فصل بیستم🌈
صدای قلب💗
بعد از تعطیلات نوروز، آزمایش خون انجام شد.
فربد جواب را گرفت و وقتی سوار ماشین شد، خودش را به بی‌خیالی زد.
گفت:
«منفی شده.»
فرنوش به او نگاه کرد.
باورش نمی‌شد.
گفت:
«نه، امکان نداره.»
فربد چند لحظه خودش را نگه داشت.
بعد خندید.
گفت:
«مثبته.»
فرنوش نفس راحتی کشید.
چند روز بعد به پزشک مراجعه کردند.
پنج هفته و دو روز بود.
هنوز چیزی دیده نمی‌شد.
پزشک گفت یک هفته دیگر برگردد.
در شش هفته و سه روز، کیسه زرده تشکیل شده بود.
اما هنوز جنین دیده نمی‌شد.
پنج روز دیگر گذشت.
فرنوش دوباره رفت.
این بار صدای قلب کوچکش را شنید.
صدایی ضعیف.
اما زنده.
فرنوش وقتی آن صدا را شنید، انگار تمام دنیا برای چند لحظه زیبا شده بود.
صدای قلب بچه‌اش.
بچه‌ای که مدت‌ها آرزویش را داشت.
بچه‌ای که بعد از تمام آن اتفاق‌ها آمده بود.
فرنوش دلش می‌خواست زمان سریع‌تر بگذرد.
دلش می‌خواست دوباره صدایش را بشنود.
اما در هشت هفته و پنج روز، دوباره به پزشک مراجعه کرد.
پزشک بررسی کرد.
این بار سکوتش با دفعه‌های قبل فرق داشت

تصویر
۱ پاسخ

ادامه این فصل

تصویر

سوال های مرتبط

彡❣   ‌بهار ★ 彡❣ ‌بهار ★ قصد بارداری
مامان فندقک مامان فندقک هفته نوزدهم بارداری
آهو آهو قصد بارداری
هفته اول بارداری چگونه است؟

زمانی که برای تعیین هفته بارداری به متخصص زنان مراجعه می‌کنید، پزشک در مورد تاریخ آخرین پریود از شما سوال می‌کند. اولین هفته بارداری از تاریخ اولین روز آخرین پریود شما مشخص می‌شود. در واقع شما در این تاریخ باردار نبوده و احتمالا دو هفته بعد از این تاریخ (حتی بیشتر) باردار شده‌اید.

ازآنجایی‌که شما از تاریخ دقیق تخمک‌گذاری و لقاح اطلاع ندارید، این تاریخ به‌عنوان اولین هفته حاملگی تعیین می‌شود تا تاریخ آزمایش‌ها و زایمان مشخص شود. طبق تاریخ اولین روز پریود پزشک تقویم بارداری را برای شما تهیه می‌کند.

زمانی که تخمدان یک تخمک را آزاد می‌کند، در صورت داشتن رابطه جنسی لقاح با اسپرم صورت می‌گیرد. زمان تخمک‌گذاری معمولا حدود ۱۴ روز بعد از شروع چرخه قاعدگی است. بعد از لقاح تخمک و اسپرم باید لانه‌گزینی انجام شود.

لانه‌گزینی ۶ یا ۷ روز بعد از لقاح شروع شده و در این وضعیت تخمک به دیواره رحم می‌چسبد. گاهی در زمان لانه‌گزینی عروق خونی دیواره رحم آسیب دیده و مقدار کمی خونریزی و گرفتگی ایجاد می‌شود.
آیدا آیدا قصد بارداری
چهار روز… فقط چهار روز سهم من از مادر بودنت شد..
چهار روزی که به جای اینکه تو را در آغوشم بگیرم، پشت شیشه‌های NICU چشم به دستگاه‌ها و نفس‌های کوچکت دوخته بودم.
۳۲ هفته تمام منتظر آمدنت بودم…
با هزار آرزو، با هزار خیال از روزهایی که بزرگ شدنت را می‌دیدم.
اما وقتی آمدی، آن‌قدر کوچک بودی که دنیا برایت سخت بود…
پسرم، من صدای گریه‌هایت را آن‌طور که باید نشنیدم،
آن‌طور که باید در آغوشم نگرفتم،
اما هر لحظه از آن چهار روز، قلبم کنار تو بود.
تو جنگیدی… با همان قلب کوچک و نفس‌های کوچکت جنگیدی.
و من هر روز پشت آن شیشه دعا کردم که بمانی… که برگردی به آغوشم…
اما رفتنت چیزی از مادر بودنم کم نمی‌کند.
تو فرزند منی؛
پسری که فقط چهار روز در این دنیا بود،
اما تا آخر عمر در تمام وجود من زندگی می‌کند.
خاطره‌ی آن چهار روز، بوی تو، انتظار پشت درِ NICU و عشقی که به تو داشتم…
همه‌ی چیزی است که از تو برای همیشه با خودم نگه می‌دارم.
بخواب آرامِ جانِ مادر…
کوتاه بودنت، اما عمیق‌تر از تمام سال‌های دنیا در قلبم ماندگار شد؛
تو فقط چهار روز مهمان این جهان بودی، اما تا همیشه در قلب مادرت خانه داری.
#بارداری#پوشک#فرزند
امیرعلی آسمونی امیرعلی آسمونی قصد بارداری
امیرعلیِ نازنینم…
پسر کوچکم…
امروز می‌شد سه‌ماهگی‌ات،
سه ماهی که قرار بود با لبخندهای کوچکت جهانم را تازه کنی.
من نشستم،با دلی که هزار تکه شده، و تقویمی که هنوز
بی‌خبر از دل مادر است و تاریخ‌ها را بی‌رحمانه جلو می‌برد.
چند روز دیگر روز مادر است…
روزی که همیشه آرزو داشتم
تو در آغوشم باشی، نفس‌های گرم و نوزادانه‌ات به قلبم تکیه دهد
و من آرام بگویم: «بالاخره مادر شدم…»
امیرعلیِ عزیزم…
دوست داشتم امسال روز مادر بوی موهای تو را بدهد،
نه بوی اشک من😭😭😭😭😭😭
اما امسال
سهمم از مادر بودن
یک آسمان غم است و یک اسم:
امیرعلی…
و حسرتی که مثل بغضی در سینه‌ام لانه کرده.
قصور بود. سهل‌انگاری بود. کسانی که باید محافظ جانت می‌بودند، نبودند.و کوتاهیِ آن‌ها رؤیاهای مادرت را برید.
من تا آخرین روزی که در این دنیا نفس می‌کشم،
نمی‌بخشمشان.
مادری که فرزندش را به خاطر بی‌مسئولیتیِ دیگران از دست بدهد، بخشش را از قاموسِ دلش حذف می‌کند.
اما بدان پسرم…
هرچند آغوشت را از من گرفتند، مادر بودنت را
هیچ‌کس و هیچ اشتباهی نمی‌تواند از دلم پاک کند.
من هنوز مادرتم… برای همیشه😭😭😭😭😭😭
آرام بخواب امیرعلی عزیزم…
مادرت هنوز، هر شب، نامت را با عشق صدا می‌زند چشم انتظار آمدنت است.
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭