۲ پاسخ

عزیزم یادته منم گفتم فیبروم دارم راهنماییمدکردی دوباره رفتم گفت نداری اونسری شک داشتم فقط ولی خو من یکم درد داشتم ت پریودی ک قبلن نداشتم و پریودم نامنطمه مگ علاغم فیبروم نیس؟

چرا شستشو روده کردن؟

سوال های مرتبط

چشم انتظار چشم انتظار قصد بارداری
پارت سوم
تو اتاق عمل دکتر بیهوشی وزنم گرفت گفت اصلا نترس چون سابقه امبولی داری کم بیهوشی میزنم رفتم روی تخت عمل خوابیدم ترسیده بودم شلوار اتاق عمل پام بود پیراهن اتاق عمل دادن بالا بتادین زدن دکتر بیهوشی ازم سوال میپرسید من در تلاش بودم جواب بدم اما چشام هی بسته میشد که یه دفعه دیدم دکتر بیهوشی بالاسرمه میگه پاشو عملت تموم شد خداروشکر رحمت حفظ شده من نفسم سخت میومد بهم اکسیژن زد گفت خیلی عملت سخت بود اما خوب پیش رفت بردنم بخش با بدبختی خودم خودمو کشیدم رو تختم واقعا دردم زیاد بود سوزش زیاد داشتم وشب اول واقعا سخت بود باید صاف میخوابیدم پشتم سر شده بود تشنه بودم لبم ترک خورده بود از ساعت ۹صبح که عمل شدم تا۱۱شب سوند داشتم و تکان نخوردم سوند کشیدن گفت فقط اب و اب انجیر بخور راه برو اولین بلند شدن عذاب بزرگی بود بعداز اون بهتر شدم این باد می‌پیچد تو شکمم درد داشت راه میرفتم خوب بودم میخوابیدم درد داشتم فردای عمل بخاطر بیهوشی تهوع گرفتم خیلی بد بود با بخیه دویدم ته سالن سرویس بتونم بالا بیارم ببخشید گفتم اینو شکمم کش میومد دکترم اومد گفت فیبرمت خیلی پایه بزرگی داشت خودشم خیلی بزرگ بود اندازه سر یک ادم بزرگ بود کلی خون گرفتن تا هموگلوبین چک کنن تا درن شکمم روز سوم در اوردن یه شلنگ گنده بود بهتر شدم دردم کمتر شد پانسمانمو عوض کردن کم کم دردم کم شد با خواهر شوهرم بودم کلی بهم انرژی داد منو میخندوند و دردم می‌گرفت اما شکر خدا فرداش مرخص شدم گفت هر روز بخیمو بشورم کامل خشک کنم تا ۱۰ روز بعد برم بکشم الان فقط سوزش داره دارو های خواب اور دادن بهم خیلی بهترم الان میگم کاش زودتر میرفتم
Nana:( ′IvF′ Nana:( ′IvF′ قصد بارداری
خلاصه که رفتم توی اتاق عمل و‌ تختش مثل‌
صندلی‌معاینه‌بود‌ولی‌رو‌به‌پایین‌بود
پاهامو‌گذاشتم‌روی‌جا پاییش و با یه چیزی مثل (کمربند محکم بستن که توی بیهوشی تکون نخورم یا نیفتم)
و برام سرم وصل کردن‌و‌هی‌اونجا هم‌میگفتن
ضربان قلبت‌بالاس‌و‌استرس‌ نداشته باش
البته که انقدر همه باهام خوب بودن رفتار پرسنل عالی بود که واقعا حالم خوب بود و استرسم ناخودآگاه بود .
بعدشم که دیگه فقط یادمه گفت که برات آرام‌بخش زدم ( که همون مایع بیهوشی بود زد تو سرم ، گولم زدن🦦😂)
و بعدم‌ماسک‌ اکسیژن‌ اگه اشتباه نکنم
بعدم که دیگه چیزی یادم نیومد تا اینکه داشتن میبردنم توی بخش بستری و گفت عملت تموم شده و عالی بوده😁
من خیلی خواب آلود بودم و تخمدانام خیلییی درد میکرد و تو خواب داشتم ناله میکردم همش
بعد یه ربع اومدم برامون شیاف گذاشتن که بعد نیم ساعت جواب داد و اروم شدم
اینم بگم همه تخت ها روکش یه بار مصرف داشتن و همه چیشون بهداشتی‌ بود و حتی پتویی که اونجا بهمون دادم هم نو بود و دادن به خودمون برای هر نفر یه رول دستمال داده بودن و همش میومدن حالمونو می‌پرسیدن
ساعت 10بود که من دیگه بیدار شدم و اومدن تغذیه اوردن که گفته بودن شوهرمون بره بگیره( حالت پک آماده بودن یه بسته شکلات بیسکوییت آبمیوه و آب اکسیژنه)
که من شوهرم یکم دیر اومده بود چون گفته بودن بره داروهامو بگیره
که اونجا یه نفر از هم اتاقیا چندتا شکلات بهم داد که بخورم و یه نفر دیگشونم کلی اصرار کرد که اگه میخوای من آب معدنیمو بدم بهت ( کلا هم گفتن چندتا شکلات بخورید و یکم آب)
یعد یه ربع خوراکی های منو هم اورد و اجازه دادن بخوریم
و بعدم پرستار اومد و برامون یه آمپول دورناف زد
پارت بعد