۷ پاسخ

منم بعد ۱۷ ساعت درد اورژانسی سزارین شدم

عجب پس هم درد طبیعی کشیدی هم سزریان

اینجاهم شده اینستاگرام خب همشو تعریف کن پارت یک دو چیه

چن ساعت درد کشیدی که بردنت اتاق عمل؟؟

آدامش کو

چرا یه دفعه نمیگی

خونریزی به خاطر چی بود

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلاییا🐣 مامان جوجه طلاییا🐣 ۵ ماهگی
مامان شاهان👑❤ مامان شاهان👑❤ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت دو✨😌
دهانه رحمم به سه سانت ک رسید کیسه ابمو پاره کردن آمپول اسپاینال زدن بهم دردامو خیلی کمتر حس میکردم ساعت دوازده شب بود دکترم اومد بالا سرم من نفس تنگی گرفته بودم ضربان قلبمم خیلی رفته بود بالا به ماما گفتم من نمیتونم طبیعی زایمان کنم تروخدا سزارین کنید منو گفت باید طبیعی زاینان کنی همه میگن نمیتونم ولی زایمان میکنن بهم اکسژن وصل کرد چون ضربان قلبم بالا بود نفس تنگی هم داشتم ساعت یک دکتر اومد بالا سرم گفت این که ضربان قلب جفتشون داره نویز میندازه خطرناکه باید عمل بشه ولی ماما هی میگفت من احیاش میکنم چیزی نیس داره خوب میشه ضربان قلب جفتشون اخه ضربان قلب نی نی هم اومده بود پایین نمیدونم چرا مامای بالاسرم گیر داده بود من حتما طبیعی زایمان کنم دکتر از اتاق رفت بیرون با دوتا دکتر دیکه اومد اونا هم گفتن باید عمل بشه منو اماده کردن رفتم اتاق عمل چون من اسپاینال زده بودم اصلا آمپول بی حسی ک تو اتاق عمل زدن رو متوجه نشدم ساعت دو صبح نی نی منم بدنیا اومد
مامان آرش مامان آرش ۵ ماهگی
پارت سه
ماماهای جدید هم بعد از معاینه اعلام کردن لگنم تنگه و نمیتونم اما دکتر زیر بار نمیرفت و من وحشتناک درد میکشیدم تا حدی که تختو چنگ میزدم وسط این همه درد ان اس تی هم بهم وصل بود و نباید تکون میخوردم، ماماهای شیفت دوم زیاد امید نداشتن که بتونم طبیعی زایمان کنم میرفتن و میومدن باز همون ۴ سانت بودم اومدن کیسه آبمو پاره کردن و بعد یک ساعت دهانه رحمم شد ۵ سانتو همین حین ضربان قلب جنین چند بار افت کرد دکتر اعلام کرد آماده عمل بشه و چون افت پلکت هم داشتم و پلاکتم شده بود ۷چ هزار اعلام کردن برام پلاکت و خون بزارن کنار و من اینارو از ایستگاه پرستاری میشنیدم خدمات اومد بهم سوند وصل کردکه سوزش بدی داشت ولی درد خاصی نداشت نمیدونم چیشد یک ربع بعد باز گفتن نه عمل نمیکنیم و میتونه طبیعی زایمان کنه و اومدن سوندو ازم کندن دوباره یک ساعت بعد که مجدد ضربان قلب افت کرد مجبور به رضایت برای عمل شدن و مجدد بهم سوند وصل کردن که هماچوری شدم(خون داخل ادرار) و ساعت یک نصف شب منو بردن اتاق عمل من تاحالا هیچ عملی نداشتم و برام خیلی ترسناک بود اتاق همه جاش سبز بود و سرد بود، منو خابوندن روی تخت و دیدم دکتر داره روی شکمم بتادین میزنه و بعد اون چیزی یادم نمیاد و وقتی چشممو باز کردم دیدم بچه توی بغلمه و بهترین حس دنیا بود.
به نظر منی که اصرار به زایمان طبیعی داشتم سزارین با بیهوشی بهترین گزینه برای زایمانه