20دقیقه اومد یه سرم زد گفت توش داروی آمپول فشار چون کیسه آب پاره باید زودتر زایمان کنی دیگه دیگه رفت من موندم با آمپول فشاردیگه کم کم هی درد می‌آمد فقط شکم سفت میشد کمرم درد میکرد تو کشام اینا فشار می‌آمد دیگه مامام اومد معاینه کرد گفت شدی 4 سانت دیگه بود نرفت دیگه منم هی دردا زیاد میشد تا ساعت 6
مامان ماهلین💗 مامان ماهلین💗 ۷ ماهگی
خب بلاخره وقت شد بیام تعریف کنم.
دوروز پیش تقریبا از ساعت ۲ شب زیر شکمم درد میکرد و ول میکرد شدید هم بود با همه روی ها فرق میکرد میگفتم شاید مثل قبلانه ولی منظم بودن و هر بار هم بیشتر میشد شوهرم همون موقه میخواست ببرتم ولی من میگفتم صبر کن بیشتر بشه میدونستم برم اونجا اذیتم میکنن تا اینکه موقه سحر شد شوهرم دلش نمیومد ولم کنه بره سحری کنه . بعد چند دقیقه سری رفت نمیدونم چیزی خورد یانه اومد و ماشین و روشن کرد گفت بریم دیگه مامانش اومد دید نشستم بهم گفت این درد زایمان نیست اگه درد زایمان بود تو نمیتونستی بخوابی و ... با اینکه من اون شبو‌ نخوابیده بودم . راه افتادیم تا ب بیمارستان رسیدیم افتاب کم کم در اومده بود رفتم برا معاینه خانومه معاینه کرد گفت ۲ سانتی برو تو حیاط بیمارستان قدم بزن دردت بیشتر شد بیا رفتم قدم زدم دردم بیشتر میشد فکر میکردم بیشترینش همینه رفتم دوباره معاینه کرد ۳ و نیم شده بودم کیسه ابمو پاره کرد همون صبح زود بعد چقدر نشستم تا اومدن بردنم تو اتاق اونجا دردام بیشتر شده بود داشتم میمیردم میومدم دم‌و دقیقه معاینه میکردن و تو بدنم دست میاوردن چند تا دانشجو هم بودن ک انگار من بازیچه شون بودم یکی یکی دست میاوردن دردام خیلی بود رفتم تا ۷ سانت خیلی خیلی دردش بد بود تا ۹ سانت و ۱۰ سانتم رفتم میگفتن زور بده تمومه سر بچه داره میاد موهاش پیداست تمومه و ... ولی یهو دیدم به النگو هام چسپ زدن
.ادامه تاپیک بعدی.............
مامان نی نی🥺🫂💎 مامان نی نی🥺🫂💎 ۶ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۲🫂💎

یکشنبه چهل هفته و دو روز بودم شبش یکم کمر درد داشتم صبح رفتم بیمارستان بستریم کرد نوار قلب از بچه گرفت معاینه کرد گفت یه سانتی برام سرم وصل کرد نمیدونم سرم چی بود بعد چند ساعت اومد گفت هنوز یه سانتی برام سوند دهانه رحمی گذاشت همش احساس مدفوع داشتم میرفتم سرویس با اون سوند کار سختی بود یه بار خیلی ادرار داشتم رفتم تا روی توالت نشستم یهو یه چیزی ترکید مثل بادکنک شد جیغ کشیدم ماما اومد گفت چیشده گفتم یه چیزی ترکید گفت نترس سه سانت شدی دوباره نوار قلب چند ساعت گذشت درد داشتم ولی به روی خودم نمی آوردم پهلوهام تیر کشید رسیدم روی چهار سانت قرص گذاشت تو واژنم رسیدم به پنج سانت و چند ساعت رو همین موندم
بینش همش معاینه خیلی دردم میگرفت سعی میکردم جیغ نکشم انرژیم رو نگه دارم پهلو هام خیلی درد میکردن پسرم خودشو سفت میکرد تو اتاق دو تخته تنها بودم و خوشحال بودم که تنهام چون میتونستم راحت بچرخم تو اتاق راه میرفتم یکم دردام کم میشد کمرم درد گرفته بود بعد یه ساعت حدودا دوباره معاینه شدم پنج سانت بودم دکتر شیفت اومد معاینه کرد گفت تا فردا صبح زایمان نمیکنه ساعت نه ده شب بود خیلی ناامید شدم سرم برام وصل کردند با یه دستگاه تنظیمش کردند داشتم از درد پهلوهام می مردم یکم گذشت توی سرم برام آمپول زدند ساعت یازده بود احساس کردم یه آبی ازم میاد فکر کردم خونریزی دارم به ماما گفتم گفت صبر کن معاینه ت کنم